ياد مهمانيهاي ساده قديمي بخير
سميرا. م كه تازه به خانه بخت رفته و در گود مهماني دادن افتاده است، درباره اين تجربه متفاوت ميگويد: «من پيش از ازدواج به درستي نميدانستم كه مهمانيهايي كه به صورت هفتگي و گاه ماهانه در خانه ما يا ساير افراد فاميل برگزار ميشود، دقيقا چقدر هزينه دارد، اين روزها كه خودم وارد زندگي شدهام و بايد مهماني برگزار كنم تازه ميفهمم كه مهماني دادن، چقدر خرج دارد و براي تهيه چند مدل پلو و خورشت و دسر و ميوه و شيريني چگونه يك چهارم از درآمد ماهانهمان خرج ميشود!». وي ادامه ميدهد:« اما زماني كه به خاطرات مهمانيهاي كودكيهايم نگاه ميكنم، ميبينم كه آن دوره از اين خبرها نبود. اگر مهمان ميآمد ما همان غذايي كه ميخواستيم براي شام تدارك ببينيم در حجم بيشتري پخت ميكرديم و سر سفره ميگذاشتيم. الان كه مهمانيهاي ساده آن سالها را با دورهميهاي تجملگرا و لوكس امروز مقايسه ميكنم، ميبينم كه صميميت مهمانيهاي آن روزها انگار در همان روزها جا مانده است.»
سفره رنگين، نشانه احترام به مهمان شده!
خانم كمالي خانهدار است و اين روزها با ازدواج فرزندانش، مهمانيهاي خانهشان هم بيشتر از گذشته شده. وقتي از او درباره هزينههاي مهماني دادن ميپرسيم، ميگويد: پيش از اينكه فرزندانم ازدواج كنند، مهمانيهاي ما به رفت و آمد با اعضاي خانواده خودم و همسرم محدود ميشد اما اين روزها با ازدواج فرزندانم، ما بايد پذيراي فرزندان و همسرانشان و فرزندانشان هم باشيم و معمولا اين مهمانيها در خانه ما كه بزرگتر هستيم، برگزار ميشود. وي ادامه ميدهد: متأسفانه اين روزها عقل مردم به چشمشان است و به عنوان مثال اگر سفره رنگيني مقابل دامادمان نچينيم، اين تصور در ذهن به وجود ميآيد كه خانواده همسرم، من را تحويل گرفتهاند و به دليل وجود همين باورهاي ناصحيح است كه پدر و مادرها بايد هزينههاي بسياري را صرف برگزاري مهمانيهايي با چندين نوع غذا كنند تا مبادا در اين ميان اختلافي ميان فرزندان و عروسها و دامادها ايجاد شود!
مهماني دادن؛ گودي براي چشم و همچشمي
خانم پرتوي كه چند سالي است ازدواج كرده در خصوص تجملات مهمانيهاي اين دوره ميگويد: اتفاقي كه در مهمانيهاي اين دوره افتاده اين است كه انگار مهماني به عرصهاي براي خودنمايي بدل شده و هر كس سعي ميكند مهماني باشكوهتري به نسبت مهماني طرف مقابل برگزار كند و در اين ميان چه هزينه هايي كه صرف نشده و چه اسرافهايي كه صورت نميگيرد. وي ادامه ميدهد: در اين بين حتي اگر كسي به دنبال اين چشم و همچشمي و رقابتهاي پوشالي نباشد، از سوي ديگران با واكنشهايي روبهرو ميشود كه انگار از رقابت عقب مانده است و به اجبار اطرافيان به وادي اين رقابتهايي كشيده ميشود و حاصل اين مسائل در نهايت به رقابتي فرسايشي و بيحاصل ميانجامد كه هيچ سودي جز هزينههاي كلان و فشار روحي ندارد.
تجملات؛ دايره رفت و آمدها را محدود كرده
آقاي كرمي 54 سال دارد، او درباره مهمانيهاي اين روزها در قياس با گذشته ميگويد: سادگي برپايي مهمانيها در دهههاي گذشته باعث ميشد كه گستره افرادي كه در فهرست رفت و آمد خانوادگي قرار ميگرفتند، بيشتر باشد. به عنوان مثال مردم نه تنها با پدر، مادر، خواهر و برادر خود كه با عمو، دايي، خاله، عمه و همچنين با فرزندان آنها و حتي فاميلهاي دورتر هم رفت و آمد ميكردند و به همين دليل تعداد افرادي كه در بازه مراودات قرار ميگرفتند بسيار بيشتر از اين روزها بود و در عين حال كه مهمانيهاي آن دوره هزينه چنداني نداشت، به راحتي قابل برگزاري بود. اين روزها اما هزينههاي برگزاري يك مهماني كوچك خانوادگي با حضور نزديكترين اعضاي خانواده به اندازهاي بالاست كه خيليها از خير رفت و آمد با ساير اعضاي خانوادهشان ميگذرند چون با در نظر گرفتن هزينههاي مهماني اگر قرار باشد هر فردي با تمام اعضاي خانوادهاش رفت و آمد داشته باشد، بايد تمام درآمد ماهانهاش را به طور كامل صرف هزينه مهمانيها كند و در اين ميان براي نان شب ساير روزهاي سال معطل بماند!
هدف مهمانهاي قديم صله رحم بود نه فخرفروشي!
خانم منظمي، 69 سال دارد، زماني كه از او درباره خاطرات مهمانيهاي دوره جوانياش ميپرسيم، ميگويد: آن روزها سيستم زندگي با امروز تفاوتهاي زيادي داشت، در آن دوره عروسها پس از ازدواج در اتاقي از اتاقهاي خانه پدر شوهر زندگي خود را آغاز ميكردند و سر سفره پدر شوهر مينشستند و پس از استقلال و تشكيل زندگي جدا نيز رفت و آمدها با حجم گستردهاي ادامه پيدا ميكرد و تقريبا يك شب در ميان زوج جوان يا به مهماني ميرفتند يا مهمان داشتند. آن روزها مهمانيها تنها به قصد ديد و بازديد انجام ميشد و مهم نبود كه شام چه غذايي سر سفره گذاشته شود. در اين ميان خانم خانه هر غذايي را كه ميخواست براي شام پخت كند، با حجمي كمي بيشتر از غذاي خانواده طبخ ميكرد و سر سفره ميگذاشت و هدف در اين ميان دور هم جمع شدن بود نه سفره رنگارنگ. وي ادامه ميدهد: شايد به همين دليل بود كه صميميت مهمانيهايي قديم ديگر در دور هم جمع شدنهاي اين روزها پيدا نميشود و حواس همه بيشتر به فخرفروشي است، نه نزديك شدن دلها.
مهمانيهاي گران، برخي را از گردونه صله رحم كنار گذاشته
آقاي پورطاهري 50 ساله اما مسئلهاي ديگر را در اين ميان مطرح ميكند. او ميگويد: در برخي موارد ما خيلي علاقهمنديم كه با يكي از اعضاي خانواده رفت و آمد داشته باشيم اما وضعيت نامناسب اقتصادي اين خانواده باعث ميشود كه ما به خودمان اجازه ندهيم با رفتن به خانهشان، هزينه مضاعفي را در اين گراني به اقتصاد خانوادهشان تحميل كنيم و از آنجايي كه هر رفتي، آمدي دارد، اين خانواده كه از قضاي روزگار بسيار دوستداشتني هم هستند به مرور زمان ناخواسته از گردونه رفت و آمدهاي خانوادگي حذف ميشوند، اتفاقي كه مطلوب هيچ يك از اعضاي فاميل نيست.
مهمانيهاي لوكس، حسادتها را هم افزايش ميدهد
يكي از پيامدهاي لوكس شدن مهمانيها اين است كه بازار رقابتي را براي خانوادهها ايجاد ميكند، به اين معني كه اگر در اين ميان خانوادهاي توان برپايي چنين ضيافتي را نداشته باشد، احساس سرخوردگي ميكند و از سوي ديگر نسبت به صاحبخانهاي هم كه ميتواند از پس هزينههاي كلان چنين مهمانيهايي بر بيايد در دل حس حسادتي به دل ميگيرد و اين سرخوردگي و حسادت در كنار هم سبب ميشود اين مهمانيها نه تنها باعث نزديكي اعضاي خانواده به هم نشود بلكه موجي از كدورت را در روابط آنها ايجاد كند.
وقتي گراني، تيشه به ريشه مهمانيها ميزند!
البته يكي از اتفاقات سال گذشته كه در نهايت به كاهش حجم مهمانيها و رفت و آمدهاي خانوادگي انجاميد، افزايش ناگهاني و چند برابري كالاهاي اساسي و اقلام مصرفي بود. اين افزايش چند برابري سرانجام باعث شد كه هزينه يك مهماني خانوادگي كه تا پيش از افزايش قيمتها به عنوان مثال 70 هزار تومان بود، با اين افزايش سه برابري به ناگاه 210 هزارتومان شود. اتفاقي كه در نهايت باعث شد برخي مردم در اين حجم از گراني و افزايش قيمتها عطاي مهمانيهاي مكرر خانوادگي را به لقايش ببخشند و تعدد اين دورهم جمع شدن هم به همين نسبت كاهش پيدا كند.
وقتي گراني، مهمانيهاي خانوادگي را به قشر خاصي اختصاص ميدهد
افزايش قيمت كالاهاي مصرفي از يك سو و رشد تجملگرايي از سوي ديگر در نهايت باعث شد كه برپايي مهمانيهايي كه با معيارهاي تجملگراي اين روزها هماهنگ است، تنها از عهده قشر و عده خاصي از افراد جامعه بر بيايد و در اين ميان ساير افرادي كه نميتوانند از پس هزينه برپايي سفرههاي رنگارنگ بر بيايند، به اجبار از بازار مهمانيها كنار رفته و به تنهايي و انزوا روي ميآورند؛ انزوايي كه ميتواند مشكلات بسياري را بر پيكره خانوادهاي كه از رفت و آمدهاي خانوادگي دور مانده وارد كند.
راه رهايي از مهمانيهاي پرهزينه، بازگشت به سبك پذيرايي اصيل ايراني است
در چنين شرايطي كه هزينههاي زندگي با افزايش قيمت روز افزون كالاها، هر روز بيش از ديروز ميشود و برپايي مهمانيها هم هر هفته دشوارتر از هفته گذشته، مهمترين راهكاري كه ميتواند باعث بقاي مهمانيها و رفت و آمدهاي خانوادگي شود، بازگشت به سبك پذيراييها و مهمانيهاي اصيل ايراني است؛ بازگشت به دورهاي كه در آن صاحبخانه مجبور نميشد براي برپايي سفره شامي براي خواهرها و برادرهايش، از همكارانش پول قرض بگيرد و در نهايت هم نتواند سفرهاي را مقابل مهمانانش پهن كند. اگر روزي ما هم به خود بياييم و ببينيم كه دليل اين مهمانيها چيست، شايد راحتتر بتوانيم اين تجملگراييهاي افراطي را كنار بگذاريم و بدون اينكه منتظر اتفاقي جديد باشيم خودمان سبكي نو را در مهمانيها كليد بزنيم، براي اولين بار مهمانهايمان را سر سفرهاي ساده اما صميمي بنشانيم و به آنها بگوييم كه اگر همه مهمانيها به همين سادگي برگزار شود، چقدر ميتوان راحتتر مهماني رفت و مهماني داد و ديگر نه ترسي از هزينههاي مهماني دادن وجود خواهد داشت و نه از هزينههاي كلاني كه بابت مهماني رفتن به ديگر خانوادهها تحميل ميشود.