رئيس سازمان سينمـايـي در گـفتوگوي تلويزيوني خود با شبكه خبر بيشتر از آنكه درباره عملكرد خود سخن بگويد از آينده گفت. «سال آينده سال پايان يك سوءتفاهم طولاني بين بخشي از دولت و اهالي فرهنگ و هنراست»و« سر و سامان به سالنهاي سينما يكي ديگر از سرفصلهاي ماست كه سال 93 را به سال آشتي مردم با سينما تبديل ميكند».
رئيس سازمان سينمايي تصويري از آينده سينما ترسيم كرد؛ آيندهاي كه با صحبتهاي ايوبي روشنتر از خورشيد به نظر ميرسد. اما چيزي كه طلوع اين خورشيد را تا حد زيادي تحت تأثير خود قرار داده، راهي است كه سازمان سينمايي در طول 100 روز
فعاليت خود پشت سر گذاشته است.
چندي پيش به مناسبت نزديك شدن به صدمين روز آغاز به كار دولت يازدهم، «جوان» گزارشي از عملكرد بخشهاي مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر كرد كه در آن به سازمان سينمايي نيز پرداخته شده بود. اما با توجه به اينكه حجتالله ايوبي رئيس سازمان سينمايي در برنامهاي تلويزيوني گزارشي از عملكرد سازمانش ارائه داد، نگاهي دوباره به آنچه در اين سازمان اتفاق افتاده است، داريم. سينما به دليل ماهيت خود، بيش از ساير حوزههاي هنري در معرض توجه است. به همين دليل كوچكترين رخداد آن به سرعت رسانهاي ميشود و هر تغيير و تحولي در مديريت آن ميتواند باعث تحولات زنجيرهاي شود. سينماي ايران نيز همان طور كه در بعد بينالملل داراي جايگاه است، در داخل كشور نيز تأثيرگذاري بسزايي دارد. همان طور كه ايوبي ميگويد: «سينما در بين هفت هنر، تنها هنري است كه روزنامه دارد و هر روز خبرش ديده ميشود. مردم هم چون دوست دارند خيلي پيگيرند، حاشيهاش را بيشتر ميكنند و اين طبيعت سينماست كه طرفدار بيشتر دارد. متأسفانه در سال گذشته سياست هم در مسئله خانه سينما روي سينما سايه انداخت و سينما را پرحاشيهتر كرد». پس نميتوان براي سينما نسخهاي پيچيد كه مردم از گذشتهاش بيخبر باشند يا نتوانند آيندهاش را پيشبيني كنند.
سازمان سينمايي از زمان تغيير مديريت تا به امروز دچار تحولات زيادي شده است. ايوبي به عنوان دومين رئيس سازمان سينمايي بعد از جواد شمقدري از زمان انتخابش سياستهايي را در پي گرفت كه بيش از همه ضديت با مديريت پيشين را ميتوان در آن رصد كرد.
پاك كردن همه اتفاقات گذشته
خوب يا بد اما خانه سينما به استناد به موارد قانوني تعطيل شده بود و انتظار ميرفت روند بازگشايي آن نيز نه بر اساس دور زدن قانون بلكه با استفاده از مواد قانوني صورت بگيرد. با آنكه تقريباً همه از اينكه دوباره سينما داراي مجمعي صنفي شده است و ميتوان از آن طريق خواستههاي صنفي سينماييها رفع و رجوع شود، خوشحالند اما روش بازگشايي خانه سينما و پشت پا زدن به صنوف قانوني سينما، باعث دلخوري شد كه هنوز هم ادامه دارد. ايوبي به طور آشكار سياستهاي دوره قبلي را زير سؤال برد. از جمله مواردي كه با مخالفت مدير تازه زير سؤال رفت، شكايت ايران از سازندگان فيلمهاي ضد ايراني بود؛ كاري كه دولت سابق به شدت آن را تبليغ ميكرد و وكيلي نيز براي آن استخدام شده بود. تعطيلي يكباره رسيدگي حقوقي به فيلمهاي ضد ايراني و طرح شكايت از هاليوود نيز از جمله اقداماتي است كه هنوز ميزان هزينه سينماي ايران براي آنها مشخص نشده است. مسلماً روند استخدام وكيل فرانسوي و بازتابهاي بينالمللي آن هزينههاي مالي و اعتباري زيادي براي سينماي ما داشته است كه اي كاش رئيس سازمان سينمايي در هنگام پرداختن به عملكرد 100 روزه به آن نيز اشارهاي ميكرد. ادامه اين نوع برخورد را ميتوان در تعطيلي جشنواره افق نو مشاهده كرد. اين جشنواره كه به منظور نمايش فيلمهاي ضد امريكايي و ضدصهيونيستي راهاندازي شده بود، توانسته بود نگاههاي زيادي از جمله نگاه سينماگران مستقل را به خود جلب كند و حساسيت رسانههاي صهيونيستي را برانگيزد.
اين مديران را چه كسي بركنار كرد
يكي از بارزترين اقدامات حجتالله ايوبي در سازمان سينمايي، تغييرات فزاينده مديران است. ايوبي با آنكه مديري خارج از بدنه سينما به شمار ميرود. به گونهاي مديران سينمايي را تغيير داد كه گويا از مدتها پيش در سينماي ايران حضور داشته و از افكار و عقايد مديران بركنار شده و افراد جانشين آنها با خبر بوده است. به گونهاي كه ميتوان رد پاي نوع خاص مديريت را در انتصاب مديران سينمايي از بنياد فارابي گرفته تا انجمن سينماي جوان، مركز گسترش و جشنواره فجر ملاحظه كرد. تغيير مديران سينمايي در حال صورت گرفت كه عملكرد برخي از آنها همچون هاشم ميرزاخاني مدير وقت انجمن سينماي جوان قابل دفاع بوده و در دوران فعاليت وي قدمهاي مهمي در رشد انجمن برداشته شده بود يا برعكس انتخاب مديراني كه عملكرد آنها در مديريتهاي پيشين آنچنان كه بايد شفاف و قابل دفاع نيست كه انتصاب مدير مركز گسترش يكي از آن اقداماتي بود كه ايوبي خود را با انتصاب طباطبايينژاد در معرض انتقادات قرار داد. سياست تغيير كلي مديران كه به اصطلاح به آن تغييرات اتوبوسي گفته ميشود خود را در سازمان سينمايي به خوبي نشان داده است، به طوري كه تقريبا همه مديران سينمايي عوض شده و مديران جديد با ديدگاههاي نو جايگزين آنها شدهاند.
سگهاي زرد پرونده الحاقي
اما يكي از اتفاقات حاشيهاي كه در آن پاي سازمان سينمايي وسط كشيده شد و موضوعش ربط چنداني به سينما نداشت و نميتوان در بررسي عملكرد ايوبي از آن بيتفاوت گذشت، قضيه دفن اعضاي مقتول گروه سگهاي زرد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا است. برادران فرازمند كه عضو يك گروه زيرزميني رپ در ايران بودند و بعد از مهاجرت از ايران در امريكا گروهي به نام «سگهاي زرد» تشكيل داده بودند، توسط يكي از اعضاي اخراجي گروه، قتل عام ميشوند. چند روز بعد از اين تراژدي غمانگيز، اجساد اين دو برادر به ايران آورده شده و در قطعه هنرمندان دفن ميشوند. شايعهاي كه در اين ميان وجود دارد، اين است كه سازمان سينمايي به دليل اينكه پدر و مادر برادران فرازمند هر دو فيلمنامهنويس هستند، هزينه عودت اجساد را به ايران تقبل كرده است؛ هزينهاي كه مبلغ آن را 100ميليون تومان عنوان كردهاند. سازمان سينمايي بعد از چند روز اين خبر را تكذيب كرد اما در اين ميان روايتهاي مختلف از جريان دفن اعضاي گروه سگهاي زرد در بهشت زهرا و اشاره چند تن از دست اندركاران اين كار به نقش سازمان سينمايي، اين احتمال را قوت ميبخشد كه سازمان سينمايي بالاجبار و براي رهايي از انتقادات مجبور به تكذيب شده است.
مشقها و نقاشيها
بارزترين نكته گزارش 100 روزه رئيس سازمان سينمايي، ترسيم آيندهاي عالي از سينماي ايران است؛ آيندهاي كه در آن سالنهاي سينما ديجيتالي شدهاند، مردم به قهر چند سالهشان با سينما پايان دادهاند، نهادهاي سينمايي به بهترين وجه وظايف خود را انجام ميدهند، قوانين دست و پاگير و بروكراسي در سينما به حداقل رسيده است و در نهايت فجر سال آينده بهترين آينه براي نشان دادن سينماي مترقي ايران است. تصويري كه ايوبي در ذهن بينندگان شبكه خبر ترسيم كرد به زيبايي يك تابلوي نقاشي بود اما جاي يك سؤال در ذهن مخاطبان آن برنامه باقي ماند و آن اين بود كه ايوبي دفتر مشق و عملكردش را چرا همراه خود نياورده بود؟