
رهبر معظم انقلاب بارها تأكيد كردهاند كه نبايد روي نفت و منابع زيرزميني بهعنوان تنها منبع صادراتي كشور حساب كرد و گفتند كه اميدوارم روزي درب چاههاي نفت را ببنديم و از درآمدهاي غيرنفتي براي كشور ارتزاق كنيم. دراين رابطه صنايع دستي يكي از بهترين و معتبرترين منابع درآمدي ميتواند باشد، صنايعي كه در عين زيبايي و جذابيت به نوعي معرف هويت ايراني- اسلامي ما در تمام دنيا هستند اما نكتهاي كه در اين مبحث اهميت دارد؛ چگونگي ارائه و بستهبندي صنايع دستي است كه بايد در آن مسائل فرهنگي، هويتي و حتي علمي و آكادميك رعايت شود، زيرا چگونگي بستهبنديها نماي بيروني كالاها هستند كه چه بسا تأثير بيشتري در توفيق صادرات و توزيع محصولات خواهد داشت؛ به صورتي كه اگر در بستهبندي صنايع دستي، المانها و عناصر فرهنگي رعايت گردد خواسته و ناخواسته مروج فرهنگ ايراني- اسلامي در سرتاسر دنيا خواهد بود.
با اين وجود هنوز درمورد اين مسئله جديت لازم صورت نگرفته است و صنايع بسيار ارزشمند دستي كه محصول كار هنرمندان ايراني است و از صنايع صادراتي ما هم محسوب ميشود در بستهبنديهاي ناجور و بدفرم ارائه ميگردد كه زيبنده كالاي ايراني نيستند. متأسفانه گاه دچار افراط و تفريطهاي بيموردي ميشويم؛ يا آنقدر كوتاهي ميكنيم و كار دست هنرمندان ايراني را در لابهلاي روزنامه و مقواي بيكيفيت ميگذاريم يا كاري كاملاً تقليدي و كپي شده از كالاهاي خارجي ارائه ميدهيم. حتي در سادهترين سطح پلاستيكهايي هم كه براي محصولات استفاده ميكنند، برند و آرم خارجي دارد چه آنكه اگر يك خارجي مجبور شود از اين پلاستيكها براي خريد صنايع دستي استفاده كند به قول معروف زيره به كرمان ميبرد.
يكي از درددلهاي هنرمندان صنايع دستي ما اين است كه كاري كه با صرف وقت و زحمت زياد توليد شده بهقدري در بستههاي بدشكل به گردشگران ميدهند كه آنها رغبتي به خريد و هزينه كردن نميكنند اما كالاهاي نامرغوب چيني كه اصلاً كيفيت و اصالتي ندارند به دليل بستهبنديهاي زيبا و خوشفرم بهخوبي فروش ميروند. به گفته رحمتي معاون ميراث فرهنگي تنها 17 درصد صنايع دستي ما داراي بستهبندي است كه اين با توجه به جايگاه و اهميت صنايع دستي در صادرات غيرنفتي كافي نيست؛ ازسويي با وجود رقباي حرفهاي جعلي كار در سطح بينالمللي چون چين، هند و پاكستان كه با جعل صنايع دستي ايراني به دنبال بازاريابي جهاني هستند و با يغما بردن آشكار، صنايع دستي ايراني را به نام خود ثبت ميكنند، نبايد بيش از اين دست روي دست گذاشت و نياز به فرهنگسازي اصولي در اين قضيه است.
صنايع دستي چه در داخل و چه در خارج از كشور نشاندهنده هويت ايراني- اسلامي است چه آنكه آن را با نام ايران ميشناسند پس بايد نحوه بستهبنديهاي آنها به شكلي باشد تا به محصول ارائه شده ارج بگذارند و اهميت قائل شوند و حتي بستههاي كالاي خريداري شده را براي مصارف ديگر نگه دارند مانند برخي كالاهاي خارجي كه ميخريم و بستههاي آنها به دليل زيبايي و محكم بودن همچنان براي ما قابل استفاده هستند. از سويي ميتوان با همين بستهبنديهاي صنايع دستي تبليغات غيرمستقيم خوبي هم در ارائه صنايع مرغوب ايراني در خارج ايجاد كرد؛ البته منظور ما اين نيست كه بستهبنديها خيلي پرهزينه و سنگين شوند به شكليكه خريد محصولات بهصرفه نباشد بلكه بايد در طراحي و چگونگي شكل دادن به بستههاي صنايع دستي از عناصر فرهنگي و هويتي بهخوبي استفاده كرد كه در هر كجاي دنيا اين بستهها برود بلافاصله نام جنس ايراني به ذهن متبادر شود اين يعني بهترين راه براي صادرات كالاي غيرنفتي كه تنها با فرهنگسازي امكانپذير است زيرا درهرحال صادرات صنايع دستي را تنها با نگاه اقتصادي نميتوان دنبال كرد بلكه اين محصولات به نوعي صادرات فرهنگي هم هستند. از طرفي حمايت از صنايع دستي و ارائه بستهبنديهاي خوب به دليل بار فرهنگي بسيار زيادي كه در آن مشهود است و بايد در صدر قرار بگيرد اين صنعت با ديگر صنايع سنگين و سبك تفاوت دارد. در واقع بايد گفت به نوعي بستهبندي كالاي صنايع دست مانند قابي هستند كه كالا در آن قرار ميگيرد و بخش اعظمي از تبليغات محصول را بر عهده دارد كه حتي به تنهايي هم در بازاريابي محصول مؤثر است بنابراين به واسطه بسته زيبا و خوشفرم، يك كالا معرفي ميشود و روي آن بسته اطلاعات محصول از جمله اينكه متعلق به چه فرهنگي است و از چه جنسي تهيه شده درج ميشود. ناگفته نماند در اين قضيه بايد دانشگاهها هم پا به پاي صنايع دستي و ميراث فرهنگي وارد ميدان شوند و با طراحي مدلهاي خوب، مستحكم، زيبا و خوشفرم به تناسب صنايع دستي در جذب هرچه بيشتر تلاش كنند تا مانند مرواريدي در صدف، اين صنايع مرغوب و اصيل ايراني را در اختيار علاقهمندان در سرتاسر جهان قرار دهيم.