نه اينكه قبلاً اهل شارلاتان بازي نبوده باشند، اما اين روزها روزنامههاي زنجيرهاي با سوءاستفاده از روزگار، در آنچه به حق «شارلاتانيسم مطبوعاتي» خوانده ميشود، كاملاً شورش را درآوردهاند. كي صبر مدعيالعموم سرآيد، خدا عالم است. عجالتاً به همين مورد دقت كنيد.
بدترين، بيادبانهترين و ستيزهجويانهترين اظهارات سران كاخ سفيد درباره ملت ايران، بيترديد ظرف همين يك ماه اخير بوده. سخنان چند روز پيش اوباما و اظهارات ديروز وزير خارجه امريكا دگر بار نشان داد اگر ما به هر دليلي از پارهاي حقوق خود كوتاه بياييم و از خير امتيازات بزرگي بگذريم، نه فقط پاسخ درستي از امريكا نميگيريم، بلكه مسبب گستاخي بيشتر كاخ سفيد ميشويم.
اين وسط، از همه جالبتر، واكنش بيش از حد روادارانه زنجيرهايها به ياوهسراييهاي امريكاست.
سران امريكا در 95 درصد حرفهايشان عليه ملت ايران درشتگويي ميكنند، آن وقت تيتر اغلب زنجيرهايها از قول ايشان اين است؛ «از كنگره خواستهايم تحريم جديدي عليه ايران وضع نكند»! (بگذريم كه قرار غايي بر لغو همين تحريمهاي موجود بود، نه وضع نكردن تحريمهاي جديد، آن هم با هزار منت و كلي اما و اگر!) جان كري و اوبامايي كه جرايد زنجيرهاي به خورد مخاطب ميدهند، در مجموع آدمياني موقر، متين، پايبند به توافق، مؤدب و صدالبته باهوشند، ليكن جانكري و اوبامايي كه فيالواقع هستند، بهترين نماد شرارت، كينه و شيطنت با ملت ايرانند و بارزترين نماد بدعهدي نسبت به آنچه با دولت ايران توافق كردهاند.
از قرار زنجيرهايها دوست دارند آرزوهاي خود را به عنوان «خبر» جا بزنند و سران امريكا را آنطور كه ميپسندند، نشان دهند، نه آنطور كه واقعاً هستند! خيال تان تخت، اوبامايي كه زنجيرهايها نشان ميدهند، اصلاً وجود خارجي ندارد، آن هم اين همه فهيم و مهربان! تأكيد خود دشمن، بر دشمني و حقخوري است، اما زنجيرهايها از فرط دشمن دوستي، چنان اخبار دشمن را ملوس و چاپلوسانه پوشش ميدهند، كأنه كمترين عداوتي از ناحيه امريكا با ما وجود ندارد و اگر هم لجاجتي وجود دارد، بيشتر از ناحيه طرف ايراني است! يكي نداند و تنها منبع دريافت اخبارش همين زنجيرهايها باشد، خيال ميكند امريكا يكپارچه آقا شده، تا حدي كه ميان اسرائيل و ايران، غش كرده طرف جمهوري اسلامي! منتهاي مراتب، امان از شعار «مرگ بر امريكا» و ديگر شعارها كه نميگذارد يخ دوستي آب شود! خلاصه تحليل محتواي مطالب زنجيرهايها به خصوص در اين يك ماه اخير، عيناً ميشود اين جمله كه «امريكا در برابر ايران ميخواهد كوتاه بيايد، اما آنچه مانع آشتيكنان نهايي است، لجبازيهاي جمهوري اسلامي است»!
اما به راستي، در مقام عمل هم همين گونه است؟ هيچ فكر كردهايد چرا وقتي به حكم قانون، يكي از اين جرايد زنجيرهاي بسته ميشود، آه رسانههاي دشمن، بلكه ناله خود دشمن درميآيد؟! علت اين است؛ زنجيرهايها بيش از دوست، يعني بيش از ملت و دولت خودمان، همواره جانب دشمن را گرفتهاند و بيش از آنكه در روزنامهنگاري، حرفهاي باشند، در پالوده خوردن با دشمن و اهدافش حرفهاي شدهاند.
طنز روزگار اينجاست؛ روزنامههاي اصولگرا وقتي بنا بر ابتداييترين رسالت كاري، اخبار سخنان سران كاخ سفيد را درست و حرفهاي رصد ميكنند و انعكاس ميدهند و حاشيه سخنراني و احياناً فلان جمله نسبتاً آرام را فداي متن سراسر عنود آن نميكنند، از سوي زنجيرهايها متهم به اين ميشوند كه؛ «نگاه شان به چشم و دهان دشمن است»! خود حتي در اوج اجنبيپرستي، نگاه به جيب دشمن هم دارند و در پروندهشان مكرر «گرنتهاي مادي و معنوي» ديده ميشود، آن وقت نگاه ما را متهم به چشم و دهان دشمن ميكنند!
كم نبوده كه جيره زنجيرهايها را دشمن داده باشد! صدالبته نگاه به چشم و دهان دشمن، اگر از زاويه شيفتگي به دشمن باشد، امر مذمومي است، ليكن از سويي ديگر، دشمنشناسي محقق نميشود الا به همين نگاه دقيق بر چشم و دهان و رفتار و گفتار و نيات دشمن. دقيقاً از همين زاويه است كه ما هم به سخنان رئيسجمهور خودمان توجه ميكنيم، هم به سخنان رئيسجمهور امريكا، هم به سخنان ظريف، هم به سخنان جان كري. و خب! مثل هر ايراني ديگري، به غرور ملي مان برمي خورد وقتي ميبينيم رئيسجمهور بيادب امريكا، «مؤدب» خوانده ميشود! دگر بار بايد دقت كرد كه چه چيزي، چه كوتاه آمدني، چه امتيازي و احياناً كدام توافق، اين همه امر را بر شيطان بزرگ مشتبه كرده كه در دوران افول خود، بيشترين و بيسابقهترين بيادبيها را در حق ملت ايران روا دارد؟!
اين را نيز بايد مراقب بود؛ جرايدي كه دشمنيهاي بيحد دشمن را سانسور ميكنند، آيا ركن چهارم دموكراسياند يا ستون پنجم ديكتاتوري كاخ سفيد؟! با مزه است؛ سانسورچيهاي عداوت دشمن كه مكرر بيادبيهاي اوباما و جان كري را درز ميگيرند، به دوست كه ميرسد، گلهها دارند از وجود سانسور!
نگاه زشت به چشم و دهان دشمن، اتفاقاً از سوي زنجيرهايهاست. هم اينها و هم دشمن، جفتشان از ما ميخواهند؛ كوتاه بياييم، بيشتر كوتاه بياييم، باز هم كوتاه بياييم... امروز از غنيسازي 20 درصد، فردا از كليت غني سازي، پس فردا از هستهاي، هفته بعد از شهيد عليمحمدي، ماه بعد از موشك دوربرد، فصل بعد از شهيد طهراني مقدم، سال بعد از اسلحه، از غيرت، از ايمان، از علم، از خون شهدا... آري! ما تا اصل انقلاب اسلامي را ندهيم، دشمن راضي نخواهد شد. بيم از آن دارم شيرفهم شدن بعضيها، گران تمام شود براي برند مقدس و باشكوه انقلاب اسلامي. آن از اراجيف اوباما، اين هم از ياوههاي ديروز جان كري. بعضيها با آن همه اعصاب ظريف، متعجبم چرا الان و با شنيدن اين همه گستاخي روي ويلچر نميروند؟!