وحيد مينايي | در اين جريان، پزشكي به يكي از سربازان به جاي مورفيوم آمپول نمك تزريق كرده و به او گفته بود كه مورفيوم است. جالب اين است كه تمام سربازاني كه اين پزشك به آنها آمپول نمك تزريق كرده بود، دردشان كمتر شده بود. در اينجا اين پرسش پيش ميآيد كه چگونه ميشود كه نمك همان تأثير مورفيوم را در بدن داشته باشد؟
اين شايد مقدمه جالبي باشد براي تحقيق امروزه دانشمندان.
محققان امروزه دريافتهاند كه شبه دارو يك نوع خود درماني است. هنگام ورود شبهدارو به بدن بيمار، در رگهاي مغز يكسري مكانيسم فعال ميشود. زماني كه شبهدارو به بدن تزريق ميشود ميتوانيم مشاهده كنيم در مغز بيمار اتفاقاتي ميافتد. اين نشان ميدهد كه شبهدارو چيزي فراتر از تلقين است و پس از سالها تمسخر و بياعتنايي، شبهداروها به تدريج و ناخواسته وارد علم پزشكي مدرن شدهاند. به اعتقاد برخي كارشناسان هنوز عملكرد شبهداروها در علم پزشكي كاملاً روشن نيست. برخي نيز بر اين باورند كه يك شبهدارو از نظر ظاهري كاملاً شبيه اصل دارو است. شبهداروها درد را كم ميكنند، افسردگي را از بين ميبرند و از لرزش بيماران پاركينسون ميكاهند. اين پديده، قديمي و در عين حال عجيب و اسرارآميز است. افلاطون، فيلسوف يوناني ميگويد درمان زماني امكانپذير است كه بيمار به تأثير دارو باور داشته باشد و اين، باور به تأثير دارو است كه باعث كاركرد درماني يك شبهدارو ميشود.
به باور محققان امروزي، شبهدارو يك دارونماست. يك جراحي غيرواقعي مثل معالجهاي است كه در جريان آن در اصل نه اشعهليزر، بلكه نوري كه تنها قرمز است، پخش ميشود. در نتيجه يك شبهدارو از نظر ظاهري كاملاً شبيه اصل داروست اما مادههاي تأثيرگذار را در برندارد. عملكرد يك شبهدارو با علم پزشكي كه مبتني بر تحقيقات دقيق است، مطابقت ندارد. به همين خاطر بسياري از پزشكان، شبهدارو را از زماني كه وارد متون پزشكي شد، مورد تمسخر قرار دادند اما با اين همه شبهدارو تأثير خود را ميگذارد.
در شبهدارو درد كم ميشود. يعني اينكه در رگهاي مغز انسان فرايندهايي به جريان ميافتد كه منجر به ترشح زياد مورفيوم خود بدن ميشود. اين ترشح از درد بيمار ميكاهد.