
ماجراي بازرسيها از تأسيسات هستهاي ايران، همچنان ادامه دارد؛ ماجرايي كه از نخستين روزهاي پيوستن ايران به آژانس بينالمللي انرژي اتمي آغاز شد و همچنان نيز ادامه دارد اما اين بار موضوع كمي متفاوتتر از هر زمان ديگري است. تفاوت از آن جهت كه جمهوري اسلامي پس از توافقنامه ژنو پذيرفت براي اثبات صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي خود، پذيراي بازرسيهاي فراتر از پادمان باشد؛ موضوعي كه ميتوانست آبي بر آتش پرونده مناقشه هستهاي ايران بريزد و روالي عادي به روابط ايران و ساير كشورها بدهد. حالا پس از امضاي اين توافق، بازرسيهاي فراتر از پادمان از محل رآكتور آب سنگين اراك شروع شد و به همين منظور دو بازرس سازمان بينالمللي انرژي اتمي روز شنبه وارد تهران شدند و روز يكشنبه از تأسيسات آب سنگين اراك بازديد كردند. اين دو بازرس در حالي شب گذشته تهران را به مقصد وين ترك كردند كه گروههاي كارشناسي ايران و 1+5، روزهاي 18 و 19 آذر در وين مذاكراتي را در خصوص نحوه اجراي توافقنامه ژنو برگزار خواهند كرد كه بعيد به نظر نميرسد، گزارشات اين دو بازرس پيش از مذاكرات به دست مذاكرهكنندگان غربي برسد و اين موضوع، محل بحث مذاكرات پيش رو باشد.
سومين بازرسي از رآكتور اراكجمهوري اسلامي در حالي اجازه دسترسي بازرسان آژانس را به تأسيسات آب سنگين اراك داده كه بر اساس گزارشات مختلف پيشتر نيز اين مركز دو بار مورد بازرسي بازرسان آژانس قرار گرفته بود و در هر دو بار بازرسي هيچ نكته مشكوكي از سوي اين بازرسان به دبير كل مخابره نشد. اگرچه جمهوري اسلامي از سال 2011 به اين طرف، به دليل افزايش فشارهاي غرب به كشورمان و اعمال تحريمهاي شديد اقتصادي حاضر به پذيرش بازرسيها از تأسيسات آب سنگين اراك نشده بود و ميتوان بازرسي ديروز نمايندگان آژانس بينالمللي انرژي اتمي را نخستين بازرسي رسمي پس از پيشرفتهاي چشمگير در ساخت اين رآكتور طي دوسال گذشته عنوان كرد.
رآكتور اراك؛ مشكل بزرگ اسرائيل
اما بازرسان آژانس در حالي به عنوان نخستين بازرسي خود پس از توافقنامه ژنو، رآكتور آب سنگين اراك را انتخاب كردند كه اين مركز به عنوان يكي از مراكز استراتژيك جمهوري اسلامي، همواره محل بهانهجويي غرب از ايران بوده است، حتي در جريان مذاكرات فشرده ايران و گروه 1+5، رژيمصهيونيستي فشار زيادي به مذاكرهكنندگان با ايران وارد كرد تا بتوانند اين مركز را براي هميشه در ايران تعطيل كنند؛ موضوعي كه با مخالفت شديد ايران مواجه شد و حتي گفته ميشود بخشي از اختلافات ايران و غرب كه منجر به برهم خوردن دور اول مذاكرات در ژنو شد، بر سر مقاومت تيم هستهاي ايران براي حفظ رآكتور اراك بوده است. علاوه بر اين درست در گراماگرمي كه ايران و گروه 1+5 آماده ميشدند در ژنو رودرروي هم بنشينند و به راهحلي جامع براي حل مسائل موجود در پرونده هستهاي ايران برسند، بنيامين نتانياهو، نخستوزير رژيمصهيونيستي در گفتوگويي با اشاره به فعاليتهاي غنيسازي ايران و ساخت يك رآكتور 40 مگاواتي تحقيقاتي آب سنگين اعلام كرد كه «كشورهاي بزرگي مثل كانادا، مكزيك، اسپانيا، سوئد، سوئيس و اندونزي همه آنها انرژي هستهاي دارند اما هيچ كدامشان رآكتورهاي آب سنگين ندارند، هيچ كدامشان سانتريفيوژ براي غنيسازي ندارند.»
نخستوزير رژيمصهيونيستي در اظهاراتش به 17 كشور اشاره ميكند كه معتقد است با وجود استفاده از انرژي هستهاي اما فعاليت غنيسازي يا رآكتور آب سنگين ندارند و خواستار برچيده شدن رآكتور آب سنگين ايران ميشود. اين در حالي است كه توليد رآكتورهاي آب سنگين از جنگ جهاني دوم آغاز و براي جلوگيري از توسعه سلاحهاي هستهاي و بيشتر توسط كشور كانادا انجام گرفته است. جداي از اينكه كشورهاي مورد اشاره نتانياهو تا چه اندازه با تعريف او همخواني دارند، سؤال اين بود كه چگونه رژيمصهيونيستي كه نه تنها معاهده انپيتي را امضا نكرده و داراي رآكتور اتمي، فعاليتهاي غنيسازي و بمب اتمي است، براي كشورهاي ديگر حد و حدود داشتن يا نداشتن فعاليت غنيسازي يا رآكتور آب سنگين تعيين ميكند! اما آنچه در نهايت مورد توافق ايران و گروه 1+5 قرار گرفت، توقف موقت ساخت رآكتور اراك بود تا از اين طريق حسننيت ايران در فعاليتهاي هستهاياش به اثبات برسد و در كنار آن رژيمصهيونيستي منزويتر از هر زمان ديگر شود.
در اراك چه ميگذرد؟اما شايد سؤال اين باشد كه به راستي در اراك چه ميگذرد و اين رآكتور قرار است چه محصولي را توليد كند. توليدات اين نيروگاه شامل آب سنگين و آب سبك است كه از محصولات جانبي آب سنگين به شمار ميرود. آب سبك جهت درمان و پيشگيري از سرطان كاربرد دارد. آب سنگين توليدي اين نيروگاه نيز در حوزههاي مختلف از جمله زيستشناسي، پزشكي، فيزيك و. . . كاربرد دارد. علاوه بر اين از آب سنگين به عنوان ماده خنككننده براي نيروگاههاي هستهاي و توليد راديودارو استفاده ميشود.
همكاريهاي دائم ايران با بازرسان آژانس در نهايت اگرچه ايران در جريان مذاكرات ژنو براي اثبات حسننيت خود پذيرفت بازرسيهاي فراتر از پادمان از تأسيسات هستهاياش صورت پذيرد اما گفتن اين موضوع لازم به نظر ميرسد كه جمهوري اسلامي ايران براي خنثي كردن جوسازيهاي صورت گرفته عليه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي خود، بارها اجازه دسترسي بازرسان آژانس به اماكن هستهاي خود و حتي محلهاي غيرهستهاي نظير پادگان پارچين را صادر كرده است و اين بازرسان آزادانه توانستهاند نه تنها از اين اماكن بازرسي به عمل بياورند بلكه جلساتي نيز با دانشمندان هستهاي كشورمان داشتهاند.
علاوه بر اين، ايران به عنوان يك عضو رسمي آژانس بينالمللي انرژي اتمي همواره ميزان فعاليتهاي هستهاي و توليدات سوخت خود و همچنين ميزان سانتريفيوژهاي خود و ديگر اقدامات خود كه در برنامه هستهاياش تاثير مستقيم دارد را به اين نهاد اتمي اطلاع ميدهد؛ ماجرايي كه البته هزينههاي فراواني نيز براي جمهوري اسلامي به دنبال داشته و بارها شاهد افشاي اطلاعات سري هستهاي ايران بودهايم تا جايي كه با پيگيري سرنخ سوءقصدهاي صورت گرفته به جان دانشمندان هستهاي كشورمان مشخص شد بخشي از اطلاعات و مشخصات اين دانشمندان شهيد توسط همين بازرسها در اختيار سرويسهاي جاسوسي و تروريستي رژيمصهيونيستي و غرب قرار گرفته است.