روابط خارجي ميان دولتها در دنياي امروز امري گريزناپذير است و صحنه بينالملل ايجاب ميكند تا دولتها در عين حفظ استقلال و تماميت ارضي خود، نوعي همگرايي و وابستگي متقابل با يكديگر داشته باشند. دولت جمهوري اسلامي ايران هم از اين قاعده مستثنا نيست و در حال حاضر با تمامي دولتهاي بزرگ غير از امريكا، روابط ديپلماتيك دارد. رابطه با امريكا هم البته چند سالي ميشود كه نقل محافل سياسي در دولتهاي مختلف شده و گويي براي برخي ايجاد و برقراري اين رابطه به عنوان يك افتخار قلمداد شده است. حال آنكه فرمايشات امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري ثابت ميكند، افتخار از آن دولتي است كه بتواند در عين عدم رابطه با امريكا، در صحنه بينالمللي حضور داشته باشد و عرصه داخلي كشور را هم مديريت كند و بداند رابطه با امريكا فقط منوط به زماني است كه امريكا آدم شده باشد. اين روزها اما شرايط به گونهاي پيش ميرود و اخباري به گوش ميرسد كه گويي هر مديري از كانالي در پي برقراري رابطه با امريكاست و هر چند بعيد نيست اين نگرشها ناشي از سياست «سراغ كدخداي جهان رفتن» باشد اما از كساني كه با اين تفكر جلو ميروند بايد پرسيد آيا اين كدخدا قابل اعتماد است؟ آيا عادل است؟ آيا اصلاً آدم است؟ و اگر ميگوييد نيست پس چطور در رفتار، خلاف حرفهايتان عمل ميكنيد؟
تلاش براي راهاندازي پرواز تهران – واشنگتن، تشكيل گروه دوستي پارلماني ايران و امريكا، تأسيس اتاق بازرگاني مشترك ايران و امريكا و گشودن دريچههايي از اين قبيل براي برقراري رابطه با كدخدايي كه هنوز آدم نشده و همچون گرگ تشنهخون دولت و ملت ماست، از چه ضرورتي نشأت ميگيرد؟
آيا غير از اين است كه نوع نگاه عدهاي به برقراري رابطه با امريكا در اين شرايط و بعد از توافق ژنو مبتني بر اين تفكر است كه مشكل امريكا با ملت و دولت ما فقط و فقط بر سر مسائل انرژي هستهاي بوده و اگر در اين حيطه بتوان اعتماد او را جلب كرد، امريكا براي گل و بلبل شدن فضاي داخلي ايران، خود پيشقدم ميشود؟
حال آنكه نظر مقام معظم رهبري خلاف اين است و ايشان با تأكيد بر استكبارستيزي و حفظ اين روحيه و اينكه ما با ملت امريكا مشكلي نداريم و با استكبار مخالفيم، معتقد هستند مشكل امريكا با ما به خاطر انرژي هستهاي نيست بلكه آنان بر سر نفس انقلاب اسلامي و وجود نظام جمهوري اسلامي و تقويت روزافزون روحيه ايستادگي و مقاومت و ترويج سياستهاي اسلامي در ايران و جهان با ما مشكل دارند. نگاهي به نقطه نظرات امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در اين حيطه نشان ميدهد ما نبايد در حرف، رفتار و عمل طوري پيش رويم كه انگار تمام مشكلات ما به خاطر عدم رابطه با امريكاست و اگر بتوانيم اين رابطه را ولو به اندازه يك پرواز هواپيمايي يا تشكيل اتاق و گروه مشترك در زمينه بازرگاني و پارلماني برقرار كنيم، اين ديگر فتحالفتوح است و تمام مشكلات داخلي و خارجي ما حل ميشود!
حجم ذوقزدگي ميان برخي مسئولان براي برقراري هر چه سريعتر روابط با امريكا در زمينههاي مختلف خصوصاً پس از توافق ژنو كمي نگرانكننده است، خصوصاً اينكه وقتي به بازخورد اين تلاشها در ميان مردم و عاقبت آن كمي بينديشيم، نگراني بيشتر ميشود. اين تلاشها اگر به سرانجام دلخواه دولتيها ختم شود، معلوم نيست كه آيا اقتدار درونزا و توسعه دروني آنچنانكه در بسياري از كشورها به خاطر رابطه با امريكا از بين رفت، در ايران هم قرار است چنين اتفاقي رخ دهد و ثمره سه دهه مقاومت و ايستادگي در تبليغ و ترويج و مصرف كالاها و افكار امريكايي و خارجي خلاصه شود؟ و اگر به سرانجام تلخي منجر شود بعد از آن چطور ميخواهند اين همه تلاشي كه براي برقراري روابط خرد با امريكا صورت گرفت را توجيه كنند، آن هم در شرايطي كه احتمالاً بخشهايي از مردم باور كردهاند بدون رابطه با امريكا نميتوان پيشرفت كرد و سند اين باور خود را هم تلاش دولتيها معرفي ميكنند؟
فرصت ششماههاي كه از وراي توافق ژنو براي راستيآزمايي دولتهاي غربي و امريكا پيش آمده، قطعاً اگر به نتيجهاي هم نرسد، ظرفيت فكري مردم ايران و جهان را بالا ميبرد و از اين جهت بهتر است كه دولتيها نيز منتظر حقايق اين توافق بمانند و لااقل اگر از دريچهاي كه در اين مسير گشوده شده به راهي رسيديم، بعد از آن براي برقراري رابطه در زمينههاي ديگر تلاش كنيم و قبل از آن بيشتر در فكر توسعه دروني و اقتدار درونزا باشيم كه اينك بسيار مورد تأكيد مقام معظم رهبري است و همه ميدانيم كه حل مشكلات داخلي و خارجي ما در گرو تحقق كامل اين واقعيت است. يقيناً در يك شرايط مثبت و عادلانه و تدريجي و بدون تعجيل براي كسب افتخار كاذب، ميتوان اوضاع و احوال داخلي و خارجي را طوري پيش برد كه با توكل بر خدا و تدبير، «توسعه دروني» و «روابط بينالمللي» توأمان پيش روند و در تعارض با يكديگر قرار نگيرند.