
شاهكار؛ اين بهترين تعريف از عملكرد تيمملي فوتبال ساحلي است. تيمي كه با شكست قدرتهاي اول دنيا، بر بام جهان ايستاد. آن هم با دست خالي. با بازيكناني كه به قول حسيني، به ماشين و پاداش فكر نميكردند و تنها فكرشان شاد كردن دل مردم بود و برافراشتن پرچم ايران بر بام جهان. بازيكناني كه شايد تصورش را هم نميكرديم بتوانند اينگونه افتخارآفريني كنند. قهرماني تيمملي فوتبال ساحلي در رقابتهاي قهرمانان قارهها اما يك طرف، حركات ديدني و گلزنيهاي گلر اين تيم يك طرف. دروازهباني كه ناخودآگاه خيليها را ياد احمدرضا عابدزاده ميانداخت كه هميشه در بازي سعي ميكرد با حركات خاص خود، به همتيميهايش روحيه دهد.
چه شد از بين آن همه رشته ورزشي به فوتبال ساحلي روي آورديد؟
البته من با كاراته به دنياي ورزش وارد شدم. آن هم از هفت سالگي. كمربند مشكي و دان اين رشته را هم دارم اما به اين ورزش علاقهاي نداشتم و عاشق فوتبال بودم. به همين دليل از سال 78 در حالي كه 16 سال داشتم به تيم جوانان شموشك نوشهر پيوستم و بعد از آن در اميدها و بزرگسالان اين تيم در ليگ يك و ليگ برتر هم بازي كردم. يك بار تيمملي فوتبال ساحلي به نوشهر آمده بود. ما بچههاي نوشهر هم يك تيم شديم و به اسم ملوان برابر اين تيم يك بازي دوستانه انجام داديم. بعد از آن بازي بود كه فرشاد فلاحتزاده از بازي من خوشش آمد و مرا به طور موقت به تيمملي فوتبال ساحلي دعوت كرد و از سال 88 به فوتبال ساحلي روي آوردم.
پس يعني اينكه بچه شمال بودي و دسترسيات به ساحل آسانتر از ديگران بود باعث حضورت در رشته ورزشي فوتبال ساحلي نشد!
نه، اتفاقاً اين مسئله خيلي به من كمك كرد. من هم مثل همه بچههاي شمال تمرينات زيادي در ساحل انجام ميدادم. حتي زماني كه در چمن بازي ميكردم. به همين دليل وقتي وارد ليگ فوتبال ساحلي شدم خيلي راحتتر كار كردم چون سابقه بازي در ساحل را از بچگي داشتم.
و حالا به عنوان يكي از لژيونرهاي اين رشته هستيد.
بله من امسال در ليگ فوتبال ساحلي بلاروس بازي كردم و با تيم انرگو بلاروس به عنوان نايب قهرماني رسيدم.
گفتي فلاحتزاده به طور موقت به تيمملي دعوتت كرد اما حالا يكي از نفرات اصلي و ثابت تيمملي هستي.
بله، فرشاد فلاحتزاده به طور موقت مرا به تيمملي دعوت كرد اما باعث شد پايم به دنياي فوتبال ساحلي باز شود. بعد از آن عباس هاشمپور و اكتاويو مرا به طور دائم به تيمملي دعوت كردند كه اين البته قبل از هر چيزي به دليل لطفي بود كه خدا به من داشت.
و حالا بعد از چهار سال، با تيمملي ساحلي به عنوان قهرماني در رقابتهاي قهرمانان قارهها رسيده و بر بام دنيا ايستادهاي.
در اين خصوص من وجود ندارد. اين يك كار گروهي بود. همه با هم بوديم. از خانم شهرياري كه فوتبال ساحلي موفقيتهايش را مديون زحمات اوست تا اوكتاويو كه نميتوان تلاشي كه كرد و تأثيري كه گذاشت را به راحتي و با چند جمله گفت تا تك تك بازيكنان كه با جان و دل كار كردند و با غيرت برابر ابرقدرتهاي دنيا ايستادند و موفق شدند.
يك قولهايي هم گويا در پي قهرماني تيمملي فوتبال ساحلي براي پرداخت پاداش داده شد؛ اين قولها عملي شده؟
يك مسئله خيلي مهم كه دوست دارم بگويم اين است كه هيچ كدام از بچهها براي پاداش و ماشين و اين طور مسائل بازي نكردند. همه ما وقتي به ميدان ميرفتيم فقط به شاد كردن دل مردم و برافراشتن پرچم كشورمان بر بالاترين سكوهاي جهاني ميانديشيديم. به افتخارآفريني براي ايران عزيزمان. اما خب يك قولهايي هم داده شد در خصوص دادن پاداش كه اميدوارم اگر پاداشي هم ميخواهند بدهند، در شأن بچهها باشد.
تصور ميكرديد بتوانيد از عهده تيمهاي بزرگي چون روسيه، برزيل يا ايتاليا برآمده و قهرمان شويد؟ آن هم در شرايطي كه داوريها هم سدي بود برابر تيمملي كشورمان.
شايد باور نكنيد اما اين هدف بچهها بود. هدفي كه باعث شد بتوانيم از عهده قويترين تيمها برآييم. تيمهايي مثل روسيه كه بارها به عنوان قهرماني رسيده بود يا برزيل و ايتاليا. البته خيلي تلاش شد با ناداوري بچهها را به عقبنشيني وادار كنند اما هر بار ما جنگندهتر ميشديم. خب طبيعي هم بود آنها ميخواستند در كشور خودشان قهرمان شوند اما ما نميخواستيم اين اتفاق بيفتد. اين جام حق ما بود و سرانجام هم توانستيم آن را بالاي سر ببريم و از اين مسئله خيلي خوشحال هستيم.
اما ميدانيد كه حالا انتظارات از شما خيلي بالاتر رفته است؟
بله، تا قبل از اين ما هميشه به دنبال قهرماني در آسيا بوديم. حالا اما با اين قهرماني بايد به سكوهاي جهاني فكر كنيم. از اين به بعد برنامهريزيها بايد حرفهايتر باشد و اميدوارم براي رسيدن به عنوانها و مقامهاي بهتر حمايت شويم. خوب ميدانيم با اين قهرماني انتظارات مردم از ما بالاتر رفته اما اين را هم ميدانيم كه مردم حق دارند از ما انتظار داشته باشند.
ميگويند اوكتاويو براي تيم چيزي بيش از يك مربي بود و كارهاي روانشناسانه انجام ميداد؛ مثل جريان آن توپهاي تنيس.
بله او فقط از لحاظ فني بچهها را كوچ نميكرد. او يك روانشناس بود. او هميشه طوري با بچهها صحبت ميكرد كه به خودمان مطمئن ميشديم كه ميتوانيم. حتماً ميتوانيم و جاي هيچ شكي باقي نميماند. آن توپهاي تنيس هم يك راز بود بين اوكتاويو و بچهها. گفته بود يك توپ تنيس هميشه با خودمان داشته باشيم كه اسم افراد مهم زندگي خودمان و آنهايي كه برايمان زحمت كشيدهاند را روي آن بنويسيم. اين توپ مثل يك بمب روحيه بود. هميشه آن را با خود به همراه داشتيم. يك انرژي مثبت بود.
يكي از اتفاقات جالب بازيهاي تيمملي فوتبال ساحلي، عكسالعملها و حركات خاص و روحيهبخش پيمان حسيني بود كه ما را ياد احمدرضا عابدزاده ميانداخت؛ مخصوصاً گلزنيهايش. اينها روي برنامه يا فيالبداهه بود؟
نه، ما روي همه حركات و تاكتيكهايمان كار كرده بوديم. البته اين مرسوم است كه در فوتبال ساحلي دروازهبانها گل بزنند اما ما روي اين مسئله خيلي كار كرده بوديم. آقاي اوكتاويو و هاشمپور هميشه از من و حاجيزاده ميخواستند نيم ساعت زودتر از بقيه به تمرين بياييم تا روي اين تكنيك كار كنيم. من تقريباً در همه تورنمنتهايي كه بودهام گلزني كردهام اما فكر ميكنم در اين رقابتها با دو گل زده و چند پاس گل كه روي شروع مجددهايم بود عملكرد بهتري داشتم. خصوصاً كه چند مرتبه هم دروازه تيمها را به شدت تهديد كردم اما اين يكي از برنامههاي تيمي ما بود نه يك كار شخصي.