
پخش يك سريال باعث شد تا مردم براي دانستن پيرامون قضيه كشف حجاب از خود علاقه نشان دهند. رئيس مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ميگويد، با پخش سريال «كلاه پهلوي» و پرداختن به قضيه كشف حجاب در اين سريال، حجم مراجعه به سايت اين مؤسسه پژوهشي افزايش يافته و ميزان كليك خور مطالبي درباره تاريخ معاصر دوران رضا شاه و قضيه كشف حجاب به شدت افزايش يافته است و مردم به ديدن عكسهاي مستند مربوط به واقعه كشف حجاب رفتهاند.
هماكنون چند وقتي است كه سريال «كلاه پهلوي» به پايان رسيده است. سريالي كه موافقان و منتقدان زيادي داشت و هر كدام دلايلي براي خود داشتند. يكي از ايراداتي كه از اين سريال پرهزينه تاريخي گرفته ميشد، عدمپرداخت واقعي به جايگاه زنان در دوره رضا شاه و قضيه كشف حجاب بود. با آنكه پيش از كلاه پهلوي در چند سريال ديگر موضوع كشف حجاب مورد توجه فيلمسازان قرار گرفته بود اما «كلاه پهلوي» به صورت جامعتر به سياستهاي پهلوي اول درباره ايجاد لباسهاي متحدالشكل براي مردان و كشف حجاب زنان پرداخت. اين سريال توانست در حد توان خودش ماجراي كشف حجاب را براي مردم دهه 90 تشريح كند و آنها را براي پيگيري ريشهايتر از واقعه تاريخي ترغيب كند به طوري كه تنها در سايت مؤسسه مطالعاتي تاريخ معاصر، مطالب پيرامون كشف حجاب بيشترين حجم بازديدكننده را به خود جلب كرد.
مدتي پيش نيز گزارشي منتشر شده بود مبني بر اينكه با پخش سريال تركي «حريم سلطان» از شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان و موج فزاينده بينندگان اين سريال، باعث شد تا تب تاريخ عثماني در ميان ايرانيها بالا بگيرد. با بالارفتن اين تب و تاب، مردم به سراغ چند كتاب محدودي كه درباره تاريخ عثماني در ايران وجود داشت، رفتند. بهطوري كه همين چند كتاب محدود به سرعت ناياب شده و چند بار تجديد چاپ شدند. يك سريال تركي تب مطالعه را در ميان ايرانيها روشن كرده بود و رمان «خرم سلطان» جزء رمانهاي پرفروش نمايشگاه كتاب تهران شد. با آنكه محتواي اين سريال تركي كه ايدههاي تركيه بزرگ و پان تركيسم را ترويج ميكند هيچگاه مورد تأييد نبوده و نيست اما اقبال مردمي به آن باعث شد ما به بخشي از توان رسانه به خصوص صدا و سيما در فرهنگسازي پي ببريم. حريم سلطان به طور غيرمستقيم باعث افزايش ميل به دانستن در ميان ما شده بود. پتانسيل خوبي كه صدا و سيما براي تشويق مردم به دانستن و مطالعه كتاب دارد تقريباً در هيچ رسانه ديگري وجود ندارد. ظرفيتي كه بايد از آن در جهت افزايش سرانه مطالعه در كشور استفاده كنيم. زماني كه سريالهاي تلويزيوني به راحتي ميتوانند در ما احساس نياز دانستن را به وجود آورند، چرا نبايد از اين توانايي استفاده بهينه كنيم؟ در حال حاضر پرداختن به كتاب در تلويزيون دربرنامههاي تخصصي صورت ميگيرد كه مشخصاً مخاطبان خاص دارد و كمتر بينندگان عادي تلويزيون وقت خود را براي ديدن آنها صرف ميكنند. تأثير اين برنامهها هم در بهترين حالت خيلي پايينتر از يك سريال عادي تلويزيوني است. ما بايد بعد تبليغاتي سريالها را براي فراخوان مردم به مطالعه و كتابخواني تقويت كنيم. با آنكه آمارهاي مربوط به سرانه مطالعه و ميزان كتابخواني كشورمان متفاوت و گاهي متناقض است اما به خوبي مشهود است كه فرهنگ مطالعه هنوز در ميان ما جانيفتاده است.