
مديرعامل خانه هنرمندان از اينكه طرح ساخت درمانگاه ويژه هنرمندان به نتيجه نرسيد، ابراز خوشحالي كرد. مجيد سرسنگي در نشستي با چند تن از خبرنگاران حوزه تجسمي، با زير سؤال بردن طرح ساخت درمانگاه ويژه هنرمندان كه در ماههاي آخر فعاليت دولت قبلي كليد خورد اما با تغيير دولت به نتيجه نرسيد، گفت: «قرار شد كه درمانگاهي براي هنرمندان تأسيس كنند كه خوشبختانه اين طرح به سرانجام نرسيد. من با اين طرح بسيار مخالف بودم.» انساندوستي از جمله آن واژههايي است كه نبايد آن را تعريف كرد، بلكه آن را بايد فهميد و حس نمود. سعدي عليه الرحمه هم براي اينكه بگويد انساندوستي چقدر ارزشمند است، دست روي نقطه حساسي گذاشت و گفت كسي كه برايش درد و محنت ديگران غمانگيز است نيز بايد در انسانيت وي شك كرد. البته ما در جايگاه سعدي شيرازي نيستيم و قصد اين را نداريم مباني انسانيت كسي را زير سؤال ببريم، اما سخني كه يك مدير در جايگاه مديريت ميگويد عواقب حقوقي دارد و با صحبتهاي خودماني من و شما در كوچه و خيابان تا حد زيادي متفاوت است.
اين مدير گويا نميدانسته كه دولت در سالهاي پاياني چهار ساله دوم خود امكان ادامه بقا ندارد كه بخواهد براي آن كار تبليغاتي انجام دهد. سر سنگي كه ميتوان نوع نگاه دايي جان ناپلئون را در گفتههايش مشاهده كرد، ميگويد به جاي ساخت درمانگاه «شما تسهيلاتي را فراهم كنيد كه هنرمند بتواند به هر درمانگاهي مراجعه كند» و اين را نميگويد كه وزارتخانه سيد محمد حسيني اهتمام ويژهاي به بيمه هنرمندان داشته است و ميتوان اخبار آن را هنوز هم در آرشيو خبرگزاريها پيدا كرد. ايجاد تسهيلات بيمهاي براي هنرمندان در دستور كار دولت جديد نيز قرار دارد، اما كدام عقل سليمي از توسعه زيربناهاي سيستم بهداشتي ناراضي ميشود؟ بيمار چه هنرمند باشد چه نباشد، چه بيمه داشته باشد و چه نداشته باشد بايد در مركزي درماني معالجه شود و صرفاً داشتن دفترچه درماني تا به حال باعث درمان هيچ بيماري نشده است.
مديرعامل خانه هنرمندان دليل مخالفت خود با ساخت درمانگاه براي هنرمندان را در گفت و گويي كه چندي پيش با خبر آنلاين داشته است، شبهه استفاده تبليغاتي از آن عنوان كرده بود!
يك نوع بد اخلاقي سياسي كه در ميان برخي از مديران وجود دارد، اين است كه با تغيير دولت و براي حفظ صندلي مديريتي خود، شروع به بدگويي از دولت پيشين ميكنند و نسبت به مديران قبلي ابراز برائت ميكنند تا به اين نحو راهي براي ادامه حيات مديريتي خود پيدا كنند. اين در قضيه شايد براي سرسنگي بيمعنا باشد. وي كه از مديران اصلاحطلب فعال در ستاد ميرحسين موسوي بود، در دولت احمدي نژاد مدير عامل خانه هنرمندان ايران شد، در صورتي كه اگر دولت دهم ميخواست نوع نگاهي كه امروز سرسنگي دارد آن زمان اعمال ميكرد، سرنوشت مديريتي اين مدير فرهنگي به شكل ديگري رقم ميخورد. منافع عمومي چيزي نيست كه بخواهيم آن را دستمايه بازيهاي جناحهاي سياسي كنيم. ايجاد بيمارستان يا درمانگاه كه به طور تخصصي خدمات درماني را به هنرمندان ارائه دهد، يكي از خدماتي است كه دولت تدبير و اميد ميتواند در به سر انجام رسيدن آن مصمم باشد. همان طور كه همت عالي هنرمندي چون استاد انتظامي باعث شد تا سنگ بناي خانه سالمندان هنرمندان بنا نهاده شود. ايجاد درمانگاه تخصصي نيز ميتواند قدم ديگري در ارج نهادن به مقام هنر و هنرمند باشد. باشد كه قدمهايي كه در راه اعتلاي هنر و جايگاه هنرمند گام برميدارند، از نگاه تنگنظران به دور باشد.