
تنها دو روز به 16آذر مانده و جريان اصلاحات سرگرم و سردرگرم براي راديكال كردن فضاهاي دانشگاههاي كشور است، همانند همان سالهايي كه پياده نظام اين طيف سعي داشتند، روز مقاومت و ايستادگي دانشجويان در برابر استعمار غرب، استبداد و خودكامگي را با آشوب و درگيري در فضاي دانشگاهها به سمت انحراف ببرند.
بايد تأكيد داشت كه «به وجود آوردن تنش و التهاب در فضاي علمي و فكري دانشگاههاي سراسر كشور» هم يكي ديگر از برنامههايي است كه بلافاصله پس از موفقيت دكتر روحاني در آوردگاه انتخابات در دستور كار تجديدنظرطلبان قرار گرفت و براي تحقق آن از «فشار به رئيس دولت يازدهم براي معرفي چهره تندرو به مجلس جهت انصاب در وزارت علوم» گرفته تا «قلع و قم بسياري از اساتيد و رؤساي دانشگاهها» را به صورت منسجم و هدفگذاري شده پيادهسازي نمودند.
«بازگرداندن دانشجويان ستارهدار و فعال فتنه به فضاي آرام علمي دانشگاه» و «احياي جنبشهاي دانشجويي افراطي و اثرگذار در غائلههاي 78 و 88» هم از ديگر برنامههاي اصلاحات براي تند كردن فضاهاي علمي دانشگاهها در طول سه ماه اخير است، البته آنچنان كه اخبار غيررسمي عنوان نمودهاند، يكي از مهمترين محورها در آخرين جلسه اصلاحطلبان، شركت در مراسم 16 آذر بوده و مقرر شده تا با انجام تبليغات گسترده در رسانهها و فضاي مجازي بتوانند حضور فعال و حداكثري در اين مراسم داشته باشند. نظريهپردازان اين جريان معتقدند تلاشهاي هدفمند صورت گرفته در سطوح مختلف دانشگاهها در طول سه ماه گذشته، بايد در روز 16آذر 92 نمود بيروني پيدا كند و مراحل بعد را بايد در بازههاي زماني ديگر دنبال كرد.
16 آذر چرا به نماد استكبارستيزي تبديل شد؟در 24 آبان 1332 اعلام شد نيكسون معاون رئيسجمهور امريكا از طرف آيزنهاور به ايران ميآيد. نيكسون به ايران ميآمد تا نتايج «پيروزي سياسي اميدبخشي كه در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و قواي آزادي شده است» را ببيند. در مقابل، دانشجويان مبارز دانشگاه نيز تصميم گرفتند در فضاي حكومت نظامي بعد از كودتاي 28 مرداد، هنگام ورود نيكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. دو روز قبل از 16 آذر، زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را رسماً اعلام كرد و قرار شد «دنيس رايت» كاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ايران بيايد. از همان روز، تظاهراتي در گوشه و كنار به وقوع پيوست كه در نتيجه در بازار و دانشگاه عدهاي دستگير شدند. اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. بيشتر اعتراضها از دانشكده پزشكي و داروسازي و حقوق و علوم آغاز شد.
صبح 16 آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجويان متوجه تجهيزات فوقالعاده سربازان و اوضاع غيرعادي اطراف دانشگاه شده و وقوع حادثهاي را پيشبيني ميكردند. فضا به شدت آبستن حوادث و درگيري بود. بعد از گذشت مدتي، براي جلوگيري از تنش و درگيري، در چندين دانشكده تعطيل اعلام شد و در ادامه، سراسر دانشگاهها به دستور رئيس دانشگاهها تعطيل گرديد.
به دنبال ورود پليس به يكي از كلاسها و دستگيري چند تن از دانشجويان در كلاس، دانشجويان اعتراض ميكنند، نهايتاً دانشكده فني به هم ميريزد و در محاصره كامل نظاميان قرار ميگيرد. به يكباره فرمان آتش صادر شده و دانشجويان در صحن طبقه اول به خون ميغلتند. عدهاي زخمي ميشوند و در اين ميان سه دانشجو به نامهاي «قندچي»، «بزرگنيا» و «شريعت رضوي» به شهادت ميرسند.
نگاه به 16 در دولت اصلاحات جنبههاي سياسي حزبي به خود گرفتدر سالهاي آذر قبل از 76، خبري از حضور رئيسجمهور در ميان دانشجويان به عنوان روز دانشجو نبود چرا كه در سالهاي اوليه انقلاب دولت بيشتر درگير مسئله جنگ بود، تنها توجه دولتي به روز دانشجو، پيامي بود كه وزراي بهداشت و علوم همه ساله صادر ميكردند و هميشه با نوعي كليگويي همراه بود اما با روي كار آمدن خاتمي و توجه ويژه وي به دانشجويان، رئيسجمهور تبديل به يكي از اكرامكنندگان اين روز شد، سخنرانيهاي وي در اين روز معمولاً با حواشي همراه بود، به عبارت ديگر، تصميم براي حضور فعال تيمها و گروههاي مختلف افراطي اصلاحطلب براي حضور پررنگ در مراسم مختلف روز 16 آذر در حالي است كه نفس برگزاري چنين مراسمي در دانشگاههاي كشور حفظ روحيه مبارزه با روحيه استكباري نظام سلطه و در رأس آن امريكاست؛ موضوعي كه پس از سال76 با انحرافي خاص از سوي جريان اصلاحات روبهرو شده و در آن سعي ميشود زمينه تخريب و هجمه عليه اركان مختلف حاكميت و اساس انقلاب و نظام فراهم شود. خاتمي سال 77 در جمع دانشجويان دانشگاه شريف در بخشي از سخنانش با ادبيات دوپهلو و مغالطهآميز در پاسخ به اتهام ليبرالي بودن دولت ميگويد: «همانطور كه غربزدگي بد است، ضديت با ليبراليزم به نوعي فاشيزم دچار ميشود» كه بايد گفت غلط دانستن مباني ليبراليزم به سبكي كه غرب ترويج ميكند، اصلاً به معناي داشتن نگاه فاشيستي نيست. خاتمي در ادامه به ستايش غرب به شكلي خاص ميپردازد و ميگويد، اگر غرب بد اخلاقي دارد، همين غرب مشروطيت هم دارد.
در سال83 هم عدهاي از دانشجويان هنگام سخنراني خاتمي در دانشگاه تهران فرياد ميزدند: «بسه دروغ، بسه دروغ» كه خاتمي پاسخ داد، شما بايد منطقي باشيد. بعد از سخنان نماينده برخي از تشكلهاي دانشجويي، عدهاي از دانشجويان فرياد زدند «مرگ بر ديكتاتور- خاتمي، تو به ما پشت كردي» كه خاتمي پاسخ داد: «نه هنوز رويم به طرف شماست.» خاتمي ادامه داد: «بايد دموكراسي را قبول داشته باشيم. فقط ديكتاتورها هستند كه غيرخودشان را قبول ندارند... ما بايد عقايد مختلف يكديگر را تحمل كنيم...» كه عدهاي شعار دادند: «باز دروغ، باز دروغ.» در ادامه زماني كه خاتمي گفت: من اولاً شهادت روشنفكريام را بدهم»، عدهاي شروع كردند به هو كردن خاتمي كه در اين زمان خاتمي نيز به اين اهانتها واكنش نشان داد و با عصبانيت گفت: «اين خلاف مصالح ديگران و روش دموكراتيك است. چند نفري هستند كه هو ميكنند. كاري نكنيد كه بگويم بيرونتان كنند. آدم باشيد. آدمهايي كه تحمل ديگران را ندارند خدا نكند به قدرت برسند. در همه چيز انحراف ايجاد كرديد، حالا آمديد اينجا نميخواهيد كه ما حرف بزنيم.»
خاتمي سپس با انتقاد از اصلاحطلبان گفت: «اگر قرار بر طلبكاري باشد، من طلبكارم... امروز متأسفانه از اردوگاه اصلاحطلبان صداهايي ميشنويم كه دشمنان اين ملك و ملت آن را بيان ميكنند.»
تندروها 16 آذر 92را هم نشانه گرفتهاندهمانطور كه اشاره شد نظريهپردازان جريان اصلاحات بسياري از تمركز خود را بر آن گذاشتهاند تا فضاي دانشگاهها را به سمت راديكاليزه شدن پيش ببرند و از جمله ابزاري كه به اين هدف كمك شاياني ميكند، دعوت از شخصيتهايي است كه ميتوانند با سخنراني خود فضاي دانشگاه را به سمت درگيري و اغتشاش پيش ببرند، به گونهاي كه يك تشكل دانشجويي در هفتههاي گذشته به شدت پيگير دعوت سيدمحمد خاتمي به دانشگاه تهران بود تا هم بتوانند زمينه التهاب و تنش را در محيطهاي عملي كليد بزنند و هم اصل برنامه را كه همان حفظ روحيه استكبارستيزي است، به انحراف ببرند، البته برخي جنبشهاي دانشجويي هم با خطگيري از پدرخواندههايشان تلاش داشتند تا رئيسجمهور را هم به دانشگاه تهران دعوت كرده و از آن بهرهبرداري سياسي كنند كه با رسانهاي شدن خبر حضور روحاني در دانشگاه بهشتي، دستيابي به آن هدف نيز عملاً غيرممكن شد.
با اين وجود تعدادي از نظريهپردازان تجديدنظر طلب، سخنراني انصاري در دانشگاه را فاقد اثرگذاري سياسي لازم در جهت اهداف اصلاحطلبان دانستهاند. در پايان بايد تأكيد كرد كه اگرچه تلاش براي بهرهبرداري سياسي حزبي از فضاي دانشگاهها در روزي كه بايد بر حفظ روحيه استكبارستيزي قشر جوان و دانشگاهي از سوي طيف اصلاحات هدفي ثابت قلمداد ميشود اما ميتوان با برنامهريزي مناسب از رسيدن جريان تندرو جلوگيري كرد، به گونهاي كه هم اغتشاش و درگيري در دانشگاهها اتفاق نيفتد و هم انحراف در گفتمان استكبارستيزي رخ ندهد.