سؤال اين است كه چرا در اين مواقع به جاي آنكه فكري براي ثبت نام در يك كلاس ورزشي، رفتن به پارك و قدم زدن يا حتي مطالعه آزاد به سرتان بزند يك راست سراغ رايانه، گيم دستي يا تلويزيون ميرويد؟
چرا وقتي به قول خودتان حوصلهتان سر رفته اولين كاري كه ميكنيد فشردن دكمه روشن تلويزيون يا كامپيوتر است؟ دقت كردهايد بعد از مدتي خودبه خود اين عادت در وجودتان شكل ميگيرد و زمان فراغت اولين كاري كه از درون، شما را وادار به انجام ميكند سراغ رايانه و تلويزيون رفتن است؟ ميدانيد با ادامه اين روند رفته رفته با اين كار، خودتان را معتاد ميكنيد؟! چرا تعجب كرديد؟ اعتياد از عادت كردن به انجام يك كار شروع ميشود.
اعتياد ميتواند مصرف مواد مخدر، استعمال سيگار يا حتي جويدن آدامس باشد اما اين بار منظور من اعتياد خطرناكي به اسم «اعتياد الكترونيكي» است كه در بين نوجوانان و جوانان كه طولاني مدت به تماشاي تلويزيون يا كاركردن با كامپيوتر ميپردازند، ايجاد ميشود.
باور نميكنيد كه بعد از اين همه سال استفاده مكرر از تلويزيون و رايانه يك معتاد الكترونيكي شدهايد؟ من به شما ثابت ميكنم.
با خودتان فكر كردهايد چرا بعد از مدتي احساس ميكنيد بدون اين دو وسيله نميتوانيد زندگي كنيد؟ تا حالا به اين موضوع فكر كردهايد كه چرا زماني كه برق ميرود عصبي ميشويد؟ فارغ از تمام استرسهاي زمان خاموشي بخش مهمي از عصبانيت شما ناشي از اين است كه ميدانيد نميتوانيد اين دو وسيله دوستداشتنيتان را روشن كنيد. پس گيج و كلافه ميشويد و بيخود و بيجهت دور خودتان ميچرخيد.
بهتر است مراقب اين اعتياد خطرناك باشيد! به جاي اينكه زمان بيكاري و بيحوصلگي دستتان را روي دكمه تلويزيون يا رايانه بگذاريد بهتر است از دوستي بخواهيد به خانه شما بيايد يا با اجازه پدر و مادرتان به خانه او برويد البته مشروط به اينكه در خانه آنها هم مقابل تلويزيون يا پشت كامپيوتر ننشينيد. هيچ وسيلهاي هر قدر هم پيشرفته باشد، براي انسان دوست نميشود. ارتباطات زنده است كه به يادگيري انسان كمك ميكند و به او ياد ميدهد اشتباهاتش را اصلاح كند و از همه مهمتر دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه كند. هميشه يك معتاد با موادمخدر سر و كار ندارد. اگر شما ساعتهاي زيادي را پاي رايانه و اينترنت ميگذرانيد و جدا شدنتان از آنها خيلي سخت و دشوار است، بدانيد كه به اين فناوري معتاد شدهايد.
اين روزها علاوه بر بزرگسالان، جوانان و نوجوانان و كودكان نيز از اينترنت استفاده ميكنند. شما به عنوان يك نوجوان براي انجام چه كاري از اينترنت استفاده ميكنيد؟ آيا استفاده شما مفيد و لازم است يا فقط براي گذراندن وقت و بازي از آن استفاده ميكنيد؟
استفاده از اينترنت براي انجام برخي كارها ضروري است. براي مثال اگر ميخواهيد مطلبي علمي پيدا كنيد يا براي يكي از درسهايتان احتياج به مطلبي داريد تا در كلاس كنفرانس بدهيد، ميتوانيد از اينترنت استفاده كنيد اما وقتي پس از انجام اين كارها هنوز سرجايتان هستيد و حتي غذايتان را روي ميز كامپيوتر ميخوريد، بايد به فكر ترك اين عادت ناپسند باشيد. كمي به خودتان فكر كنيد و اينكه چرا تمام وقتتان را اينطور ميگذرانيد. اگر احساس تنهايي و افسردگي ميكنيد و به اينترنت پناه آوردهايد، راههاي ديگري نيز وجود دارد تا از اين حالت بيرون بياييد. مثلاً به كلاسهاي ورزشي برويد و وقت بيشتري را با دوستانتان بگذرانيد.
با يك برنامهريزي ميتوانيد كمكم ساعتهاي آنلاينبودنتان را كاهش دهيد.
فهرستي از كارهايي كه با اينترنت انجام ميدهيد، تهيه كنيد و مشخص كنيد كدام يك از آنها را ميتوانيد بدون اينترنت انجام دهيد. پس از اينكه استفاده از اينترنت را تحت كنترل خود قرار داديد، تغييرات مثبتي را در زندگي روزانه خود خواهيد ديد.
اينترنت در حالي كه ميتواند دوست و راهگشاي شما باشد، به راحتي ميتواند به دشمني ترسناك هم بدل شود.
اينترنت دنياي گستردهاي است و هر آنچه فكر كنيد در آن پيدا ميشود. اما شما نه به همه اين اطلاعات نياز داريد و نه همه آنها به درد شما ميخورد. همه اطلاعات موجود در اينترنت درست و قابل اعتماد نيست.
از طرفي نميتوانيد به افرادي كه از طريق اينترنت با شما ارتباط ميگيرند، اعتماد كنيد چون آنان را نميبينيد يا اطلاعاتي دربارهشان نداريد و نميتوانيد روي درستي آنچه به شما ميگويند حساب باز كنيد.
تنهايي گشتن در اين شهر پرپيچ و خم كه خالي از خطر نيست و گاهي آسيبهايي به افراد به خصوص بچهها ميزند كه قابل جبران نيست. بنابراين بهتر است هشدارهاي بزرگترها را جدي بگيريد و با احتياط و مشورت بزرگترها وارد فضاي مجازي شويد.
در عين حال بايد حواستان جمع باشد كه با هر كسي دوست نشويد، چون يك دوست بد ميتواند زندگي آدم را خراب كند. از آنجا كه تجربه زيادي نداريد، بايد هميشه از تجربه بزرگترها استفاده كنيد. هر چه باشد آنها چهار تا پيراهن بيشتر از شما پاره كردهاند.
شما بايد در زندگي بتوانيد با افرادي از طبقات مختلف اجتماعي ارتباط داشته باشيد و اين كار را نميشود با خواندن كتاب يا تماشاي تلويزيون ياد گرفت. بايد با ديگران زندگي كرد، چون زندگي مثل شنا كردن است و تا داخل استخر نرويد شنا ياد نميگيريد. براي اينكه از خطرات احتمالي دوستيها در امان بمانيد، سعي كنيد دوستيهايتان را به خانواده بكشانيد. هنگامي كه پدر و مادر شما و دوستانتان همديگر را بشناسند، براي شما محيط امني به وجود ميآيد و ميتوانيد آسوده خاطر و بدون نگراني از معاشرت با دوستانتان لذت ببريد.
يكي از مواردي كه ميتواند دليل خوبي براي شروع و ادامه دوستيها باشد، مناسبتهايي مثل جشن تولدهاست. اگر جشن را ساده بگيريد، ميتوانيد بدون ايجاد هزينه و زحمت اضافي براي پدر و مادرتان، در كنار دوستانتان اوقات خوشي را سپري كنيد.
خلاصه دوست خيلي خوب است و انسان هر چه دوستان بيشتر و متنوعتري داشته باشد، زندگي برايش شيرينتر ميشود و تجربههاي باارزشتري را هم به دست ميآورد، پس نوجواني را كه بهترين فرصت براي آغاز دوستيهاست از دست ندهيد.
دليل مهمتر براي تأكيد بر شكل گرفتن دوستيهاي سالم اين است كه در اين دوستيها شما معاشرت اجتماعي، ادب جمعي و نكات مهم متناسب با سن و سالتان را از زبان يك دوست ميشنويد و طبيعي است كه چنين رفتارهايي را از جانب يك دوست راحتتر ميپذيريد تا از زبان يك بزرگتر.