کد خبر: 624939
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۲ - ۱۳:۲۸
روايتي از زندگي تا شهادت شهيدان علي و عليرضا كلهر
طلبه شهيد عليرضا كلهر، در سال 1343 در خانواده‌اي مذهبي در شهر ري به دنيا آمد. دوران دبستان و راهنمايي را در شهرري به پايان رساند و در مقطع دبيرستان، در حالي كه در رشته تجربي تحصيل مي‌كرد، به سبب علاقه بسيار به علوم حوزوي عازم مشهد مقدس شد و يك سال در مدرسه نواب مشهد به تحصيل پرداخت.
مبينا شانلو
او قبل از انقلاب، با وجود سن كم، در راهپيمايي‌ها و تظاهرات شركت مي‌كرد. بعد از انقلاب نيز از اعضاي فعال بسيج مسجد رضوي شهرري بود. در فعاليت‌هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي محل نقش تعيين‌كننده‌اي داشت تا اينكه به عنوان بسيجي عازم جبهه‌ها شد و در چندين عمليات نظير فتح‌المبين، والفجر مقدماتي، والفجر3 و4 شركت كرد. شهيد كلهر به طور ذاتي از تفكر و دانش نظامي بالايي برخوردار بود و با عشق و علاقه خاصي با دشمن بعثي مي‌جنگيد و هميشه به همرزمانش مي‌گفت: تا هروقت جنگ باشد در منطقه مي‌مانم و اگر بعد از جنگ زنده بمانم، به طلبگي ادامه خواهم داد. اما در نهايت ايستادگي‌اش در 14 آذرماه 1362 در حين اجراي عمليات والفجر4 در دامنه ارتفاعات كاني مانگا مشرف به شهر پنجوين عراق، براثر اصابت گلوله به سرش به آرزوي ديرينه خود كه همنشيني و محشور شدن با شهداي كربلا بود، رسيد. پيكر پاك اين شهيد در بهشت زهراي تهران(س)، قطعه28، رديف 23، شماره 17 به خاك سپرده شد. شهيد صداي زيبا و دلنشيني داشت و در گردان مقداد لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) به مداحي اهل بيت عصمت و طهارت(ع) مي‌پرداخت. او در جمع رزمندگان از صورت نوراني و سيرت معنوي والايي برخوردار بود به طوري كه هنگام برپايي نماز جماعت، با وجود فرماندهان و ديگر افراد گردان، همه علاقه داشتند كه نماز را به امامت عليرضا اقامه كنند. همچنين از آنجا كه به احكام ديني تسلط داشت، پاسخگوي سؤالات شرعي رزمندگان نيز بود.

   فرازي از وصيتنامه شهيد

 سعي كنيد پشتيبان رهبر باشيد و حرف‌هايتان را با حرف او يكي كنيد.‌اي پدر و مادر عزيز كه ساليان دراز براي من زحمت كشيده‌ايد، حال، ديگر موقع بازگشت رسيده است؛ اميدوارم شما اين امانت را كه از طرف خدا نزدتان بوده با رضاي كامل به صاحب اصلي‌اش بدهيد.

   از كرخه تا بهشت

طلبه شهيد علي كلهر، درهجدهمين روز از بهمن ماه سال 1343 در خانواده‌اي متدين و انقلابي به دنيا آمد. دوره ابتدايي را در دبستان فردوسي گذراند و مقطع دبيرستان را تا سال دوم طي كرد و پس از آن وارد حوزه علميه شده و به تحصيل علوم حوزوي پرداخت. او در تمام تظاهرات خياباني و محلي و تحصنات مدارس و راهپيمايي‌هاي بزرگ عاشورا و تاسوعا شركت داشت.
 با پيروزي انقلاب اسلامي، در بازسازي و سازندگي كشور فعالانه شركت كرد و به عضويت بسيج و جهاد درآمد. علي نزد شيخ مصطفي تهراني و حاج آقاشاكري در مسجد جامع بازار به فعاليت‌هاي درسي و ديني مي‌پرداخت. او از بنيانگذاران بسيج محل بود و آموزش رزمي و ورزشي جوانان و نوجوانان محل را بر عهده داشت. با شروع نبرد ايران و عراق، از مسجد ميرزا موسي «مسجد جامع بازار» به جبهه‌ها اعزام شد و اعزام‌هاي بعدي او از طريق سپاه پاسداران صورت گرفت. در چندين عمليات ازجمله شكست حصر آبادان، مطلع‌الفجر و فتح‌المبين و در مناطق عملياتي آبادان، شوش، كرخه نور و بازي دراز شركت داشت. علي ديده‌بان بود و در نهايت عشق بازي با معبودش، در عمليات فتح‌المبين براثر اصابت تركش خمپاره در كرخه نور به درجه رفيع شهادت نائل شد. پيكر مطهرش در خاك‌هاي بهشت زهراي تهران در قطعه 24، رديف 115، شماره 35 با رسيدن به معبودش آرامش يافت. علي در آخرين ديدارش با اقوام و دوستان و همرزمان طوري رفتار مي‌كرد گويي همه از رفتار و سيماي ايشان متوجه شده بودند به زودي شهيد مي‌شود. او به مادرش گفته بود: مادر، اين ابراز محبت شما مانع شهادت من مي‌شود. مادر در جوابش گفته بود: پسرم، من از خدا سعادت شما را مي‌خواهم و شهيد در پاسخ به مادرش مي‌گويد كه سعادت براي خوب‌هاست ولي شهادت براي بهترين‌هاست و من شهادت را برگزيده‌ام.

   فرازي از وصيتنامه شهيد علي كلهر

اين شهيد با استعانت از بيانات امام راحل(ره) كه درباره شهيد چمران فرمودند:گمنام بزيست و گمنام بمير، اطرافيان را به رعايت اين جمله مهم سفارش مي‌كرد. همچنان كه خود نيز در زمره گمنامان تاريخ قرارگرفت و بعد از شهادتش هيچ آثار و وصيتنامه‌اي از وي باقي نماند و اينگونه به خيل نام‌آوران تاريخ پيوست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار