تا همين چند سال گذشته وقتي صبح زود بيدار ميشديم، صدا و سمفوني زندگيبخش پرندهها را ميشنيديم. حتي كساني كه در آپارتمانهاي بيحياط و بيدار و درخت زندگي ميكردند، از اين صداي ازدحام پرندگان در حياط همسايه و حتي اگر شده روي درختان كوچه، برخوردار بودند و اگر كساني هم دير بيدار ميشدند، ميتوانستند همهمه شاديبخش پرندگان را در غروبها بشنوند و آنها را روي سيمهاي برق ببينند كه شانه به شانه هم كز كردهاند و هريك با توانايي خود زيباترين آوازها را ميخواندند. اما حال براي ديدن پرندهها بايد به صحرا و بيابان سفر كرد و كساني كه دل ديدن اين موجودات زيبا را در پشت ميلههاي قفس دارند بايد به باغ پرندگان بروند.
اهميت و مخاطرات بحث آلودگي و وارونگي هوا، تقريباً به داغترين خبر اين روزهاي كشورمان، يعني خبر توافقات هستهاي ژنو پهلو ميزند و آن گونه كه از گفتوگوهاي مردم در كوچه و بازار و اداره و رسانه بر ميآيد، اين معضل اين روزها به كلاف سر در گمي مانند شده كه هر مسئول و متولي كه رابطه و وظيفهاي در راستاي كاهش آلودگي هوا دارد، در صدد است كه سرنخ اين ماجرا را در دست گيرد و اين ماجرا را ختم به خير كند و مردم براي اين خدمت و فتحالفتوح تا قيام قيامت به عمر و عزتش دعا كنند. اما دريغ كه اين تصورات تنها در عالم رؤيا ممكن، ميسور و ميسر است و چون تا به حال توفيقي در خصوص محو و مهارآلودگيها صورت نگرفته است، حق مردم است كه خطاب به مسئولان و در برابر تمام طرحها و شعارهايي كه دادهاند و به سرانجام نرسيده، نتيجه را جويا شوند و بگويند كه آقاي مسئول «اين همه كمچه زدي كو حلوا؟!»
اما به نظر ميرسد كه در اين ماجرا همه به فكر دستيابي به آسمان آبي هستند و بدون آنكه فكر كنند كه اين آسمان آبي زماني «پرنده» هم داشت.
جالبتر اينكه در گستره اين همه اخبار و احوال و گزارش و اظهارنظر، در رسانههاي مختلف در مورد آلودگي هوا، پرندهها سهمي به قدر و قامت «هيچ» داشتهاند و كسي در لابهلاي اين شلوغه بازار حالي از اين موجودات زيبا نپرسيد.
خبرنگار «جوان» با مشاور سازمان محيطزيست كه وي يكي از پرندهشناسان اين سازمان ميباشد، تماس حاصل كرده و از وي درخواست نمود كه در خصوص غيبت پرندهها و شرايط زندگي آنها در دود و دم اين روزها اطلاعاتي را عنوان كند. اما وي با برخوردي ناشايست از دادن اطلاعات سر باز زد.
يكي از فعالان و عكاسان محيطزيست كه اصرار داشت نامش محفوظ بماند، در گفتوگو با خبرنگار «جوان» اظهار داشت: مطالعات سايمون جرويس انگليسي در دهه 30 اولين شمارشگر و ثبت كننده تعداد پرندههاي تهران و حومه بود كه حدود 150 گونه پرنده را ثبت كرد.
20 سال بعد در دهه 50 شخص ديگري به نام دكتر اسكات تنها 80 گونه پرنده را شناسايي كرده بود. پس از انقلاب و در دهه 70 دكتر جمشيد منصوري، پرندهشناس ايراني در نتيجه تحقيقات خود به 60 گونه پرنده رسيد.
وي در ادامه ميافزايد: تا ميانههاي دهه 80 در آسمان تهران تقريباً گونههاي مختلفي از پرندگان رصد ميشد و در چند سال اخير تنها زاغ و زاغچه و كلاغ به خاطر مقاومت بالايشان به دود و دم، در آسمان پايتخت باقي ماندند. اما اين روزها به نظر ميرسد زندگي پرندهها در خطر جدي است يا شايد به كلي نابود شده باشد. با اين وجود سازمان محيطزيست بايد جواب دهد كه براي حفظ زندگي پرندگان چه كرده است؟
با اين اوصاف به نظر ميرسيد كه با آغاز فعاليت شوراي عالي محيط زيست در دولت يازدهم يكي از اولويتهاي سازمان محيطزيست، تدبير و حتي نجات زندگي پرندگان آسمان تهران باشد.