اينكه برخي به خود اجازه دهند كه در خصوص هر موضوعي قلمفرسايي كنند و سليقه شخصي خود را به مخاطب تحميل كنند، دردي است كه متأسفانه اين روزها شيوع بدي بين نويسندگان پيدا كرده و دردآورتر هم اين است كه اين عزيزان قلم به دست هيچ نقدي را بر نميتابند و اصلاً هم قرار نيست در رويه خود تجديدنظري انجام دهند.
ديروز مطلبي را از يكي از اين عزيزان خواندم. مطلبي كه سر تا ته آن محكوم كردن رسانه ملي و جرايد ورزشي بود، بابت اينكه چرا فوتبال مهجور مانده! را اينقدر بزرگ كردهاند كه حالا در هر كوي و برزن حرف بزرگ و كوچك فوتبال شده و شدت اين علاقه به حدي رسيده است كه حتي پاي جان علاقهمندان هم به ميان آمده است.
خدمت اين عزيز بايد عرض نمايم كه اگر به نظر شما فوتبال مهجور مانده و نيازمند به مدد رسانه ملي، خير اينگونه نيست، اگر به ذهن خودتان كه البته بعيد ميدانم تاريخچهاي از فوتبال حتي فوتبال كشورمان در آن نقش بسته باشد نگاهي بيندازيد يا حداقل از علاقهمندان كمك بگيريد متوجه ميشويد كه فوتبال سالهاست دغدغه بسياري از مردم كوچه و بازار كشور است، حتي آنها كه غم نان شب دارند. اگر به دهه 60 زمان اوج سالهاي دفاع مقدس نگاه كنيد متوجه ميشويد كه مردم حتي زير موشكباران و بمباران هوايي چگونه اين مهجور مانده به زعم شما را حمايت و ورزشگاهها را پر ميكردند.
به صورت ويژه خدمت اين عزيز همكار عرض ميكنيم كه ميتوانيد به كشور مورد علاقهتان هم مراجعه كنيد، مردمي كه ظاهراً شيدا و واله فرهنگ و آداب و رسومشان هستيد. بعد از صدها سال تنها زماني جشن بر پا كردند كه تيمملي فوتبالشان قهرمان رقابتهاي جنوب شرق آسيا شد بله، افغانستان و افغانيها تا قبل از قهرماني در اين رقابت هيچ وقت اين همه كارناوال و جشن به راه نينداخته بودند و هيچ زماني در رسانهها و سايتها ديده نشده بودند.
چقدر خوب ميشد آنها كه به خود اجازه ميدهند در خصوص هر موضوعي قلمفرسايي كنند حداقل نگاهي به دنيا هم ميانداختند و متوجه ميشدند كه تب فوتبال چيزي نيست كه رسانه ملي ما در آن دميده باشد و اين دميدن باعث شده باشد كه ناگهان همه از حرارت آن بسوزند. سالهاي سال است كه علاقهمندان به فوتبال در گوشه و كنار دنيا با شكست و پيروزي تيمهاي مورد علاقهشان تب و لرز ميكنند و حتي تا مرز جنون و مرگ پيش ميروند، سالهاي سال است كه نوجوانان و جوانان در ايران و دنيا تصاوير ستارههاي محبوب خود را به درست يا غلط در اتاقهاي خود نصب و با آنها زندگي ميكنند.
چقدر خوب ميشد شمايي كه اجازه اظهارنظر در هر موضوعي را به خود ميدهيد به اين نكته توجه داشتيد كه جام جهاني فوتبال حتي از ميدان بزرگي چون المپيك هم سياسيتر و كارآمدتر است. براي عرض اندام يك كشور چون ايران، حتماً موضوع را مورد بررسي قرار بدهيد كه كشورهاي مختلف چگونه دست و پا ميزنند تا حتماً در اين كنگره بزرگ شركت داشته باشند، فرانسه را نگاه كنيد كه چگونه تا پاي حذف شدن پيش رفت و وقتي بليت برزيل را گرفت چگونه از خوشحالي منفجر شد.
چقدر خوب ميشد شمايي كه در خصوص جميع موضوعات قلمفرسايي ميكنيد به اين نكته توجه داشته باشيد كه مردم ما اينقدر با فرهنگ و شعور هستند كه حتي جادوي جعبه سياه و بزرگنماييهاي رسانههاي ورزشي نيز نميتواند فرهنگي را به آنها القا كند، آنها براي ورزش ملي كشورشان و آنها كه دوستشان دارند فرياد ميزنند و ابراز علاقه ميكنند،عزيز توجه داشته باش كه فرهنگ تنها در افغانستان خلاصه نميشود و مردم ما اينقدر جوگير و جوزده نيستند كه با القاي تلويزيون و برخي ديگر چيزي را قبول كنند، آنها ميخواهند كه علاقهمند به فوتبال باشند، فوتبالي كه به پشتوانه همين علاقهمندان بزرگ و كوچك هيچ وقت مهجور نبوده است.