در خبرها آمده بود؛ پس از سالها به دنبال درخواستهاي مكرر روشندلان كه خواهان استفاده از فتاوا و ديدگاههاي فقهي مراجع تقليد بودند، سرانجام اولين نسخه شنيداري توضيحالمسائل و مناسك به روش كتابي گويا با نام «احكام گويا» توليد شد. اين رساله گوياي ديني كه به خط بريل تنظيم شده تا اندازه زيادي توانسته است مشكلات و ابهامات ديني و مسائل مربوط به احكام و شرعيات روشندلان را برطرف كند. رساله گوياي مختص به نابينايان، حاوي منابع معتبر ديني از جمله: قرآن كريم، نهجالبلاغه، مفاتيحالحيات، تفسيرالميزان، تفسير مجمعالبيان و... است كه هر كدام از اين مجموعهها بهصورت لوح فشرده در قالب ديويدي كاملي آماده شده است. با توجه به اينكه معلولان و روشندلان بخشي از جامعه اسلامي ما را تشكيل ميدهند، نياز به چنين كتابي گويا پيرامون مسائل ديني و احكام به شدت احساس ميشد چراكه در اغلب موارد نسبت به مسائل ديني و احكام كمتوجهي ميشود؛ البته همه را نميتوان از سر عنادورزي و لجاجت دانست بلكه بيشتر اين اهمالورزيها چه از سوي معلولان و چه ساير گروههاي جامعه بهخاطر ناآگاهي و كماطلاعي از دستورات احكام و توصيههاي مراجع تقليد است، از سويي روشندلان و معلولان نيز در اين جامعه زندگي ميكنند و موظف هستند تا نسبت به احكام و شرعيات پايبند باشند، براي همين بايد نياز ديني آنها برطرف شود. بنابراين هرچند اين حركت، ديرهنگام بود اما به قول معروف ماهي را هر وقت از آب بگيريم تازه است. توليد كتاب گوياي احكام براي روشندلان، اقدامي مثبت و سازنده است كه تأثير خوبي درتوجه نسبت به مسائل شرعي دارد اما دير پرداختن به اين مسئله خود جاي تأمل دارد كه چرا پس از سي و اندي سال تازه چنين كتابهايي تهيه شده است.
هرچند آمار دقيقي از تعداد نابينايان در كشور وجود ندارد اما برآوردها نشان ميدهد كه حدود 120 تا 130 هزار نفر نابينا در كشور زندگي ميكنند. همچنين حدود 450 تا 500 نفر هم داراي اختلال بينايي يا كمبينا در كشور وجود دارد. اين تعداد هم در جاي خود بسيار اهميت دارد بههرحال مسلمان هستند و بايد براي آنها در كنار امكانات رفاهي و درماني، امكانات مذهبي و اعتقادي هم داير و برقرار باشد. فرض كنيم براي مسلمان كردن اين تعداد چقدر بايد هزينه كرد؛ اعم از اعزام مبلغ، ترجمه و چاپ كتاب، ساخت مكان و... پس چرا براي نيروهاي مسلمان در داخل كشور خودمان فعاليت نداشته باشيم؛ افرادي كه هيچ فرقي با ساير اقشار جامعه ندارند تنها بخشي از سلامتي جسميشان دچار مشكل شده است. البته ابدا مقصود ما آن نيست كه فعاليتهاي تبليغي در بين غيرمسلمانان را زيرسؤال ببريم كه آن هم در جاي خود واجب عيني و بسيار داراي اهميت است اما با وجود مؤسسات و نهادهاي مختلف مثل بهزيستي اين سؤال پيش ميآيد كه براي شرعيات و احكام معلولان چه كارهايي تاكنون صورت گرفته است؟! اهميت دين براي اين افراد يك مسئله غيرقابل انكار است زيرا فرد با دين آرامش ميگيرد و با انجام اعمال ديني خود را به خدا نزديكتر ميبينند اين مورد هم تنها براي روشندلان و نابينايان مصداق ندارد. متأسفانه فعاليتهاي فرهنگي و مذهبي ما براي ناشنوايان هم مناسب و كافي نيست. چرا فقط برخي از بخشهاي تلويزيون آن هم به تقليد از شبكههاي خارجي ازگويندگان خبر ناشنوايان همزمان بهره ميبرند؟! چرا اين موضوع براي برنامههاي مذهبي مثل «سمت خدا»، «شب آسماني، «زلال احكام»، منبرهاي مذهبي و... استفاده نميشود تا آنها هم مانند ساير گروههاي جامعه از احكام و شرعيات مطلع شوند.
همانقدر كه بايد فرهنگ را توسط رسانه ملي به دليل فراگيري و عموميت گسترش داد، يادمان نرود معلولان و ناتوانان جسمي هم از اعضاي اين جامعه هستند. براي مثال يك كودك معلول همانقدر درباره برنامههاي كودك حق دارد كه يك كودك سالم؛ پس چرا گوينده ناشنوايان در كنار خالهها و عموهاي بچهها نيستند؟! يا براي كارتونها به خصوص كارتونهاي ايراني، مترجم همراه نيست؟! حركت مثبتي كه در مورد احكام و شرعيات براي نابينايان صورت گرفته است؛ يعني آن را بايد يك انقلاب فرهنگي در اين عرصه دانست كه انتظار داريم تداوم داشته باشد و ساير معلولان جسمي حركتي هم بتوانند از مسائل شرعي و احكام مربوط به خودشان به خوبي آگاهي پيدا كنند و حتي براي مسلمانان در خارج از كشور هم كه مشكلات جسمي دارند منابع خوب و معتبر ديني صادر كنيم.