يك نوع فال از قديم بوده و ميگويند حالا هم هست. قديمترها كه اولاد آدم جوانتر بود و هر روز فكر ميكرد عاشق شده است، يك گل پلاسيده از سطل زباله بيمارستان برمي داشت و با گلبرگهاي آن فال ميگرفت و گلبرگهاي گل را يكي يكي ميكند و ميگفت دوستم دارد، دوستم ندارد و تا آخر ادامه ميداد. همان زمان جف نيوويت اجنبي هم يك انيميشن كوتاه از روي همين كار اولاد آدم ساخت و كلي جايزه گرفت.
اما دوره زمانه عوض شده و ديگر مردم اينجور عوارض عشقهاي كلافهكننده را تجربه نميكنند (شايد به اين خاطر كه گلها پلاستيكي شدهاند و كسي آنها را در سطل زباله بيمارستان نمياندازد). حالا سطوح مختلف آن فال به روشهاي گوناگون اعمال ميشود. يكي مثلاً با همين برنج خودمان. تعجب نكنيد چندسالي است كه يك بازي كاملاً ايراني مطابق با استانداردهاي همان فال اختراع شده است و اسمش آلوده هست، آلوده نيست است.
يك دانه برنج از يك گوني 10 كيلويي بر ميداري ميگويي آلوده است، بعد ميروي پي كارت در وزارتخانهاي، مجلسي، بازرسي كلي و...، آن وقت روز ديگر اگر حوصله داشتي ميآيي يك دانه ديگر برميداري و ميگويي آلوده نيست، گاهي هم اگر خودت نرسيدي، معاوني، مدير كلي، خواهرزادهاي كسي را ميفرستي اين كار را انجام دهد.
تا گوني تمام شود سه چهار سالي وقت ميگذراني. چند تا مذاكره و مناظره برگزار ميكني و امثال اولاد آدم چندبار سر از بيمارستان و قبرستان در ميآورند و آخرش نميفهمند كه ته فال چه ميشود، بالاخره آلوده هست يا نيست؟ كسي هم تا حالا معترض به اين فال مسخره نشده است؛ هيچكس. ميپرسيد چرا؟ چون اين فال با جان مردم مربوط است و در اين دوره و زمانه با تورم 40 درصدي آنچه مهم نيست جان آدميزاد است. مسئولان محترم كه به همراه عهد و عيالشان برنج نميخورند كه چاق نشوند، پس عارضهاي متوجه خاندان و خانواده محترمشان نميشود. آنقدر آقازادهها و بر و بچ هم به رستورانهاي ايتاليايي و فرانسوي و چيني و... ميروند كه ديگر نميدانند حتي برنج چيست!
بين خودمان بماند، اولاد آدم ميترسد كه اين فال را با چيزهاي ديگر هم بگيرند، مثل آب خوردن، مثل بنزين، مثل نان و . . . زبانم لال. خوشبختانه آخرين دانه برنجي كه به دست يكي از فالگيران محترم رسيده آلوده نبوده. جميل عليزاده شايق، دبير انجمن صنفي برنجكاران دانه را برداشته و گفته: با توجه به اينكه تمامي مزارع برنج به هم راه دارند و از يك منبع آبياري ميشوند چنانچه به طور مثال مزرعهاي در بالادست برنج آلوده توليد كند مزرعه پايين دست هم آلوده خواهد بود زيرا آب از مزرعهاي به مزرعه و حتي روستاي ديگر عبور ميكند لذا سيال بودن آب بيماري را به تمامي شاليزارها در شمال كشور منتقل ميكند و در نتيجه بايد تمامي برنجهاي شمال كشور را آلوده بدانيم.
اولاد آدم به اين استنتاج و قوه درك احسنت ميگويد. چه كسي بود آن نفر قبل كه از شانسش بايد ميگفت آلوده است. اصلاً كه به او اجازه داد بود حرف بزند. يادم آمد آن آدم، غلامحسين شفيعي، مديركل استاندارد استان اصفهان بود كه دانه را برداشته و گفته بود: براساس اعلام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، برنج هايي با عناوين تجارتي «ستايش»، «صدري هاشمي آستانه اشرفيه»، « طارم محلي معطر فريدون كنار»، «آويلا» و «سياه دم هاشمي دودي» در فاكتورهاي همچون ميزان سرب، ميزان كادميوم، ميزان آرسنيك و ميزان آفلاتوكسين مجاز در اين محصولات، با استانداردها انطباق نداشته و غيراستاندارد هستند و به مردم و مصرفكنندگان توصيه ميشود از خريد و مصرف برنجهاي اعلام شده خودداري كنند.
اولاد آدم در همينجا ميخواهد پيشنهاد بدهد كه اگر در گوني برنج براي ادامه فال هنوز برنجي مانده است، همان آقاي جميل خان برش دارد. جير هم اگر داد يا تقلب هم اگر كرد اشكالي ندارد. يك تحليل بند تنباني ديگر بگذارد رويش، خاطر اولاد آدم و امثال اولاد آدم جمع ميشود. امثال شفيعي را هم از كار بركنار كنيد.
ختم جلسه فالگيري. تاريخ شروع جلسه بعدي توسط منشي هيئت رئيسه بعد از خواب زمستاني به اطلاع خوانندگان ستون ميرسد.