در تاريخ ششم آذر ماه گزارشي با عنوان «پيوستن ايران به كنوانسيون برن فقط ما را بدهكار نظام سلطه ميكند» در اين صفحه منتشر و در آن درباره مزايا و معايب پيوستن ايران به كنوانسيون برن با موافقان و مخالفان اين طرح گفت و گو شد. عليرضا رباني، مدير انتشارات غزال جوان و عضو كارگروه بينالملل اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران كه در حوزه نشر بينالملل فعاليت دارد از جمله موافقان در اين گزارش بود. اكنون وي در رد دلايل مخالفان يادداشتي را براي «جوان» ارسال كرده است. روزنامه جوان در آينده يادداشتهاي مخـالفان را نيز منتشر خـواهد كرد.
مواردي كه در مخالفت با پيوستن به اين كنوانسيون مطرح گرديد، ذيلاً به صورت تيتروار مطرح و در ادامه آن توضيحات مختصري داده شده است.
1- عدم توازن ميان واردات و صادرات محصولات فرهنگي كشورمان.
در واقع ميتوان گفت كه ما به علت عدم حضور در بازارهاي جهاني، صادرات قابل اعتنايي در اين بخش نداريم. ما در حال حاضر مصرفكننده محصولات فرهنگي و علمي ساير كشورهاي دنيا هستيم و از آن تأثير ميگيريم بدون آنكه زمينه كمترين تأثيرگذاري را فراهم كنيم. آيا ادامه اين روند به نفع ماست؟ آيا عضويت در كنوانسيون برن و بهوجود آمدن زمينه حضور نشر ايران در بازارهاي جهاني برهمزننده اين عدم توازن كه به آن اذعان داريم، نيست؟ هم اكنون هزاران نويسنده ايراني توانمند در حوزههاي مختلف علمي، هنري و ادبي هستند كه گروهي از آنان حتي در ايران زندگي ميكنند اما آثارشان توسط ناشران خارجي چاپ ميشود، چون چاپ آثارشان توسط ناشر خارجي - كه طبق مقررات بينالمللي عمل ميكند- را اطمينان بخشتر و قابل گسترش در سطح جهاني ميدانند.
2- نه ناشر توانايي پرداخت مبلغ كپي رايت را دارد و نه اصلاً صحيح است اين ميزان ارز از كشور خارج شود.
ناشران توانمند داخلي، عموماً روي آثار تأليفي تمركز دارند و در مواردي نيز كه ترجمه ميكنند طي قرارداد با ناشر خارجي حقالترجمه ميپردازند. رايتي كه پرداخت ميشود با توجه به قيمت پايين كتاب در ايران معمولاً رقم نازلي است، چرا كه معمولاً درصدي از قيمت پشت جلد كتاب است. حتي در مواردي ناشر خارجي رايتي هم دريافت نميكند. علاوه بر اين، بسياري از كتابهايي كه در ايران با اجازه ناشر ترجمه ميشود نيز از يارانه كشور مبدأ براي اين كار بهرهمند است. پيوستن به كنوانسيون برن اين موقعيت را براي ناشر و نويسنده ايراني فراهم ميكند كه رايت اثرش را به ساير كشورها بفروشد و اين موجب رونق اقتصادي نشر و آورده ارزي در اين حوزه خواهد شد. چنانچه منظور مخالفان كنوانسيون كساني باشد كه صرفاً به تكثير غير مجاز آثار خارجي مشغولند، بيش از آنكه چنين كار ناشايستي كمك علمي به كشور باشد موجب از بين رفتن انگيزهها و ايجاد نااميدي در فرهيختگاني است كه توان خلق مشابه چنين آثاري را در داخل دارند، لكن به علت بياطميناني و بيتوجهي به اين حقوق، اشتياقي به خلق اثر در ايران ندارند.
3- اگر ايران عضو كنوانسيون برن شود، اجازه مميزي و سانسور كتابها بدون اجازه صاحب اثر و صاحب حقمالكيت معنوي اثر امكانپذير نخواهد بود.
معني اين حرف آن است كه نه تنها چاپ يا ترجمه اثر هر فرد خارجي در ايران مجاز است، بلكه هر گونه دخل و تصرف در اثر او نيز جايز است. متأسفانه اشاعه اين تفكر و فرهنگ در ايران در مورد آثار داخلي هم تأثير گذاشته است. ادامه چنين روندي تنها موجب دلسردي و در انزوا قرار گرفتن پديدآورندگان و نيز ناشراني خواهد شد كه حق و حقوق پديدآورنده را صادقانه پرداخت ميكنند. تأثير بلند اين طرز فكر دقيقاً همان نتيجهگيري است كه «ما در برابر دنيا چنان مفلوك و ضعيف هستيم كه در صورت پيوستن به كنوانسيون برن تحت سلطه بيشتر قرار ميگيريم.»
4- كليت مالكيت معنوي كه فراتر از كنوانسيون برن است، نهايتاً در خدمت تعداد محدودي از كشورها است كه در ادبيات ما تحت نظام سلطه شناخته ميشود. يعني سيستمي فئودالي برقرار ميشود كه اربابش حق انحصار دارد و بقيه كارگر و نهايتاً دلال ميشوند.
در اين بند واقعاً علم و ادبيات در ايران به سخره گرفته ميشود. تصور نميرود ناشران و نويسندگان ما تا بدين حد خود را خوار و در برابر فرهنگ بينالمللي عاجز و ناتوان ببينند كه مصداق ارباب و رعيتي را كه در اين بند سخن از آن رفته است، بپذيرند. اگر كشورهايي نظير تركيه در عرض كمتر از دو دهه آثار خود را در سطح وسيع در بازارهاي بينالمللي عرضه و در بسياري از مجامع فرهنگي و علمي جهاني پايگاه پيدا كردهاند، وجه مميزهاي نسبت به ايران عزيز داشته و دارند؟ ميراث فرهنگي ما توسط ديگر كشورها به تاراج رفته و ميرود و آثار به نام آنها در مراكز فرهنگي جهاني ثبت ميشود و ما با تصور ارعاب در مقابل « نظام سلطه » خود را از احقاق حق خود محروم كردهايم. بهتر است كمي از لاك بياعتمادي و بيتعاملي با دنياي خارج بيرون بياييم و بپذيريم كه همه دنيا نظام سلطه نيست.
5- كشورهايي مثل امريكا و چين دير به كنوانسيون برن پيوستند، چراكه ميخواستند از محدوديتهاي دستوپاگير برن در امان باشند.
در اين بند نويسنده پذيرفته است كه كنوانسيون برن محدوديتهاي دست وپاگيري براي قدرتهاي بزرگ درست كرده است و به همين دليل هم آنها دير آن را پذيرفتهاند. اين مطلب در تعارض با سخنان قبلي است. اگر بپذيريم كه كنوانسيون برن محدوديتهايي حتي براي نظام سلطه ايجاد ميكند، ميتوانيم قبول كنيم كه پذيرش آن ميتواند جايگاه محكمتري در حضور علم و فرهنگ ما در بازارهاي جهاني ايجاد كند.
این پاسخها منطقی به نظر میرسند. ممنون از جام جم که آنها را منتشر کرده.