براي تمام كساني كه همواره ادعاي تعصب به ميهن و وطنپرستي را دارند و به حفرهها و خلأهاي سينماي ايران در زمينه فيلمهاي تداعيكننده غرور و افتخار ملي اشكال ميگيرند، اكنون وقت حمايت از سينماي استراتژيك ملي فرا رسيده است.
بسياري از ما در اين مسير حرفهاي زيادي براي گفتن داريم و پايش كه بيفتد وارد لفاظي ميشويم و رگهاي گردنمان متورم ميشود، اما حالا اين روزها كه بر پرده سينما دو فيلم وطنپرستانه و غروربرانگيز ملي به چشم ميخورد، استقبال چنداني از اين فيلمها صورت نميگيرد؛ آيا سلايق سينمايي ما ايرانيان رو به اضمحلال ميرود؟ آيا براي ايجاد انگيزه در وجود مخاطبان ايراني حتماً بايد پاي مميزي، قانونگريزي و گذشتن از خطوط قرمز در يك فيلم در ميان باشد؟ اگر اينگونه نيست چرا سينمادوستان كه بدون ذرهاي شك اكثرشان خود را مدعي علاقهمندي به ژانر patriotic (ميهنپرستانه) سينما و به عبارتي ژانر وطندوستي ميدانند، هنوز از دو فيلم شاخص روي پرده در اين حوزه استقبال نكردهاند؟!
پايينتر از حد تصور!
اكران دوم پاييز كه به نظر ميرسد آخرين زورهاي سينما براي چرخاندن چرخه فروش فيلمهاي روي پرده تا پايان سال جاري باشد بيشتر از يك هفته است كه آغاز شده است. البته قرار بود اين اكرانها از روز يكشنبه 26 آبان با نمايش شش فيلم آغاز شود اما به دليل آماده نشدن كپيهاي چند فيلم، تنها سه فيلم استرداد، تنهاي تنهاي تنها و ترنج روي پرده قرار گرفتند و پس از آن فيلمهاي ديگري چون «عمليات مهد كودك» و «نازنين و آسمان زرد كم عمق» به اكران در آمدند. بر اساس آخرين جدول فروش فيلمها، اكنون «دربند» در بيش از 50 روزي كه از نمايش آن ميگذرد توانسته است به فروش 92 ميليون توماني در تهران دست يابد اما فروش فيلمهاي اكران دوم پاييز چگونه بوده است؟
در جدول فروش فيلمهاي اكران دوم پاييز، با وجود آنكه يك هفته از زمان اكران ميگذرد اما استقبال چندان خوبي از فيلمها صورت نگرفته است و از ميان فيلمهاي مختلف چنين اوضاع و شرايطي براي دو فيلم «استرداد» و «تنهاي تنهاي تنها» به هيچ وجه قابل قبول نيست؛ چراكه در حداقلترين شرايط اين دو فيلم جوايز مختلف جشنوارههاي داخلي كشور را در كارنامه خود دارند. اما اين مبنايي براي رقم خوردن فروش خوب اين دو فيلم است؛ خارج از ميانگينها، معيارها و خطكشيهاي سينمايي و جشنوارهاي، «استرداد» و «تنهاي تنهاي تنها» را ميتوان در زمره فيلمهاي استراتژيك ملي دانست كه انتظار ميرود با وجود جمعيتي كه شمار زيادي از آنها باورهاي وطنپرستانه دارند استقبال خوبي از آنها صورت بگيرد اما فروش اين دو فيلم متوسط رو به پايين بوده است. استرداد در يك هفته نمايش خود 5 ميليون و 160 هزار تومان و «تنهاي تنهاي تنها» نيز در همين مدت زمان يك ميليون و 860 هزار تومان فروخته است!
نگاه دوباره استرداد به ژانري مغفول
فيلم «استرداد» ژانري مغفول دارد؛ ژانري كه در سالهاي جولان دادن فيلمهاي عاشقانه و ملودرامهاي اجتماعي يا طنزهاي سطحي و كممايه تقريباً به فراموشي سپرده شد و اين كمتوجهي حالا ذائقه مخاطبان را هم تا حدودي تحت تأثير قرار داده است. استرداد فيلم بدي نيست. اتفاقاً اين اثر اكشن از جنبههاي مختلف يكي از متفاوتترين فيلمهاي تاريخ سينما است كه ديدن آن براي هر تماشاگري يك تجربه متفاوت است كه ارزشش را دارد. تنها چيزي كه ممكن است فروش فيلم را با خلل مواجه كند همان انتظارات و عادات تغيير يافته مخاطبان ايراني سينما است. اين فيلم شايد به جز يكي دو چهره محبوب سينمايي، بازيگران شاخص و شناخته شدهاي نداشته باشد و از سوي ديگر به جز تبليغات محيطي، براي معرفي آن از رسانه ملي تبليغي انجام نشده است كه اين از جمله ضعفهاي شايع بازاريابي در سينماي ايران است كه مشخص نيست چرا با گذشت زمان و از سر گذشتن تجارب تلخ باز هم حل نميشود. همه اينها دست به هم ميدهند كه فروش «استرداد» با مشكل مواجه شود. اين فيلم در سي و يكمين جشنواره فيلم فجر موفق به دريافت چهار سيمرغ بلورين از جمله سيمرغ بهترين فيلم شده است و انتظار ميرود كه مخاطبان براي اين تعداد جوايز هم كه شده كنجكاوي تماشاي «استرداد» را داشته باشند.
در سوي ديگر اما فيلم «تنهاي تنهاي تنها» به چشم ميخورد كه برخلاف استرداد در كنار فيلم ديگر يعني «ترنج» از تبليغات نسبتاً خوبي در رسانه ملي برخوردار بوده است.
«تنهاي تنهاي تنها» فيلمي با قابليت تعميم جهاني
فيلم «تنهاي تنهاي تنها» را هم شايد بتوان از جمله فيلمهاي نادر استراتژيك سينماي كشور دانست. فيلمي كه پيدا كردن نمونههاي آن در تاريخ سينماي ايران به دشواري پيدا كردن سوزن در انبار كاه است. اما اين فيلم روزهاي آغازين اكرانش را با فروش ضعيفي آغاز كرده است. «تنهاي تنهاي تنها» امير احسان عبديپور است كه در بخش مسابقه فيلمهاي اول جشنواره فيلم فجر حضور داشت و هيئت انتخاب آن را شايسته حضور در بخش مسابقه سينماي ايران ندانسته بود به پديده فجر سي و يكم و فيلم محبوب داوران بخش اراده ملي و تجلي تبديل شد و در جشنواره فيلم كودك نيز اكثر جوايز اصلي را دريافت كرد.
اين فيلم در قالبي متفاوت به انرژي هستهاي ايران ميپردازد و با مفاهيم نابش قابليت تعميم به جهان را دارد؛ «تنهاي تنهاي تنها» از زبان كودكانه درباره اثرات مخرب تحريمهاي غرب بر زندگي كودكان و خانوادهها ميگويد. فيلمي استراتژيك است كه با زبان سينمايي خود و با بهرهوري از زبان كودكانه شخصيتهاي اصلي فيلمنامه نقبي به مهمترين مسئله سياسي روز جهان يعني انرژي هستهاي ايران ميزند؛ آن را بشردوستانه معرفي ميكند و از زبان كودكانه تحريمهاي غرب عليه ايران را سرزنش ميكند. جالب است كه شعار فيلم جهاني است. موقعيت دفاع از منافع ملي و طغيان عواطف و احساسات وطندوستانه در وجود يك نوجوان است كه ممكن است در وجود هر نوجوان ديگري در هر نقطه جغرافيايي بيدار شود و از اين دريچه جهاني پيامهاي مهم و قابل فهمي را درباره صلحدوستانه بودن انرژي هستهاي ايران و ناعادلانه بودن تحريمها به جهان صادر كند. تنها كاش ميشد اين فيلم را به تريبوني جهاني تجهيز كرد و امكان نمايش جهاني آن را فراهم كرد.
وطنپرستان الان وقتش است كه به سينما برويد!
استرداد و تنهاي تنهاي تنها از آن دست فيلمهايي هستند كه ايراني با نشستن پاي آن به مليت خود افتخار ميكند، همچنان كه يك امريكايي هنگام تماشاي فيلمي چون «سقوط المپيوس» ممكن است ناگهان از جا برخيزد و به سوي پرچمش سلام دهد يا يك ژاپني هنگام تماشاي فيلم «جنگ دريا از هاوايي تا مالايا» از شوق و غرور ملي اشك بريزد. شايد مخاطبان سينماي ايران هم تا حدودي حق داشته باشند؛ كمتر پيش آمده كه در سينماهاي كشورمان شاهد نمايش فيلمي باشيم كه حس غرور و و طنپرستيمان را زنده و اشك در چشمانمان جاري كند و در آخرين سكانسهاي فيلم از صندلي بلندمان كند و به تشويق وا دارد. به صراحت ميتوان گفت كه حس وطنپرستي در سينماي كشورمان مرده است؛ مردهاي كه سالها است كسي حتي يادش را زنده نميكند. هميشه اين ضعف سينما را نقد كردهايم و رد گمشده سينماگران بر خاك وطن را به چالش كشيدهايم اما حالا اين گوي است و اين ميدان براي تمام ايرانياني كه كشورشان را وطندوستانه ميپرستند.