کد خبر: 623812
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۱
فريدون حسن
بازي پيشكسوتان پرسپوليس و ستارگان ميلان اتفاق خوبي بود. خيلي‌ها كه تنها آوازه فوتباليست‌هاي اواخر دهه 50 و 60 را شنيده بودند آمدند و رودررو ديدند آنها كه بودند، هر چند گرد پيري بر سر و رويشان نشسته بود و چهره‌هايشان شكسته شده بود، اما...
بازي پيشكسوتان پرسپوليس و ستارگان ميلان اتفاق خوبي بود. بگذاريد زياد مقدمه‌چيني نكنم. اين بازي خوب بود چون اگر خوب دقت مي‌كردي مي‌شد از بين دو نيمه فهميد تعصب و غيرت در كدام مقطع از فوتبال ايران يا حداقل پرسپوليس رخت بر بست و شد آنچه نبايد مي‌شد.
نيمه اول پيرمرد‌هاي پرسپوليس به ميدان رفتند، بهروز سلطاني، محمد پنجعلي، مرتضي فنوني‌زاده، حميد درخشان، ناصر محمدخاني، فرشاد پيوس و محسن عاشوري اينقدر متعصبانه بازي كردند كه اگر چند سال جوان‌تر بودند مي‌شد اميد آن را داشت كه ميلان را مثل همان پرسپوليس دهه 60 به توپ ببندند. اشكال كارشان همان چند تا مثلاً پيشكسوتي بودند كه به آنها اضافه شده بودند، جالب‌تر اينكه پيشكسوتان پرسپوليس هرچه جوان‌تر مي‌شدند ميانگين وزني‌شان بيشتر مي‌شد و تحركشان كمتر.
نيمه اول بازي عاشوري و درخشان همراه تحرك متناسب با سن و سال پيوس و ناصر محمدخاني باعث شد تا پرسپوليس گل خورده را با تعصب و غيرت پاسخ دهد و با تساوي يك، يك به رختكن برود.
اما نيمه دوم شرايط كاملاً عوض شد. با به ميدان آمدن برخي كه نمي‌دانيم چگونه پيشكسوت پرسپوليس لقب گرفتند فقط وزن كيلويي تيم اضافه شد و كم‌تحركي باعث شد تا ستارگان پا به سن گذاشته و البته آماده ميلان دو گل جلو بيفتند، نكته جالب اينكه در اواخر بازي كه باز هم چند پيرمرد متعصب دهه 60 به تركيب تيم اضافه شدند، دوباره كفه ترازو به سود پرسپوليس سنگيني كرد، اما خب زمان زيادي باقي نمانده بود و سرانجام ستارگان ميلان 3 بر يك از سد شاگردان پروين گذشتند.
ناصر محمدخاني، حميد درخشان، محسن عاشوري، فرشاد پيوس، حتي مجتبي محرمي، پنجعلي، ‌فنوني‌زاده، كرماني‌مقدم و رحيم يوسفي توان دويدن و زياد پا به توپ شدن را نداشتند اما چنان تعصب نشان مي‌دادند كه هر كسي متوجه مي‌شد چقدر با عشق در زمين حاضر شده‌اند و چگونه براي موفقيت پرسپوليس تلاش مي‌كنند.
اما نسل بعدي اين ستاره‌هاي با تعصب نه در زمان بازيگري چيزي براي خاطره‌سازي هواداران پرسپوليس داشتند و نه عصر پنج‌شنبه حرفي براي گفتن، آنها حتي از نظر بدني نيز از پيرمرد‌هاي دهه 60 ضعيف‌تر بودند. بدن‌هاي ناآماده و نداشتن انگيزه مبارزه و موفقيت بزرگ‌ترين وجه منفي بود كه مي‌شد در تيم نيمه دوم پيشكسوتان مشاهده كرد، آنها حتي در كنترل توپ هم مشكل داشتند.
متأسفانه اين روحيه به نسل بعدي انتقال يافت و تا جايي پيش رفت كه باخت تبديل به عادت شد و گل خوردن امري بديهي.‌ همه ديدند كه تيم نيمه اول بعد از گل اتفاقي كه در دقيقه اول دريافت كرد چگونه با برنامه بازي كرد، ‌چگونه به آب و آتش زد و چگونه بازي را با ميدان‌داري بازيكنان بزرگ پرسپوليس در دهه 60 در اختيار گرفت تا كار را به تساوي كشاند، اما در نيمه دوم پرسپوليسي را ديديم كه از آن بيش از پيروزي و افتخارآفريني، شكست را به ياد داشتيم و باز هم باختند و فقط نگاه كردند.
كاش علي پروين بعد از بازي ديروز آن را به گنجينه خاطراتش اضافه نكند، كاش تيم دهه 60 پرسپوليس را بدون پيشكسوتان صوري دوباره دور هم جمع كند تا به همه نشان دهد تعصب و غيرت يعني چه تا ثابت كند پرسپوليس زلزله چه پرسپوليسي بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار