
نزديك 16 سالي است واژهها ي «اصولگرايي» و«اصلاحطلبي» رسماً وارد ادبيات سياسي كشور شده و در اين مدت تقريباً تمام رقابتهاي انتخاباتي كشور، عرصه تقابل اين دو جريان سياسي بوده است.
البته « تمكين نكردن به رأي اكثريت »، « هجمههاي تبليغي –رسانهاي عليه مباني اعتقادي- انقلابي جامعه» و« اردوكشي خياباني جهت براندازي نرم در حاكميت سياسي كشور» هماره جزء لاينفك نرمافزار رفتاري- گفتاري يكي از دو جريان فوق بوده است.
همين مؤلفهها يكي از علتهايي است كه باعث شد جريان رقيبشان در طول انتخابات مجالس هفتم، هشتم و نهم و انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم موفق به كسب آراي اكثريت مردم شود. هر چند كه در پنج انتخابات مورد اشاره جريان نزديك به گفتمان انقلاب اسلامي توانست بر رقيب سنتي خود در يك فرآيند رسمي وقانوني فائق آيد اما در انتخابات يازدهم، «مجموعه عواملي» منجر به شكست اين جريان در كسب آراي اكثريت – و نه در پيروزي بر رقيب – شد چراكه گزينه اختصاصي طيف تجديدنظر طلب در خوشبينانهترين حالت 7درصد از آرا را صاحب بود و همين موضوع باعث شد پدرخواندههاي اين طيف گزينه متبوع خود را ملزم به كنارهگيري كنند. هرچند كه عوامل شكست اصولگرايي در آوردگاه يازدهم رياست جمهوري متعدد و متنوع مينمايد اما بدون ترديد «نبود همگرايي و وحدت در بين گروهها و دستههاي سياسي» منسوب به اين طيف، علتالعلل عدم موفقيت به شمار ميرود.
اصولگرايان پس از خرداد 92 همچنان متشتت و پراكنده
شش ماهي است كه اصولگراها شكست تلخ را در انتخابات تجربه كرده و تنها دو سال به انتخابات مجلس دهم باقي مانده و نيز سه سال و اندي تا انتخابات رياست جمهوري آينده، اما همه اينها باعث نشده كه چهرههاي تأثيرگذار اصولگرا براي «نزديك كردن ديدگاههاي متفاوت بين افراد و گروههاي اين جريان» گامي مؤثر برداشته و كليت اين جريان را به سمت همگرايي و همپوشاني سوق دهند. تخاصم و زد و خورد مندرج بين شخصيتهاي برجسته اصولگرا مدتهاست به بدنه اجتماعي و رسانههاي اين جريان هم نفوذ پيدا كرده به طوري كه تخريب و تخطئه چهرهها با برند اصولگرايي، توسط رسانههاي منسوب به اين جرگه «يك خط ثابت رسانهاي» به شمار ميآيد، البته اين رويكرد به محافل و نشستهاي محدود و دوستانه اين جريان هم سرايت پيداكرده و در صورتي كه جدي گرفته نشود «خود زني چهرههاي خودي» در تمام سطوح اصولگرايي نهادينه شده و افكار را از مسير «رقيبشناسي» و«بازشناسي طراحيهاي طيف برانداز» غافل ميسازد. به عبارت بهتر، نبود احساس تكليف ودغدغه نسبت به آينده جريان اصولگرا نه تنها ميتواند منجر به شكستهاي پياپي در انتخابات پيش رو و در نهايت به قدرت رسيدن جريان برانداز تجديدنظرطلب شود، بلكه ميتواند اهداف و حتي آينده سياسي اين طيف را نيز به مخاطره اندازد.
جوانان اصولگرا نقش بزرگان را بازي ميكنند
هفته گذشته و در آستانه 16 آذر در دانشكده فني دانشگاه تهران همايشي با حضور سه تن از چهرهاي شاخص جريان اصولگرا برگزار شد كه نه تنها ميتواند پاياني باشد بر ماهها خودزني اصولگرايان، بلكه ميتواند چشم اندازي روشن باشد براي بازگشت اين طيف به صحنه قوه مجريه يا همان عرصه خدمتگزاري به مردم.
در اين همايش دوتن – دكتر سعيد جليلي و محمدباقر قاليباف- از رقباي انتخاباتي جريان اصولگرا كه تحت هيچ عنوان حاضر نشدند در خرداد ماه امسال به نفع ديگري و در جهت موفقيت كليت اصولگراها خود را كنار بكشند، در كنار هم نشسته و در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامي سخنراني كردند كه ميتواند مقدمهاي براي «بازسازي جريان فكري وساختاري اصولگرايان»، «ترميم شكافهاي ايجاد شده در بين دستههاي منسوب به اصولگراها»و « ايجاد همافزايي و همپوشاني بين راس و بدنه اين جريان» در يك بازه زماني مشخص باشد.
شايد اگر اين همايش به همت جوانان اصولگرا برگزار نميشد به اين آساني نميتوانستيم دو رقيب اصولگرا را در قاب يك تصوير مشاهده كنيم، چراكه در ماههاي اخير نه از بزرگان و شيوخ اين طيف تحركي جهت وحدت حداكثري ديده شد و نه از شخصيتهاي برجسته درگير در شكست انتخاباتي 92، احساس مسئوليتي يافت ميشود و برگزاري اين نشست و همنشيني، ميتواند مقدمهاي باشد براي همفكري و همگرايي در بين رقباي اصولگرا در طول ماههاي آينده؛ در شرايطي كه رقيب برانداز و دگرانديش آنها در انديشه بازگشت رسمي به قدرت آن هم با عبور از دكتر روحاني هستند.
چراكه تكاپوي سياسي طيف تجديدنظرطلب پس از روي كار آمدن شكل فزاينده به خود گرفته و در مولفههايي نظير «اختلافافكني بين دولت و مجلس»، «افزايش سطح تخاصم و درگيريها بين گروههاي جريان اصولگرايي»، « غافلسازي دولت يازدهم از اولويتهاي اصلي جامعه»، « افزايش سطح توقعات غير واقعي مردم از دولتمردان كنوني با استفاده از فرآيند عمليات رواني» و «مانع نشان دادن مجلس اصولگراي نهم بر مسير تحقق خواستههاي جامعه» عينيت پيدا ميكند.
تلاشهاي جوانان ابتر نماند
در حالي كه بدنه جوان و پوياي اصولگرا دغدغهمند و مسئوليتپذير به دنبال همگرايي و يكي شدن بزرگان خود در انتخابات پيشرو هستند شخصيتها، بزرگان و پدرهاي معنوي اين طيف هم بهتر است رويكرد تخاصم و خودزني را كنار زده و در اين فرصت اندك تا انتخابات دهم مجلس شورا و مجلس خبرگان با برگزاري جلسات منظم آسيب شناسي، اشتباهات محرز گذشته را تكرار نكنند و گامهاي اساسي را جهت همافزايي فكري- تشكيلاتي اين جريان بردارند تا هم انقلاب را از آفتهاي جريان كودتاچي مصون دارند و هم قطار كارگزاران نظام را به ريل خدمت و صداقت باز گردانند.