دو روز تا زمان برگزاري مراسم قرعهكشي جام جهاني 2014 در برزيل باقيمانده است، اين روزها خبرگزاريها و روزنامههاي ورزشي را كه نگاه ميكني متوجه ميشوي كه تقريباً همه راجع به اين مسئله صحبت ميكنند، خيلي از بازيكنان تيمملي فوتبال كشورمان در اين خصوص نظر دادهاند، برخي ميپسندند در گروهي با حضور تيمهاي بزرگ و مطرح و قوي قرار بگيريم و برخي هم دوست دارند با تيمهاي ضعيفتر روبهرو شويم.
نكته جالبتر اينكه اين روزها خبرهاي جسته و گريختهاي هم از چهارگوشه دنيا به گوش ميرسد مبني بر اينكه برخي از كشورها از جمله صاحبنامان دنياي توپ گرد علاقهمند هستند كه با تيمملي كشورمان در يك گروه قرار بگيرند، پائولو مالديني ستاره فوتبال ايتاليا با بيان اينكه «ديدار ايران و ايتاليا در جام جهاني جذاب ميشود.» تلويحاً علاقه خود را براي قرار گرفتن دو كشور در يك گروه نشان داد.
ديروز هم خبري مبني بر اينكه هواداران فوتبال برزيل ابراز علاقه كردهاند تا تيمملي كشورشان با ايران همگروه شود منتشر شد. چندي قبل نيز انگليسيها از اينكه با تيمملي كشورمان در يك گروه قرار بگيرند واكنشهاي خوبي نشان دادند. تمامي اينها نشان از رقابت سختي است كه انتظار تيمملي را ميكشد. اينها بيانگر اين واقعيت است كه همه انتظار رويارويي با ما را ميكشند چرا كه فكر ميكنند نبايد زياد ايران را جدي گرفت و اين درست همان چيزي است كه ما بايد با دقت به آن نگاه كنيم.
اينكه برزيليها، ايتالياييها و انگليسيها خوشحال ميشوند با ما همگروه باشند از سر دوستي و صداقت نيست، بلكه به اين خاطر است كه تصور ميكنند با وجود ايران صعودي آسانتر را تجربه ميكنند. اين واقعيتي دردآور است كه در هياهوي اين روزهاي شلوغ فوتبال گم شده.
واقعيت اين است كه دنيا ميداند شاگردان كارلوس كرش در فاصله شش ماه از صعود مستقيم به جام جهاني هم نتوانستهاند يك بازي تداركاتي مناسب داشته باشند و دلخوش هستند به دو بازي مقدماتي جام ملتهاي آسيا مقابل تايلند و لبنان و بازي اسفندماه برابر كويت.
شايد روي همين اصل باشد كه كرش فرياد ميزند،تهديد ميكند و بيان ميدارد كه اگر بازيكني فروردينماه خود را به تيمملي معرفي نكرد قيد برزيل را بزند. كرش مدتهاست كه برنامه ميدهد اما در فدراسيون فوتبال برنامههاي او جدي گرفته نميشود. مرد پرتغالي فوتبال ايران بيترديد از تمامي ساكنان ساختمان خيابان سئول بهتر ميداند كه قرار است با تيمملي به كجا برود و با چه تيمهايي رويارو شود، به همين خاطر است كه فرياد ميزند و بازيكنانش را طلب ميكند اما در حالي كه دنياي فوتبال صداي او را ميشنوند ما خودمان را به نشنيدن ميزنيم و دلخوش به برگزاري مثلاً با برنامه ليگبرتر، جام حذفي و حضور در ليگ مسخره قهرمانان آسيا هستيم.
دنياي فوتبال فريادهاي كرش و بياعتنايي ما را ميشنود و ميبيند، پس بيجهت نيست كه اين روزها همه علاقهمند هستند با ايران همگروه شوند. اين خود ما هستيم كه با نوع برنامهريزي و آمادگي غلط خود آنها را علاقهمند كردهايم. شكي نيست كه وقتي مثلاً يك برزيلي با مراجعه به برنامههاي فيفادي يا بازيهاي تداركاتي تيمهاي ديگر متوجه ميشود ايران تنها تيم بيبرنامه جامجهاني است، علاقهمند ميشود تا با ما همگروه شود و اين مسئله در مورد ايتالياييها، انگليسيها و حتي بقيه تيمها هم صدق ميكند. اصلاً يك سؤال ما براي چه به جام جهاني ميرويم؟