
پرونده مرگ مشكوك مردي كه سه سال قبل به بايگاني منتقل شده بود، با هوشياري بازپرس به جريان افتاد و عاملان مرگ شناسايي و دستگير شدند. متهم اصلي پرونده ادعا ميكند براي زنده كردن طلب 280 ميليونياش مقتول را از بيمارستان مرخص كرده و او را به كام مرگ كشانده است.
به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده اول ارديبهشت ماه سال 89 و همزمان با اعلام خبر مرگ مشكوك مرد ميانسالي به نام طالب در بيمارستان پيامبران به جريان افتاد.
بررسيهاي اوليه نشان داد، مرد ميانسال كه طالب نام داشت چند ماه به خاطر بيماري ريوي در بيمارستان بستري بود، تا اينكه چندي قبل دوستانش او را از بيمارستان مرخص كردند اما پس از چند روز در حالي كه از هوش رفته بود، با كمك شهباز به بيمارستان منتقل ميشود.
شهباز در توضيح ماجرا به مأموران گفت: طالب از دوستان قديمي من است. امروز با من تماس گرفت و در حالي كه ناراحت بود، گفت از زندگي خسته شده و ميخواهد خودكشي كند. پس از اينكه او را دلداري دادم و تماسمان قطع شد، خودم را به خانهاش رساندم و ديدم كه حالش بد شده است. من هم به سرعت او را به بيمارستان منتقل كردم اما پزشكان پس از چند ساعت گفتند كه او فوت شده است.
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، شهباز چند بار ديگر هم مورد بازجويي قرار گرفت و حرفهاي اوليهاش را تكرار كرد. از آنجا كه مدركي عليه او وجود نداشت، بازپرس وي را آزاد كرد و پرونده بسته و به بايگاني فرستاده شد.
سه سال بعد از حادثه پرونده اين بار از سوي قاضي قريشيزاده بازپرس ويژه قتل از بايگاني خارج و بار ديگر به جريان افتاد. در نخستين گام شهباز به عنوان مظنون اصلي بار ديگر بازداشت و از او بازجويي شد. او در بازجوييهاي فني به جرم خودش اقرار كرد و گفت با همدستي دو نفر از دوستانش طالب را به قتل رسانده است. شهباز گفت: البته من قصد كشتن او را نداشتم و حادثه ناخواسته اتفاق افتاد.
متهم گفت: مقتول از دوستان صميمي من بود. او از سوي خانوادهاش طرد شده بود اما ما مدتي با هم كار ميكرديم تا اينكه 280ميليون تومان به او قرض دادم تا در بازار كار كند و سودش را به من بدهد. مدتي بعد طالب به بيماري ريوي مبتلا شد و چند ماهي در بيمارستان بستري بود و كسي را نداشت تا به وضعيت او رسيدگي كند. من براي اينكه بتوانم طلبم را وصول كنم، پول ترخيص را كه 8 ميليون تومان بود، به بيمارستان پرداخت كردم تا او مرخص شود. بعد از اين با كمك دو نفر از دوستانم به نامهاي شاپور و فرهاد مقتول را به خانهام منتقل و داخل ماشينم حبس كردم و به او گفتم تا زماني كه طلبش را پرداخت نكند، او را آزاد نميكنم. چند روزي گذشت و طالب هر روز بهانهاي ميگرفت. ما هم در اين مدت او را داخل ماشين چندين مرتبه كتك زديم تا مجبور شود طلبمان را بدهد. روز حادثه داشتم ماشين را ميشستم. هنگام شستوشو شيلنگ را از دست شاپور گرفتم و به دور گردن مقتول انداختم تا او را بترسانم اما وقتي شيلنگ را كشيدم، طالب حالش خراب شد. بعد هم او را به بيمارستان رساندم تا از مرگ نجاتش دهم اما مقتول بعد از چند روز بستري در بيمارستان جان باخت. با اعتراف متهم، مأموران پليس بلافاصله دو همدست وي را شناسايي و دستگير كردند. به دستور قاضي قريشيزاده، متهمان براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفتند.