اثر «عوامل سقوط محمدرضا پهلوي»كه سلسلهيادداشتهاي علي دشتي در باب خاطرات و مشاهدات خود از سلسله پهلوي است، از سوي نشر زوار و در210 صفحه نشر يافته است. تدوينگر كتاب در مقدمه خويش بر اين كتاب درباره چندوچون خاطرهنگاري دشتي و تاريخچه آن آورده است:
«آنچه در اين نوشته ميخوانيد، مجموعه يادداشتها و تقريرات شادروان علي دشتي است كه از اواسط سال 1358 تا 26 ديماه 1360، سال درگذشت علي دشتي، به درخواست نويسنده اين سطور فراهم شده است و براي ضبط در تاريخ و آگاهي نسل حال و آينده كشور بهويژه جوانان انتشار مييابد. متأسفانه عوارض پيري، مسائل زندگاني و بيماري مستمر وي مانع از اين بود تا نويسنده بتواند جزئيات حوادث 60 ساله اخير ايران را كه خود يا در متن آن يا از نزديك شاهد آن بود، به صورت دقيق و منظم تدوين كند.
در اين باره دوره 13 ساله «روزنامه شفق سرخ» و مخصوصاً سرمقالههاي گيرا و آتشين اين جريده سند زندهاي براي مطالعه كساني است كه ميخواهند مسير حوادث را از سال 1300 تا 1313 تعقيب كنند. (1) حقيقت اين است كه دشتي خود به ضرورت تدوين چنين اثري اعتراف داشت، چنان كه بارها بدان ميانديشيد. با اين همه معتقد بود كار غالب مورخان و تنظيمكنندگان خاطرهها به ابتذال، خودستايي و حب و بغض كشيده ميشود و در اين ميان چهره حقيقت مستور ميماند.»
دشتي كه در دوران حاكميت پهلويها به آنان خدمات شاياني نموده بود، در سالهاي پاياني عمر به دليل خلقيات تندي كه داشت، مورد بياعتنايي شاه وابواب جمعي حكومت وي قرار گرفت، به همين دليل به نظر ميرسد كه صرفنظر از خاطرهگويي، عقدهگشايي وي عليه مخدومان سابق خود قابل فهم باشد. در همان مقدمه در باب علل سقوط پهلويها از قول «دشتي» آمده است:«بهزعم او يك نويسنده خاطرات بهويژه خاطرات سياسي و اجتماعي نبايد اوهام را حقيقت بپندارد و تصورات و احساسات شخصي را معيار ارزشها قرار بدهد. او بايد بتواند سليقههاي شخصي، دوستيها، دشمنيها و اجمالاً اغراض خود را فراموش كند و حق را هر چند به زيان خود او باشد بيپروا بگويد، به اين نينديشد كه انتشار خاطرات او پيامدهاي مطلوب يا نامطلوب براي وي و احياناً بازماندگانش داشته باشد، هدف از انتشار خاطرات بايد تربيت جامعه، ارشاد و هدايت افراد جامعه به سوي خير و صلاح باشد. عيب و حسن را هر دو باز گويد، هدف اساسي را كه هدايت، اعتبار، تربيت و اصلاح است، نه عيبجويي و ستايش از نظر دور نداشته باشد و هنگام انتقاد عفت قلم را رعايت كند و شئون و حيثيت اشخاص و خانوادهها را تحتالشعاع خودخواهيها و تعصبات خويش قرار ندهد.»
دشتي درادامه براي اينكه به سازش با جمهوري اسلامي متهم نشود، به ويژه بعد از دين ستيزيهايي كه نمونههايي از آن قبلاً دركتاب 23 سال تبلور يافته بود، ادامه ميدهد:«من باجي ندارم به رژيم موجود بدهم، لذا توصيه كردهام براي رفع هرگونه پندار و شائبهاي اين نوشته پس از مرگم انتشار يابد، چه معتقدم نظام موجود نيز اگر بخواهد باقي بماند، راهي جز سازندگي، ساختن زيربناي فرهنگي و پرورش افراد مؤمن، خلاق و مبدع كه نوكرمآبي، دنبالهروي و اطاعت كوركورانه را گناه كبيره ميشمارند و رياكاري و عوامفريبي را محكوم ميدانند و برقراري حاكميت قانون را بر همه شئون زندگي افراد اجتماع فرض و لازم شمارند ندارد. مسئولان اين نظام هم وظيفه دارند حقوق مردم را محترم بشمارند و از فشار بر آنها و سختگيريهاي مزاحم بپرهيزند و بدانند هر نوع خودكامگي، بيعدالتي، تبعيض و ايجاد فاصله در ميان طبقات مردم در درازمدت بدون عكسالعمل نخواهد ماند و هرگاه ضعف و فتوري به اركان آن راه يابد، زمينه براي قيام مردم و سقوط حكومت فراهم ميشود و تغيير رژيم اجتنابناپذير خواهد شد.»
اين اثر تاريخي صرف نظر از موجز بودن، نكات و اشاراتي مهم درباب پارهاي رويدادهاي تاريخ معاصر ازجمله نهضت ملي ايران ورجال دخيل درآن را دربردارد كه ميتواند پژوهندگان دوران پهلويها را به كار آيد، ضمن اينكه درضمن مطالعه و بهرهبرداري ازكتاب، نبايد ازنگاه انتقادي به پارهاي مفاد آن نيز غفلت داشت.
پينوشت:
(1) دورههاي اين روزنامه در كتابخانه ملي و كتابخانه مجلس شوراي اسلامي موجود است.