کد خبر: 624828
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۱
زن جوان وقتي به پيشنهاد ازدواج پسر جوان جواب مثبت داد، فكر نمي‌كرد خواستگارش نقشه سرقت جواهرات ميليوني‌اش را در سر دارد.
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز جمعه اول آذرماه زن جواني سراسيمه به اداره پليس رفت و از شوهر صيغه‌اي‌اش به اتهام سرقت جواهرات گرانقيمتش شكايت كرد. شاكي در توضيح ماجرا گفت: اولين ازدواجم چند سال قبل بود. شوهرم مرد پولداري بود. زندگي خوبي داشتيم اما بعد از مدتي با هم اختلاف پيدا كرديم . اختلافات ما هر روز بيشتر و بيشتر مي‌شد تا اينكه از هم جدا شديم. من مهريه‌ام را كه مبلغ هنگفتي بود، از او گرفتم و با پول آن زندگي مرفهي براي خودم تشكيل دادم. پول مهريه‌ام آنقدر زياد بود كه علاوه بر خريد مقدار زيادي طلا و جواهرات، خانه‌اي در حوالي سيدخندان خريدم تا زندگي راحتي را شروع كنم. بعد از اين ماجرا ديگر دوست نداشتم ازدواج مجدد كنم تا اينكه دو ماه قبل براي خوردن شام به رستوراني در شمال تهران رفتم و آنجا با پسر جواني به نام فرزاد آشنا شدم. او ادعا مي‌كرد كه دانشجوي مهندسي يكي از دانشگاه‌هاي تهران است. فرزاد با چرب‌زباني مرا فريب داد و من تمام ماجراي زندگي‌ام را برايش توضيح دادم و گفتم كه زن پولداري هستم. بعد از اين او به من ابراز علاقه كرد و خواست با هم ارتباط داشته باشيم. وي ادامه داد: ما بيشتر ملاقات‌هايمان در رستوران و پارك‌ها بود تا اينكه فرزاد از من خواستگاري كرد. از آنجايي كه او چند سالي از من كوچك‌تر بود، ابتدا پيشنهادش را رد كردم اما فرزاد با اصرار و حرف‌هاي عاشقانه‌اش مرا فريب داد و من هم به پيشنهاد ازدواجش جواب مثبت دادم. او مرا صيغه كرد و زندگي عاشقانه ما شروع شد. از آن روز به بعد او به خانه من مي‌آمد و با پول‌هاي من خوشگذراني مي‌كرديم اما اين زندگي رؤيايي دو ماه بيشتر دوام نداشت. وي ادامه داد: من به او اعتماد كردم و او از تمام راز و رمز زندگي‌ام خبر داشت. تا اينكه شب گذشته بعد از اينكه بيرون شام خورديم، با هم به خانه آمديم. لحظاتي بعد او به آشپزخانه رفت و با دو ليوان شربت پيش من آمد. يك ليوان شربت را به من داد و يك ليوان هم خودش خورد. دقايقي بعد سرم گيج رفت و ديگر چيزي نفهميدم تا اينكه ساعت دو بعد از ظهر در حالي كه سردرد شديد داشتم، به هوش آمدم. ابتدا فرزاد را صدا زدم اما او در خانه نبود. كمي بعد كه حالم بهتر شد، متوجه شدم وسايل خانه‌ام به هم ريخته است كه نشان مي‌داد سارقي به خانه‌ام دستبرد زده است. بلافاصله به سراغ صندوقچه جواهراتم كه حدود 120 ميليون تومان ارزش داشت، رفتم اما صندوقچه جواهراتم خالي بود. تازه فهميدم كه فرزاد شب گذشته با نوشاندن شربت مرا بيهوش و طلاها، تلفن همراه و لپ‌تاپم را سرقت كرده است. بعد از طرح اين شكايت، تيمي از كارآگاهان به دستور قاضي هاشميان بازپرس شعبه 11 دادسراي جنايي پايتخت براي شناسايي مرد سارق وارد عمل شدند. مأموران سرانجام دو هفته بعد از حادثه فرزاد را دستگير و براي بازجويي به اداره پليس منتقل كردند. متهم ابتدا با تناقض‌گويي قصد فريب پليس را داشت اما وقتي با مدارك و شواهد روبه‌رو شد به سرقت ميليوني طلا و جواهرات زن صيغه‌اي‌اش اعتراف كرد. وي گفت: چند ماه پيش با شهناز آشنا شدم. وقتي فهميدم زن پولداري است، به او پيشنهاد ازدواج دادم و او هم قبول كرد. در اين مدت كه به خانه‌اش رفت و آمد داشتم، متوجه شدم شهناز طلا و جواهرات زيادي در خانه‌اش نگهداري مي‌كند به همين خاطر وسوسه شدم و اين نقشه را طراحي كردم.
شب حادثه مقداري داروي بيهوشي از بيرون خريدم و داخل ليوان شربت شهناز ريختم. وقتي خورد، از هوش رفت و من هم در فرصت مناسب تمام جواهرات به همراه بعضي فاكتورهاي خريد، موبايل و لپ‌‌تاپش را سرقت كردم. وي ادامه داد: سپس تلفن همراش را به يكي از دوستانم فروختم و طلاهايي را كه فاكتور داشت، به طلافروشي فروختم و بقيه جواهرات به همراه لپ‌تاپ را به يكي از دوستانم امانت دادم تا در فرصت مناسب بفروشم. تحقيقات از متهم به دستور قاضي هاشميان از سوي پليس ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار