کد خبر: 623176
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۲ - ۲۲:۲۱
در طول روزهايي كه دولت اعتدال روي كار آمده «انكار تمام دستاوردهاي دولت گذشته» و «مصادره به مطلوب مؤلفه‌هاي مثبت» همواره يكي از اصول تثبيت شده و نهادينه شده در برخي از حلقه‌هاي نزديك به رئيس دولت يازدهم و همچنين طيف تجديدنظرطلب بوده
سعيد همتي
در طول روزهايي كه دولت اعتدال روي كار آمده «انكار تمام دستاوردهاي دولت گذشته» و «مصادره به مطلوب مؤلفه‌هاي مثبت» همواره يكي از اصول تثبيت شده و نهادينه شده در برخي از حلقه‌هاي نزديك به رئيس دولت يازدهم و همچنين طيف تجديدنظرطلب بوده، به گونه‌اي كه با صورت‌پذيري تحولات داخلي و بين‌المللي اين جماعت در پي آن بوده تا با سياه‌نمايي مطلق، كاركرد قابل قبول دولت گذشته مورد توجه افكار عمومي را به نام خود ضرب كنند.
رويكرد ياد شده در دولت در حالي است كه فعاليت دولت‌‌هاي نهم ودهم در بسياري از حوزه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي قابل تحسين و گاه بي‌نظير بوده، هرچند در برخي مؤلفه‌ها هم ضعف و نقصان دولت غيرقابل انكار و ترديد بوده است، البته نقطه آغاز «انكار دستاوردهاي دولت گذشته» و «تخريب وجوه دولت در تمام زمينه‌ها» از زمان تبليغات رياست جمهوري يازدهم شكل جدي به خود گرفت؛ جايي كه اكثر نامزدهاي انتخاباتي سعي داشتند به جاي اثبات قابليت‌ها و توانايي‌هاي خود به تخريب و تخطئه اقدامات دولت‌هاي نهم و دهم بپردازند تا بلكه آراي ملت را به سمت خود سرازير كنند، اين رفتار تبليغاتي- رواني كه تنها بر اساس حب رياست و جاه‌طلبي برخي از كانديداهاي رياست‌جمهوري به‌وجود آمده بود تا جايي پيش رفت كه مقام معظم رهبري را هم به واكنش وا‌داشت:
آقايان داوطلبي كه در صدا و سيما برنامه دارند، وظايف سنگيني بر عهده دارند و بايد مراقب باشند كه خدايي نكرده براي جلب توجه مردم، هر حرف خلاف واقعي را بر دهان نياورند. سخنان كانديداها بايد واقعي، صميمي، متكي بر اطلاعات درست و صادقانه باشد.
رهبر انقلاب اسلامي ادامه مي‌دهند: كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري بايد فقط واقعيت را به مردم بگويند، هم واقعيت اوضاع كشور و هم واقعيت در مورد خودشان. كانديداها نبايد براي جلب رأي مردم، به تخريب نامزدهاي ديگر و همچنين تخريب واقعيات جامعه اقدام كنند.

   آفتي كه امروز تبديل به يك رويه ثابت در دولت شده است
بعد از موفقيت حسن روحاني درآوردگاه 92 هم اين رويكرد نه تنها پايان نپذيرفت بلكه گسترده‌تر و فراخ‌تر، مورد توجه سياسيون وابسته به دولت اعتدال قرار گرفت به شكلي كه با ظهور هر مشكل و مانعي در مسير حركت دولت، تيغ تند انتقاد توأم با تخريب خود را به سمت دولت گذشته كشيده و بسياري از كاركردهاي آن را به راحتي هرچه تمام‌تر انكار مي‌كنند.
در حالي كه دكتر روحاني در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي از برنامه 100 روزه خود براي حل مشكلات اقتصادي گفته بود، بعد از انتخابات ابراز كرد كه در 100 روز اول تلاش خواهد كرد، واقعيت‌هاي اقتصادي را به مردم گزارش بدهد، به همين جهت است كه در چند هفته گذشته آمارهاي مختلفي نسبت به عملكرد دولت‌هاي نهم و دهم به ويژه در حوزه اقتصادي از سوي اعضاي دولتمردان ارائه مي‌شود.
نكته قابل توجه اين است كه آنچه از سوي اعضاي دولت ارائه مي‌شود و رسانه‌ها هم به طور گسترده به پوشش آن مي‌پردازند، سياه‌نمايي از اقدامات و عملكردهاي دولت‌هاي نهم و دهم مي‌باشد، به طوري كه حتي مسكن مهر- كه بدون شك يكي از خدمات برجسته و قابل قبول دولت قبلي است- مورد حمله دولتمردان و رسانه‌ها قرار مي‌گيرد يا ارائه اعداد و ارقام متناقض از سوي دولتي‌ها درباره نرخ رشد اقتصادي نيز در همين راستاست.

   اهداف مترتب بر طرح مذكور
حال سؤال اصلي اين است كه دولت با ارائه آمار و ارقام اين چنيني كه تخريب و سياه‌نمايي نسبت به دوران هشت ساله قبلي را به دنبال دارد، در پي چه اهدافي است؟!
به نظر مي‌رسد دولت يازدهم با ارائه گزارش‌هايي از اين دست و تيره و تار نشان دادن دوران هشت ساله گذشته در پي اين است كه اولاً وضعيت آن دوره را به قدري اسفناك جلوه دهد تا به واسطه آن انتظارات و توقعات جامعه نسبت به دولت فعلي را كاهش دهد و ثانياً با شديد شدن تخريب‌ها و هجمه‌ها نسبت به وضعيت دولت‌هاي نهم و دهم اين گونه جلوه دهد كه دولت يازدهم هر چقدر هم انتقاد به آن وارد باشد و هر چقدر هم كه كم‌كاري داشته باشد، در مقايسه با دولت احمدي‌نژاد اصلاً به چشم نيايد! و همچنان در اذهان عمومي دولت فعلي نسبت به دولت قبلي برتر دانسته شود.
ثالثاً اين حملات به دولت‌هاي قبلي موجب مي‌شود تا بيشتر اذهان متوجه گذشته باشد، به طوري كه دولت در پي اين است تا با سنگين كردن سايه تخريب‌ها و سياه‌نمايي‌ها نسبت به دولت‌هاي نهم و دهم، به نوعي از انتقاداتي كه ممكن است به دولت يازدهم وارد باشد، شانه خالي كند.
اگر به اظهار نظرات و آمارهايي – البته بعضاً هم متناقضي- كه اعضاي دولت ارائه مي‌دهند و شبكه‌‌هاي  رسانه‌اي آنها هم به طور گسترده به پوشش آن مي‌پردازند توجه كنيم، به وضوح به اين نتيجه خواهيم رسيد كه خط تخريب و هجمه سنگين دولت‌هاي نهم و دهم دستور كار مشتركي است كه از سوي دولتمردان و رسانه‌ها دنبال مي‌شود كه با گذشت زمان اين مشي شدت بيشتري بگيرد.

   پاي «انكار دستاوردهاي گذشته» به پرونده هسته‌اي هم باز شد
بدون ترديد مذاكرات تيم هسته‌اي كشورمان با گروه 1+5 مهم‌ترين و حساس‌ترين موضوع براي افكار عمومي داخل درطول سه ماه اخير بوده چرا كه جرياني خاص با عمليات رواني ويژه از مدت‌ها قبل، توانسته تمام مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم را به بحث مذاكرات هسته‌اي و رابطه با امريكا پيوند دهد.
در همين بستر بسيار اتفاق افتاد كساني در دولت يازدهم تمام تلاش‌هاي تحسين‌برانگيز دولت گذشته و اعضاي تيم مذاكره‌كننده دوره قبل را انكار و هر آنچه اتفاق افتاده را به نام همفكران خود ضرب كرده‌اند.
توافقات ژنو3 هم اگر چه با تمام نقاط ضعف و قوتش تمام شد اما دريغ از اينكه چهره‌هاي شاخص درگير در اين پرونده از رئيس دولت گرفته تا وزير امور خارجه و ديگر اعضاي مذاكره‌كننده يك بار هم كه شده از زحمات شبانه‌روزي دولت‌هاي نهم و دهم و تيم هسته‌اي جليلي تقدير يا حداقل اعتراف كنند كه دست بالاي امروز ايران و قدرت چانه‌زني فوق‌العاده‌مان در جلسات با نماينده‌هاي نظام سلطه مرهون زحمات مجاهدانه و تلاش‌هاي بدون چشمداشت بسياري از چهره‌ها و شخصيت‌هايي بود كه از زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري تاكنون ناجوانمردانه آنها را ترور شخصيت مي‌كنيم؛
نابخردانه بسياري از دستاوردهاي بي‌بديل تيم هسته‌اي دولت گذشته را كه از جمله غني‌سازي20 درصد اورانيوم، نصب نزديك به 20هزار سانتريفيوژ، دستيابي به فناوري سانتريفيوژهاي نسل جديد و بسياري از مؤلفه‌هاي ديگر را ناديده گرفته و نزد افكار عمومي به فراموشي سپردند.
اين در شرايطي است كه اگر بخواهيم مذاكرات ژنو3 را حاوي دستاوردي بناميم بايد بگوييم كه تيم امروز مذاكره‌كننده بر سر مواردي معامله كرد كه سازنده و به‌وجود آورنده آن دولتي است كه ماه‌هاست به صورت هدفمند و گسترده تخريب و گاه ترور شخصيت مي‌شود و ‌اي كاش مذاكره‌كنندگان امروز پرونده هسته‌اي فراموش نكنند كه قبل از سال 84 ايران در پايين‌ترين سطح توانايي و قدرت هسته‌اي بود و غربي‌ها حتي نصب پنج عدد سانتيرفيوژ را هم براي ايران به رسميت نشناختند و ما نزديك به دو سال تمام فعاليت‌هاي هسته‌اي‌مان را به حالت تعليق درآورديم.

   نتيجه «راهبرد مقاومتي» كه ماه‌هاست تخطئه مي‌شود را در ژنو3 مي‌بينيم
اگرچه تلاش‌هاي قابل تحسين و ستودني دولتمردان ايران در چند روز اخير و در دو دوره مذاكرات، به هيچ عنوان قابل اغماض نبوده و در جايگاه خود بسيار مؤثر بوده است اما با نگاهي به اصول و مباني سياست خارجي كشورمان در طول سال‌هاي 84 به بعد، مي‌توان گفت «اصل ايستادگي و مقاومت در مقابل دشمن» در طول هشت سال گذشته هر چند مشكلات اقتصادي و معيشتي را براي جامعه به همراه داشت اما در بلند‌مدت منجر به تأثيرات مهمي نظير «تغيير ادبيات مقامات سياسي غرب» و«اعتراف به حقوق هسته‌اي ملت ايران» شد.
 نمي‌توان به راحتي انكار كرد كه مقاومت و پافشاري دولتمردان و تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي با هدايت شخص رهبري بر سر اصول و حقوق ملت بود كه سياستمداران غربي را به اعتراف‌هايي وا داشت كه برخي از آن در بيانيه مشترك ايران و 1+5 آمده است.
«استراتژي مقاومت بر مباني و اصول» و از جمله پرونده هسته‌اي، در كنار مؤلفه‌هايي نظير «حفظ ثبات داخلي» و «فائق آمدن بر فتنه‌ها و توطئه‌هاي داخلي‌» و «‌خنثي كردن توطئه‌هاي نظام سلطه در منطقه‌» نه تنها منجر به افزايش قدرت ايران در نظام بين‌الملل شد بلكه باعث عقب‌نشيني دولتمردان غربي از مواضع چندسال اخيرشان شد، آنچنان كه اين عقبگرد در نطق رئيس‌جمهور امريكا و ديگر مقامات سياسي كشورهاي متحد امريكا در مقر عمومي سازمان ملل هم قابل مشاهده بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار