هر چند بنا آمد ، اما چند نكته در اين موضوع نهفته است كه به سادگي نمي توان از كنار آن گذشت اينكه چطور بنايي كه تا ديروز با خادم مشكل داشت و به نوعي مسبب رفتنش را خادم مي دانست به يك باره در يك جلسه همه چيز را فراموش و احساس تكليف براي بازگشت كرد.
البته خبر مدير فني شدن حسن بابك هم شوك ديگري بود كه همگان ر ا به تعجب وا داشت چرا كه سابقه نشان مي دهد اين دو نفر چندان با هم جور نيستند .آخرين بار در سال 85 در زمان رياست طالقاني بود كه بابك بخاطر اختلافات نظر با محمدبنا از تيم ملي كنار رفت.
بسياري به اين اعتقاد دارند كه پشت پرده تمام اين انتصابات مي تواند به انتخابات رياست فدراسيون كشتي برگردد و معتقدند رسول خادم در حال مهره چيني براي بدست گرفتن رياست كشتي است . به هر حال مربي چون بنا مي تواند تضمين كننده آينده كشتي فرنگي باشد و اين خود يك پوئن مثبت براي خادم است فارغ از اينكه بنا مي تواند راي هاي سرنوشت سازي را براي خادم جمع كند.
حتي اگر اين پيش فرض ها را درباره خادم را درست بدانيم درباره بازگشت بنا اما آنچه مهم است اينكه آيا دوباره آن اختلافات سر باز نمي كند آيا اختلافات قديمي با توجه به خصوصيات بنا و بابك به ضرر كشتي تمام نمي شود.
صرف نظر از اين مسئله نكته مهمتر بحث اختلاف سليقه اي بنا و بابك بعنوان سرمربي و مدير فني كشتي فرنگي است ، آنچه بيشتر از همه نگران كننده است اينكه اين دو نفر در دو جلسه جداگانه با رسول خادم به تفاهم و هماهنگي رسيده اند و فعلا صداي وحدت و عدم وجود اختلاف را سر مي دهند اما بر كسي پوشيده نيست كه اختلاف سليقه اين دو چيزي نيست كه با يك يا دو جلسه رفع شود.
نكته مهم اين است كه اكنون اين اين اختلافات بار ديگر سرباز نكند.
اينكه كشتي با مشكلات ريز و درشتي روبروست واقعيتي است انكار ناپذير كه ارتباطي با رياست فدراسيون آن ندارد، خادم باشد يا كسي ديگر تفاوتي وجود ندارد. مهم این است که بنا و بابک به این بلوغ فکری رسیده باشند که با کوچکترین حاشیه ای بحث اختلافات قدیمی را به میان نیاورند والا امروز در شرایطی که همه چیز آرام است دوست بودن ادعای اختلاف نداشتن امری کاملا بدیهی است.