آيه 23 سوره احزاب را بايد در وصف رزمندگان اسلام گفت. آنها كه عمري در مسير نيل به حيات ابدي جبهههاي جنگ را پيمودند و پس از اتمام دفاع مقدس نيز هرگز مسير جهاد را ترك نكردند. اما در ميان همين خيل مجاهدان نيز نيروهايي به نام واحد تخريب وجود داشتند كه در آسمان درخشندگي ستارگان خميني كبير، تلألوي وجوديشان زبانزد بچههاي جنگ بود. متن زير يادكردي از واحد تخريب و بچههاي باصفاي تخريبچي است كه تقديم حضورتان ميشود.
جنگ با موانع
ايجاد واحد تخريب در طول دفاع مقدس از واقعيت ميادين جنگ حكايت داشت. هرچند ارتش متجاوز بعث از همان روز اول جنگ از كاربرد انواع مينها سود ميبرد اما پس از فتح خرمشهر و بيرون راندن دشمن از بخش اعظم خاك كشورمان، ارتش صدام به لاك دفاعي فرو رفت و آرايش تهاجمي را از دست داد. پيش از فتح خرمشهر، متجاوزان كه همواره اميد پيشروي داشتند، از ايجاد ميادين مين و موانع گسترده خودداري ميكردند اما حالا كه مجبور به دفاع بودند، بحث ايجاد ميادين مين و مهندسي گسترده دفاعي را با جديت تمام دنبال كردند.
تقريباً والفجر مقدماتي را ميتوان اولين عملياتي دانست كه طي آن عمده توان رزمندگان مصروف عبور از موانع متعدد دشمن شد. به نحوي كه برخي از رزمندگان از اين عمليات با نام جنگ با موانع ياد ميكنند. به همين لحاظ، عبور از اين موانع دغدغه اصلي فرماندهاني شد كه طي ماههاي گذشته نيروهايشان به موفقيتهاي برقآسايي دست يافته بودند و حالا در مواجهه با ميادين مين، از كندي روند پيروزيهاي گذشته رنج ميبردند. پيش از فرو رفتن ارتش بعث به لاك دفاعي، تنها در دو عمليات فتحالمبين و اليبيتالمقدس، حدود 30 هزار نفر از نيروهاي بعثي به اسارت درآمدند اما اتخاذ استراتژي نظامي جديد عراق باعث شد تا پس از عدم الفتح عمليات رمضان، در عمليات نسبتاً بزرگ والفجر مقدماتي نيز آهنگ كند پيشرويها ادامه يابد. به هرحال مين، سيم خاردار، موانع خورشيدي و انواع و اقسام تسليحات تأخيري دشمن، واقعياتي بودند كه براي مقابله مؤثر با آنها، آموزش و گسترش هرچه بيشتر واحد تخريب امري بديهي بود. به اين ترتيب تخريبچيها عضو لاينفك تمامي واحدهاي نظامي شدند تا به آنجا كه اغلب لشكرها از يك گردان تمامعيار تخريب بهره ميبردند.
تخريب يعني ساختن
با گسترش واحد تخريب، نام تخريبچي در ميان ساير تخصصهاي دفاع مقدس جلوه ويژهاي يافت. اين امر نه تنها به خاطر اهميت كار تخريبچيها كه از روحيه اين افراد نيز نشأت ميگرفت. حاجمجيد مطيعيان يكي از فرماندهان واحد تخريب تيپ سيدالشهدا(ع) در اين خصوص ميگويد: «هر لحظه احتمال شهادت بچههاي تخريب باعث ميشد تا اين نيروها از پاكترين و خالصترين رزمندهها باشند. حتي در شوخيها و نوع تفريحشان نيز تفاوتهايي ديده ميشد. هر نوع شوخي را انجام نميدادند و به شدت مراقب الفاظي بودند كه در مزاحها به كار ميبردند.» يكي از مشهورترين يادمانهاي واحد تخريب كه در واقع نشاني بر اخلاص و روحيات بارز تخريبچيها نيز هست، حسينيه گردان تخريب لشكر 27 محمد رسولالله(ص) در پادگان دوكوهه است. اين حسينيه به دليل آموزش خنثيسازي انواع مينها و البته انفجارهاي حاصله از آن در بيرون پادگان ساخته شده بود چراكه در برخي از مواقع، موج انفجار مينهاي آموزشي باعث شكستن شيشههاي ساختمان دوكوهه ميشد.
با انتقال مقر گردان تخريب لشكر 27، يادگاريهاي ارزشمندي نيز از بچههاي تخريب برجاي مانده كه اكنون در شكل و شمايل گورهاي پراكنده، حول محور اين مقر به چشم ميخورد و محل بازديد بسياري از كاروانهاي راهيان نور است.
گورهايي كه رزمندگان تخريبچي براي خود حفر ميكردند تا راز و نياز شبانهشان را درون آنها به انجام رساندند. شايد همين رفتار آنهاست كه باعث ميشود يكي از راويان دفاع مقدس تعريفي اين چنيني از بچههاي واحد تخريب داشته باشد: واژه تخريب يعني خراب كردن. اما كار بچههاي تخريب ساختن بود. آنها اول خودشان را ميساختند و بعد وارد ميدان ميشدند. اين بچهها حتي در آموزشهايشان نيز پرواز را تمرين ميكردند.