بر اساس گزارشهاي رسيده از سراسر كشور، دامنه تخلفات در حوزه جعل به تاكسيها هم رسيده و طي آن شبكهاي از توليد و توزيع لوازم تاكسي در گوشه و كنار شهرها ايجاد شده؛ به طوري كه خودروي شخصي را با 43 هزار تومان هزينه برچسب و تابلو و صرف نصف روز وقت ميتوان به تاكسي تبديل كرد. البته گروهي هم براي اينكه مو لاي درز كارشان نرود 300 هزار تومان ديگر هم هزينه رنگ و پلاك ميدهند تا خارج از فرايند قانوني تاكسيراني، تاكسيدار شوند و از آن براي هر منظوري استفاده كنند.
اگر در طول شبانه روز با موجود يا وسيلهاي برخورد كنيد كه آنچه هست، نيست چه واكنشي نشان خواهيد داد؟ به چشمانتان شك ميكنيد يا به اطرافتان بياعتماد ميشويد؟ بعضي از اين مصاديق وارد محدوده تعريف شده امنيت ميشوند و به امنيت اجتماعي طعنه ميزنند؛ آن وقت ديگر نميتوان از كنار آنها به راحتي گذشت. كدگشايي از يكي از اين تخلفات خاموش در يكي از ايست بازرسيهاي شبانه بسيج ناحيه مالكاشتر آغاز شد كه در آن مأموران بسيج متوجه تاكسياي شدند كه تنها نشانههايي ظاهري از اين وسيله نقليه عمومي داشت. اما موضوع آنقدر نادر به نظر ميرسيد كه پيگيري آن در اولويتهاي چندم قرار گرفت. تا اينكه خيلي اتفاقي از يكي از رانندگان تاكسي در اين باره پرسيدم، آن هم در نقش كسي كه براي تاكسي تصادفي پدرش به دنبال لوازم ميگردد: «از چند نفر پرسيدهام گفتهاند بايد بروي اتحاديه يا تاكسيراني، درست است؟» با صداي بلندي پاسخ ميدهد: نميخواهد بروي آنجا، برو ميدان خراسان، آنجا چند تا مغازه هست برچسبهاي تاكسي را برايت ميچسبانند و آرم تاكسيراني را هم ميزنند!
ديگر مطمئن شده مسافر نيستم؛ با اين حال ادامه ميدهد: اگر بخواهي بروي تاكسيراني اين لوازم را بگيري خيلي دنگ و فنگ دارد! پلاكش را هم بده همين تابلوسازان و پلاك سازان كنار خيابان درست كنند.
نشاني دقيقتر «همين تابلوسازان و پلاكسازان» را كه ميپرسم، ميگويد حوالي ميدان عشرت آباد، خيابان سرباز.
«پلاكهايي كه تابلوسازان ميسازند، هولوگرام و نشان امنيتي ندارند، مشكلي پيش نميآيد؟ پليس يا بازرسان ايراد نميگيرند؟» ميگويد: هولوگرام پلاك را هم ميزنند. «هزينه ساختن پلاك چقدر است؟» پاسخ ميدهد: 200، 300 هزار تومان.
پول بدهيد همه كار ميكنند!
اينجا خيلي دور نيست. حاشيه شهر و جاهايي دور از دوربين نظارت. اينجا درست مركز شهر است. ميدان امام خميني(ره) ابتداي خيابان فردوسي و ابتداي خيابان ملت.
«همه چيزش را داريم. نگران نباش ماشينت را بگذار اينجا دو ساعته تاكسياش ميكنيم.» و ميرود سراغ نوشتن فهرست لوازمي كه با نصب آنها ماشين من دو ساعته تاكسي ميشود. براي نصب آنها هم نياز به هيچ مجوز و معرفي نامه و گزينشي نيست. اصلاً فروشنده چه كار دارد كه براي چه كاري ميخواهم خودروي شخصيام را تاكسي يا آژانس كنم. ادامه ميدهد: «اين كار تاكسيراني است. شما اينجا پول بده هر كار بخواهيد برايتان ميكنند.» آرم تاكسيراني كه روي درها ميخورد. تاكسيراني هر منطقهاي از شهرداري را كه بخواهيد در ميآوريم. شطرنجي مشكي دور تا دور ميخورد به اضافه تابلو روي سقف كه هم براي تاكسيهاي زرد و هم براي سبزها است. به اضافه پلاك جلو و عقب و دو تا زير آينهاي. اينها در كل 33 هزار تومان ميشود. نصاب هم داريم كه حدود 10 هزار تومان ميگيرد و نصب ميكند؛ كه در مجموع 43 هزار تومان هزينه ميشود.»
اين قيمت به شرط جذب مشتري بيشتر قابل تغيير نيز هست! «بايد سفارش بدهيد تا برايتان آماده كنيم. دو ساعت ماشين اينجا باشد درستش ميكنيم.»
فروش آرمهاي تاكسي خارج از مجموعه تاكسيراني غير قانوني است يا لااقل غير قانوني به نظر ميرسد. يا اصلاً قانوني در اين زمينه وجود ندارد يا اگر وجود دارد به اندازه كافي بازدارنده نيست. يا چه كسي مجري اين قانون است. مجازات متخلف چيست و آيا تا به حال در اين رابطه مجرمي دستگير شده است؟
تاكسي تقلبيها تاكسيها را ميخورند!
علي آقا يك تاكسي سبز سمند و البته دل پري دارد: «به ما كه تاكسيران هستيم و كارمان قانوني است، هزار تا گير ميدهند. ولي طرف ميآيد، با حدود 10 ميليون (يك سوم پول يك تاكسي) يك پرايد دست دوم ميخرد. 10، 20 هزار تومان هم ميدهد يك تابلو ميخرد، راه ميافتد مسافركشي و هيچكس هم با او كاري ندارد.»
از علي آقا ميپرسم: «يك راننده تاكسي بايد از چند فيلتر بگذرد؟» و او پاسخ ميدهد: «خيلي؛ مثلاً بايد عدم سوءپيشينه داشته باشد. يعني حتي اگر يك چك برگشتي هم داشته باشد سوءپيشينه برايش محسوب ميشود. گواهي عدم اعتياد هم بايد داشته باشد. بعد از اين تازه بايد برود امتحان شهرشناسي بدهد. چند تا سؤال ميپرسند از كل شهر تهران، بلد نباشد رفوزه ميشود و بايد دوباره از اول امتحان بدهد. در ضمن بايد حتماً متأهل باشد. علاوه بر اين وزارت اطلاعات و حراست شهرداري بايد راننده تاكسي را تأييد كنند. از اينها گذشته براي خريد يك تاكسي صفر بايد 30 ميليون تومان پول بدهد. در صورتي كه همان ماشين در بازار آزاد، 24، 25 ميليون تومان است. به جاي اينكه به تاكسي يارانه بدهند، گرانتر هم با او حساب ميكنند. ولي طرف با يك سوم قيمت، يك پرايد ميخرد. هيچ عدم اعتياد و عدم سوء پيشينه و تأييد اين و آن و شرط تأهل را هم نميخواهد. هيچ كس هم با او كاري ندارد؛ نه بازرسان تاكسيراني، نه پليس و هر كار دلش ميخواهد انجام ميدهد. به همه هم لوازم تاكسي را ميفروشند.» علي آقا ادامه ميدهد: «اگر من 100 تومان كرايه را زيادتر بگيرم، ميخواهندم بالا و سين، جيمم ميكنند، تعهد ميگيرند و ماشينم را ميخوابانند. اما تاكسيهاي غيرقانوني هر كاري ميخواهند ميكنند. اتفاقاً دردسر كار غير قانوني كمتر از كار قانوني است. من اگر ميدانستم شرايط اينجوري است، هيچ وقت وارد تاكسيراني نميشدم.»
امنيت و اعتماد شهروندان قرباني ميشود
اين راننده تاكسي آخر سر نشاني بورس فروش غيرقانوني لوازم تاكسي را نيز ميدهد: «اطراف ميدان خراسان، خيابان ري و خيابان طيب. تابلوسازان كنار خيابان هم اين تابلوها را ميفروشند.» او البته گوشهاي از تخلفاتي را كه در اين رابطه رخ ميدهد، نيز اينطور توضيح ميدهد: «فروشنده براي فروش لوازم تاكسي از كسي مجوز نميخواهد. بسياري از آژانسهايي كه ميبينيد مسافركشان شخصي هستند كه به خاطر اينكه مسافر بيشتري سوار كنند و جلب اعتماد كنند و نشان دهند كه قانوني و تحت نظارت هستند، تابلوي آژانس ميزنند. حالا طرف ميتواند دزد يا معتاد يا زورگير باشد و با هر نيتي يك مسافر را سوار كند. معلوم هم نيست، كيست؟ نشانياش كجاست. مثلاً شما كيفتان را در تاكسي جا بگذاريد يا راننده آدم خوبي است و پيدايتان ميكند و بهتان ميدهد يا شما اگر رقم آخر شمارهاش را برداريد ميتوانيد او را پيدا كنيد. ولي آنها را چطور ميتوانيد پيدا كنيد؟ اين همه در صفحات حوادث روزنامهها مينويسند خانم يا خواهر كسي را دزديدهاند، كار راننده تاكسي كه هزار تا گرو در تاكسيراني دارد كه نيست، از بين اين شخصيها اين طور افراد پيدا ميشوند. هيچ كنترل و نظارتي هم روي اينها نيست. ولي به تاكسي چون در چارچوب قانون عمل ميكند هر روز گير ميدهند.»
براي اين گزارش، شاهد پشت شاهد ميرسد و قضيه بيخ پيدا ميكند. اينجا خيابان طيب است، اطراف ميدان خراسان. تابلوهاي تاكسي و آژانس آويخته به طنابي از سردر چند مغازه تاب ميخورند و بيتفاوت نسبت به قانون خيابان را مينگرند.
فروشنده قيمت ميدهد: «تابلوي آژانس 18 هزار تومان، تاكسي 16 هزار تومان.» ميپرسم براي اينكه از اين تابلوها بخرم مجوز تاكسيرانيام را بايد نشان دهم يا خير؟ ميگويد: « مجوز لازم نيست. هركس بيايد ميتواند بخرد. تابلوي تاكسيهاي زرد و سبز با هم فرق دارند. هر كدام را بخواهيد برايتان درست ميكنيم. هر مدلي كه بخواهيد چراغدار، بيچراغ.» فروشنده سعي ميكند مشتري را از دست ندهد. كارت مغازهاش را ميدهد و اضافه ميكند: « هر چند تا كه خواستيد تماس بگيريد برايتان با پيك ارسال ميكنيم.»
اما كاملكننده اين گزارش تخلفاتي است كه در سطح شهر از سوي اين تاكسيها و آژانسهاي جعلي صورت ميگيرد. يكي از رانندگان همين مثلاً آژانسها با لبخندي بر لب پاسخ ميدهد: «دانشگاه كاشان اجازه ورود خودروهاي شخصي را به محوطه خوابگاهي نميدهد. ما با اين لوازم ماشينمان را آژانس و تاكسي ميكنيم تا به راحتي بتوانيم از جلوي نگهبانان رد شويم.»
مشتري يكي از عمدهفروشان سيگار در اطراف خيابان اسكندري تهران نيز ميگويد: «اين اطراف گشت و ايست بازرسي زياد است، مغازهدارها يا قاچاقچيان سيگار براي رد و بدل كردن سيگار قاچاق از تاكسيهاي قلابي استفاده ميكنند، چون مأموران گشت با تاكسيها كاري ندارند!»
موقع برگشت از محل تهيه گزارش، خبر چند روز پيش صفحه حوادث از پيش چشمانم ميگذرد: «سوءاستفاده راننده سرويس قلابي از چند دختر دانشآموز.»