کد خبر: 625404
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۴
زندگي‌نامه شهيد عباس كياني اديب
سال 47 در يكي از محلات جنوب تهران، در خانواده كياني اديب صداي گريه‌هاي نوزادي به گوش مي‌رسيد كه شادي را به خانه آورده بود. نوزاد را عباس نام نهادند.
مبينا شانلو
 جوان‌آنلاين: او خانواده‌اي مذهبي داشت و پدر و مادرش به نماز، روزه و واجبات دين بسيار اهميت مي‌دادند و هميشه وقت اذان همه كارها در خانه تعطيل مي‌شد و پدر و مادر براي نماز قامت مي‌بستند و بعد سفره را پهن مي‌كردند. عباس از همان روزها كه در خانه چهار دست و پا مي‌رفت اين نظم ديني را در زندگي‌شان مي‌ديد و بزرگ‌تر كه شد به درك كاملي از اين مسئله رسيد.
 
عباس از همان دوران كودكي بسيار مهربان بود و در بازي‌هاي كودكانه با همسالانش بسيار با گذشت رفتا مي‌كرد. همزمان با درگيري‌هاي انقلاب همراه پدرش در جلسات شبانه و تظاهرات پي‌در پي شركت مي‌كرد. هميشه در دست پدر راهي مسجد مي‌شد و زودتر از سن تكليف شروع به نماز خواندن كرد. هر گاه پدر و مادرش قرآن مي‌خواندند او هم در كنار آنها مي‌نشست و به آيات قرآن نگاه مي‌كرد.
 
عباس پا به سن هفت سالگي گذاشت و بايد راهي مدرسه مي‌شد همزمان با ورودش به مدرسه انقلاب هم شتاب گرفت و فعاليت‌هاي او نيز بيشتر شد و از همان راه و رسم مبارزه را آموخت و چم و خم آن را كاملا فرا گرفت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و همزمان با تشكيل بسيج مستضعفين، عضو بسيج شد و فعاليت‌هاي مذهبي خود را در آنجا ادامه داد. آن روزها عباس خيلي كم به خانه مي‌آمد و بيشتر وقت خود را در بسيج و مسجد سپري مي‌كرد. همه دوستان محله‌اش را به آنجا مي‌برد و به آنان قرآن آموزش مي‌داد. همواره در كلاس‌هاي قرآن و مراسمات مذهبي شركت مي‌كرد.
 
او يك روز به خواهر بزرگترش مي‌گويد: امشب براي من و دوستانم شام آماده مي‌كني تا آنها را به خانه‌مان دعوت كنم. شب همه وارد اتاق شدند و در را بستند و شروع به خواندن قرآن كردند. 
وقتي مادرش به مدرسه مي‌رفت و وضعيت درسي و اخلاقي‌اش را مي‌پرسيد، همه معلمان از او راضي بودند و اخلاق و رفتارش را مورد تحسين قرار مي‌دادند.
 
او تحصيلات خود را تا مقطع راهنمايي ادامه داد و دوران انقلاب بيشتر سرگرم فعاليت‌هاي سياسي و مبارزاتي بود. زماني كه جنگ آغاز شد عباس 12 سال داشت و بسيار مشتاق بود به عنوان رزمنده راهي منطقه نبرد شود. سال 63 بود كه براي در صف ثبت نام اعزام به جبهه ايستاده بود اما برگه رضايت والدين نداشت و او را ثبت نام نكردند از سوي ديگر پدر و مادرش هم برگه رضايت نامه را امضا نمي‌كردند. عباس آنقدر مظلومانه گريه مي‌كرد كه در نهايت والدينش به او اجازه حضور در منطقه را دادند.
 
عباس هميشه لباس‌هاي ساده مي‌پوشيد و به لباس بسيجي كه رنگ خاكي داشت افتخار مي‌كرد. او به دوستان و آشنايان بسيار توجه مي‌كرد و هر گاه متوجه كسي در همسايگي آنها مشكلي دارد همه تلاش خود را انجام مي‌داد تا مشكلش برطرف شود.
آخرين باري كه قرار بود راهي منطقه شود همه خانواده را دور هم جمع كرد. طبق عادت دعاي كميل را خواند و در جمع خانواده قرار گرفت.
 
او يك سال در جبهه حضور داشت و سرانجام  23 اسفند ماه سال 63  در سن 16سالگي در جزيره مجنون به آرزوي ديرين خود رسيد و رداي سرخ شهادت بر تن كرد. پيكر مطهر شهيد عباس كياني اديب بعد از 13سال بي‌خبري و گمنامي و در سال1375 به ميهن اسلامي بازگردانده شد.                              
 
فرازي از وصيت‌نامه:
 
پروردگارا اينك براي رضاي تو براي خشنودي تو و به امر خليفه برحق توكه نائب امام زمان (عج) نيز مي‌باشد قدم به صحنه جهاد برعليه كفر مي‌گذارم بدان اميد كه يا مرا به فيض شهادت برساني تا شايد كفاره‌اش باشد براي محو گناهانم و اداي ديني در قبال جمهوري اسلامي و يا مرا بيامرزي و توبه‌ام را بپذيري كه در همه حال به تو نيازمندم و غير از تو كسي را ندارم اي خداي من بسيار در تلاش بوده‌ام تا براي تو باشم و براي تو بنده مخلص باشم و هرچند كه لطف تو شامل حالم بوده ولي شرمنده و سرافكنده‌ام و اميدبخشش دارم.
 
خداوندا ميداني كه از مردن هراسي ندارم و براي من شهادت در راه حق شيرين است خداوندا به محمدت (ص) و به خميني‌ات سوگند كه گرانبهاتر از خون خود متاعي ندارم و اينك مرا گلگون شده و تكه شده بپذير. خدايا من تا آخرين نفس كه در دل دارم در سنگر خواهم ماند.
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون.
مپنداريد كساني كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند بلكه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزي دارند.
 
با سلام و درود به پيشگاه وليعصر (عج) و نائب برحقش امام خميني و سلام و درود بيكران به ارواح طيبه شهدا جنگ تحميلي.
 
پروردگارا اينك براي رضاي تو براي خشنودي تو و به امر خليفه برحق توكه نائب امام زمان (عج) نيز مي‌باشد قدم به صحنه جهاد برعليه كفر مي‌گذارم بدان اميد كه يا مرا به فيض شهادت برساني تا شايد كفاره‌اش باشد براي محو گناهانم و اداي ديني در قبال جمهوري اسلامي و يا مرا بيامرزي و توبه‌ام را بپذيري كه در همه حال به تو نيازمندم و غير از تو كسي را ندارم اي خداي من بسيار در تلاش بوده‌ام تا براي تو باشم و براي تو بنده مخلص باشم و هرچند كه لطف تو شامل حالم بوده ولي شرمنده و سرافكنده‌ام و اميدبخشش دارم.
 
خداوندا ميداني كه از مردن هراسي ندارم و براي من شهادت در راه حق شيرين است خداوندا به محمدت (ص) و به خميني‌ات سوگند كه گرانبهاتر از خون خود متاعي ندارم و اينك مرا گلگون شده و تكه شده بپذير. خدايا من تا آخرين نفس كه در دل دارم در سنگر خواهم ماند.
پدرجان تو شايد بعد از كشته شدن من ناراحت شويد اما اينرا بدانيد كه افتخار بزرگي نصيب شما مي‌شود. پدرجان مي‌دانم كه حق فرزندي را در قبال شما انجام ندادم به هر حال اميدوارم كه از من راضي باشيد و در شهادتم صبر را پيشه كن و خوشحال باشيد كه خدا اين افتخار را نصيب من كرده اگر بدن ضعيف من هزاران تكه گردد باز برايم شيرين‌تر از آن است كه در بستر بيماري از دنيا بروم دوست دارم اگر من شهيد شدم با چهره خونين و بدن تكه تكه شده به درگاه خداوند بخشايشگر مهربان بروم.
 
مادرم همچنان كه من افتخار مي‌كنم كه شهيد شدم تو نيز بايد افتخار كني كه پسرت در راه خدا و اسلام قرآن دادي از پروردگار يكتا مي‌خواهم كه من و هم تو را از اين امتحان الهي سرافراز بيرون آييم و نزد خالق يكتا روسفيد باشيم. خواهران و برادرانم به خاطر بديهايي كه به شما كردم مرا ببخشيد و حلالم كنيد و برادرانم پس از شهادت من پرخروشتر از هميشه با دشمنان اسلام به مبارزه برخيزيد و راه مرا ادامه دهيد از شما مي‌خواهم كه در راه خدا گام برداريد و جلوي نفس سركش و راحت طلب را بگيريد و در دعاها و نمازجمعه‌ها و نيايش‌هاي شبانه شركت جوييد و از خواهران خود مي‌خواهم كه حجاب را بخوبي حفظ كنند و راهشان به جزء راه امام  راهي را نروند و اگر كسي هم در اين اشتباهات بسر مي‌برد او را آگاه سازيد.
 
و از تمام فاميلها و دوستان و آشنايان و همسايگان مي‌خواهم كه اگر بدي از ما ديده‌اند حلال كنند و از دوستان مي‌خواهم كه سنگرهاي جبهه را خالي نگذارند و هميشه در مبارزه با دشمنان حق را ياري نمايند اميدوارم حق تعالي به همگي اجر عظيم عطا بفرمايد.
اميدوارم با تقديم خون ناچيز و جسم ضعيفم به اسلام و امام عزيزمان رضايت خدا و شما را فراهم كنم و در آخر براي طول عمر امام دعا كنيد.
 
راجع به دفن و عزاداري هر طوري كه براي شما راحتر است انجام دهيد مادر و پدرم يك سال نماز و روزه قضا براي من انجام دهيد.
قسم به فجر كه ما صاحبان فردائيم
سرود وصل بخوان كربلا كه مي‌آييم.
جنگ جنگ تا رفع كل فتنه 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار