ابوي از صبح شال و كلاه كرده ميخواهد برود وزارت نفت. اولش فكر كردم آلزايمرش دوباره عود كرده، برگشته به حال و هواي 30 سال پيش كه با سرماي هوا، مردم با پيتهاي خالي ميرفتهاند نفت بگيرند و صف ميكشيدند و كذا. اما بعد ديدم كه اين كارش پس لرزههاي گزارش تحقيق و تفحص از تأمين اجتماعي است. ميگوييد چطور؟ بگذاريد از اولش برايتان تعريف كنم.
ميگويم: خير است كجا با اين عجله؟
ابوي ميگويد: ميخواهم بروم مخ زنگنه را بزنم!
ميگويم: مختاري. حالا چرا زنگنه؟ در ضمن مخزني مال قبل از ازدواج است و...
روزنامه را جلويم ميگيرد و ميگويد: ببين عباسي چي گفته! عباسي وزير سابق تعاون، كار و رفاه اجتماعي گفته هماكنون حقوقهاي هيئت مديره برخي شركتهاي وابسته به وزارت نفت و صنعت، معدن و تجارت چند برابر حقوقي است كه در سازمان تأمين اجتماعي داده ميشود.
ميگويم: خب حالا تو اين وسط چكارهاي؟
ميگويد: خود بي جن اعلام كرده بود كه از شركتهاي توتال فرانسه، رويال داچ شل، اني ايتاليا، استات اويل نروژ، بيپي بريتانيا و دو شركت امريكايي اكسون موبيل و كونوكو فيليپس براي حضور در پروژههاي نفتي و گازي ايران دعوت كرده...
ميگويم: خب نوش جانشان. پرسيدم شما چكارهاي؟
ميگويد: من هم به همين بهانه ميخواهم عضو هيئت مديره يك جايي بشوم و برايشان واسطهگري كنم.
ميگويم: باز خواب بين شدي پدرم.
ميگويد: آشنا دارم.
ميگويم: كي؟ پس من هم ميآيم.
ميگويد: اسي را يادت ميآيد. تانكرش را در زنجان فروخت و رفت خارج؛ هم فرانسه، هم ايتاليا، هم... عكسهايش را هم داريم كه با حوريها برايمان فرستاد....
ميگويم: خب؟ همه كه ميگويند توي كار قاچاق بوده!
ميگويد: ميخواهم بروم پيش زنگنه و بگويم حالا كه بابك ندارند من برايشان اسي را رو ميكنم؛ اسي زنجاني. به شرط اينكه فقط يكماه عضو هيئت مديره يك شركتشان باشم و براي يك عمر بارم را ببندم.
ميگويم: بيخيال پدر من. اينها آنقدر ابوي و اسي و بابك دارند كه به تو چيزي نميرسد.
ميگويد: با دربان وزارتخانه هم آشنايم. ميبردم تا پشت در اتاق وزير. حله!
ميگويم:آرزو بر جوانان عيب نيست. براي شب سيب زميني آب پز ميگذارم زود برگرد.
ميگويد: كمتر از اسفنديار راضي نميشوم.
نرفته بازميگردد و كرايه ماشين ميخواهد. كارت اتوبوسم را ميدهم. ميرود. امروز پيادهروي دارم بدجور...