بيشتر از يك هفته است كه خيابانهاي كييف، پايتخت اوكراين، محل تجمع معترضان به دولت اين كشور شده و چادرهاي آنها در ميدان استقلال اين كشور برپا شده و حتي بعضي از ساختمانهاي دولتي هم به اشغال آنها درآمده است. اين وضعيت يادآور حال و هواي حدود 9 سال پيش است كه مشهور به انقلاب نارنجي شد.
ويكتور يوشچنكو به همراهي يوليا تيموشنكو بعد از انتخابات 2004 نسبت به پيروزي ويكتور يانوكوويچ اعتراض كردند و هواداران او به خيابانها ريختند. اعتراض آنها در نهايت پارلمان اين كشور را مجبور كرد تا رأي به ابطال انتخابات بدهد و با برگزاري دوباره انتخابات اين يوشچنكو بود كه برنده انتخابات شد و به اين صورت انقلاب نارنجي اوكراين به عنوان اولين حلقه از سلسله انقلابهاي رنگي شكل گرفت. اكنون، همان معترضين دوباره به خيابانها برگشتهاند و مثل همان زمان، يانوكوويچ را به عنوان رئيسجمهور در برابر خود ميبينند اما اين بار مسئله انتخابات و نتيجه آن نيست بلكه موضوع بر سر موافقتنامه تجاري با اتحاديه اروپا است.
قرار بود يانوكوويچ روز جمعه 29 نوامبر با شركت در اجلاس رهبران اتحاديه اروپا در شهر ويلنيوس، پايتخت ليتواني، گام نخست براي امضاي موافقتنامه تجاري با اتحاديه اروپا را بردارد، اما از چند روز قبل اعلام كرد كه روند امضاي اين موافقتنامه تجاري را معلق خواهد كرد. انصراف او از امضاي اين موافقتنامه خشم معترضين را برانگيخت و باعث شد تا اعتراضات در اين چند روز ادامه يابد و تيموشنكو هم از زندان به هواداران خود پيام داده كه اعتراضات را تا سرنگوني يانوكوويچ ادامه بدهند و احزاب مخالف دولت هم برگزاري انتخابات زودهنگام را درخواست كردهاند.
به نظر ميرسد بعضي از عقبنشينيهاي دولت مثل استعفاي والري كورباك، رئيس پليس، شهر كييف نتوانسته معترضين را آرام كند و اكنون مسئله اين است كه آيا انقلاب نارنجي بار ديگر به ثمر خواهد نشست و موجب سقوط يانوكوويچ خواهد شد؟ از نحوه خبررساني رسانههاي غربي مثل بيبي سي، يورونيوز و فرانس 24 چنين برميآيد كه نگاه اتحاديه اروپا به اين اعتراضات مثبت است. تصاوير زنده از ميدان استقلال كييف توسط اين رسانهها مدام پخش ميشود و گزارشهاي آنان به نحوي است كه گويا اعتراض يك گام تا نتيجه نهايي فاصله دارد. در واقع، اين نحو خبررساني برآمده از سياست و توقع سران اتحاديه اروپا از وضعيت فعلي اوكراين است. آنان انتظار دارند كه اعتراضات يا به سقوط يانوكوويچ ختم شود و اگر هم چنين نشد، باعث شود تا او مجبور به امضاي موافقتنامه شود. با وجود چنين انتظار و طمعي از سوي اتحاديه، اما نميتوان اين بار به راحتي از پيروزي انقلاب نارنجي گفت چون اصل موافقتنامه آثار سنگيني دارد كه يانوكوويچ نميتواند نسبت به آنها متعهد شود.
يانوكوويچ در توجيه انصراف خود به مفاد و نتيجه موافقتنامه تجاري با اتحاديه استناد كرده كه به نظر وي، رفتار اتحاديه با اوكراين بر سر اين قضيه تحقيرآميز است. او براي نمونه كمك فني اتحاديه را بيان كرده كه به ارزش 610 ميليون يورو است و در مقابل، اتحاديه اين كمك را مشروط به درخواست وام كييف از صندوق بينالمللي پول كرده است و صندوق بينالمللي پول نيز به نوبه خود پرداخت وام را منوط به تعهد يانوكوويچ به افزايش ماليات و توقف ميزان حقوق و مستمريها در شرايط فعلي كرده است. يك جنبه اين موافقتنامه در آثار سوء آن بر صنايع اوكراين است كه به طور عمده در شرق اين كشور متمركز شدهاند. بايد توجه داشت كه محصولات اين صنايع چندان بازاري در اروپا ندارند و جداي بازار داخلي اوكراين، بيشتر روانه بازار روسيه و برخي از كشورهاي اروپاي شرقي ميشوند.
اجراي موافقتنامه تجاري با اتحاديه اروپا باعث ميشود تا محصولات اروپايي روانه بازار اوكراين شود و در نهايت، بازنده رقابت صنايع اوكراين خواهند بود. به همين جهت است كه مردم اوكراين در شرق با اقدام رئيسجمهور موافق هستند و نميخواهند كسب و كار آنها با موافقتنامه تجاري به كسادي كشيده شود. موافقتنامه تجاري از جنبه سياسي به منزله مقدمهاي براي ورود اوكراين به اتحاديه اروپا است. عضويت اوكراين در اتحاديه اروپا از اين جهت اهميت دارد كه اوكراين دومين كشور بزرگ اروپا است و از نظر رهبران اتحاديه اروپا، با عضويت اوكراين، مرزهاي اتحاديه تا شمال درياي سياه و در شرق تا روسيه گسترش مييابد.
اين گسترش نگراني اصلي روسيه است، چراكه كرملين به هيچوجه مايل به هممرزي با اتحاديه اروپا نيست جداي از اينكه ناوگان دريايي روسيه در اوكراين از مهمترين پايگاههاي نظامي اين كشور است و نزديكي اوكراين به اتحاديه تهديد جدي براي بقاي نظامي روسيه در درياي سياه است. يانوكوويچ بر خلاف يوشچنكو سياست توجه به غرب ندارد، اما اين امر به معناي وابستگي كامل به روسيه نيست، بلكه او در حدود سه سال رياست جمهوري خود سياست روابط متوازن با روسيه و اتحاديه اروپا را دنبال كرده و اكنون، اتحاديه اروپا با موافقتنامه سعي ميكند تا او را مجبور به تجديدنظر در اين سياست و دوري از روسيه بكند. اتحاديه اروپا با توجه به اين دو جنبه است كه نسبت به اوكراين اهداف روشني را دنبال ميكند، اما بايد ديد كه يانوكوويچ چگونه در زير بار فشارها مقاومت خواهد كرد تا هم از جهت اقتصادي مانع شرايط تحميلي اتحاديه شود، هم از جهت سياسي آن توازن بين روسيه و اتحاديه را حفظ كند.