اصلاً شگفت انگيز نبود، چرا بايد بابت خالي ماندن دستهايمان در انتخابات كنفدراسيون خندهدار فوتبال آسيا حيرت زده ميشديم؟ آيا سالها و ادوار قبل را فراموش كردهايم؟ شايد الان بهترين سوژه ممكن در اختيار عادل فردوسيپور قرار گرفته تا در برنامه آتياش فدراسيون را سلاخي كند. ميتواند كفاشيان را روي خط بياورد و از او بخواهد بابت از دست رفتن هر عنوان و مقام درخوري در انتخابات بهترينهاي سال آسيا توضيح بدهد. بعد هم فراموش كند كه خودش روزي كه فدراسيون فوتبال ايران به عنوان بهترين فدراسيون سال آسيا انتخاب ميشد، همين كفاشيان را محكوم به سلاخخانه شفاهياش ميبرد. نه عادل كه اين يك اتفاق همهگير بود. تمسخر فدراسيوني كه در سال حذف از انتخابي جام جهاني (آن هم چهارم شدن در يك گروه پنج تيمي) مقام بهترين فدراسيون سال را كسب كرد عجيب نبود. دوره بعد كه كفاشيان با آن پوشش عجيب، با آن كتي كه به تنش زار ميزد و شلوار گشادي كه انگار متعلق به بهروان بود و اشتباهي به پا كرده بود و جايزه را گرفت هم كسي باورش نكرد. چرا بايد فدراسيون ايران در آن سالهاي ناكامي بهترين ميشد؟
چرا بايد يك ايراني كه در سالهاي قبل تيمش به جمع چهار تيم نهايي باشگاههاي آسيا نرسيده گزينه اصلي اصليترين گزينه كسب عنوان بهترين بازيكن سال شود و مرتبه بعد انتظار داشته باشيم بازيكني كه در انتخابي جام جهاني كاپيتان تيم اول صعود كرده باشد و تيمش را به چهار تيم پاياني هم رسانده اين عنوان را به دست آورد؟
اصلاً شگفتانگيز نبود. انتخابات كنفدراسيون فوتبال آسيا هميشه همين قدر مضحك و خندهدار بوده. بيشك سال 2013 بهترين سال فوتبال ايران بود. در تمامي زمينهها لااقل در سطح آسيا ايران و ژاپن سرآمدهاي فوتبال بودند. هيچ سالي در تمام اين 20 سال اخير را نميتوان با سالي كه گذشت قياس كرد. با اقتدار به جام جهاني رسيديم، يك نماينده در چهار تيم نهايي داشتيم، فوتبال ساحلي (با دو بار بردن روسيه و يك بار برزيل و ايتاليا و امارات) قهرمان جام بين قارهاي شد، بانوان نايب قهرمان قاره شدند، نوجوانان به مرحله يك هشتم نهايي جام جهاني رسيدند و البته در آسيا ويژن هم همچنان سرآمد منطقه بوديم. اما نتيجهاش اين ميشود كه هيچ عنواني در انتخاب برترينهاي سال به ايران نميرسد. اين خود گواه بيمنطق بودن مطلقه كنفدراسيوني است كه امروز رئيسش عداوتي علني با فوتبال ملي و حتي كشور ايران دارد. از مجموعه شيخ سلمان انتظاري بيش از اين نيست. مهمترين نكته اين است كه متوجه ارزش و مقام انتخابات كنفدراسيون فوتبال آسيا شويم؛ انتخاباتي كه نه ارزش واقعي دارد و نه ملاكي است براي تشخيص واقعيتهاي يك ساله در فوتبال قاره آسيا. مهم اين است كه بدانيم 2013 سال ما بود، نه سال جام آورهاي كنفدراسيون زد و بند بازها!