ترجمه: عليرضا نظري | اغلب مردم، صرفنظر از اينكه به چه گروه سني، شغلي و اجتماعي تعلق دارند، از كمبود خواب رنج ميبرند و ميكوشند آن را با نوشيدن قهوه و كشيدن سيگار و پرخوري جبران كنند. اين راهحل ولي نه تنها پيامدهاي زيانبار كمبود خواب را از بين نميبرد، بلكه سبب بروز ناراحتيهاي ديگر هم ميشود.
خواب مغز را از مواد سمي پاكسازي ميكند
پژوهشگران دريافتهاند كه در هنگام خواب مغز از مواد سمي و زائد پاك ميشود. دانشمندان هشدار ميدهند كه به همين دليل خواب كافي براي انسان بسيار ضروري است و كمخوابي درازمدت ميتواند بيماريهاي جدي بيافريند. بدن ما مانند يك كارخانه پيچيده عمل ميكند. در يك طرف رآكتورهايي قرار دارند كه وظيفه سوخت و ساز را بر عهده گرفته و مقدار زيادي ماده زائد توليد ميكنند، در طرف ديگر هم سيستم لنفاتيك قرار دارد كه مسئول محافظت از بدن در برابر عوامل بيماريزا و ذرات بيگانه است كه براي نمونه سلولهاي توموري را از بين ميبرد اما اين سيستم براي دفع مواد زائد از مغز كافي نيست و اين در حالي است كه مغز ارگاني است كه در آن سوخت و ساز با شدت تمام ادامه دارد و دقيقه به دقيقه بايد از آن در برابر پروتئينهايي كه به سلولهاي مغزي آسيب ميرسانند، محافظت كرد.
عمليات پاكسازي مغز
محققان طي پژوهشهاي خود توانستهاند به دريافتهاي جالبي در مورد عمليات پاكسازي مغز برسند. به موجب پژوهشها مواد سمي و زائد مغز تنها توسط سيستم لنفاتيك دفع نميشوند بلكه در اينجا مغز سيستمي خاص خود دارد. اين سيستم كه نامش گليمفاتيك است با سلولهاي خود نقشي اساسي در زدودن مايع مغزي و مواد زائد داراست و ميتواند با توليد فشار آنها را از ارگان فكري ما خارج سازد اما اين سيستم براي كار خود به زمان نياز دارد. دانشمندان تخمين ميزنند كه پاكسازي كامل مغز روزانه به حدود هشت ساعت زمان احتياج دارد و اين درست همان زماني است كه انسان در بستر خود خوابيده است. به هنگام خواب فاصله بين سلولهاي مغزي زياد ميشود و آب ميانسلولي به راحتي ميتواند جريان يابد تا مواد زائد دفع شوند.
يك هشدار
پژوهشگران هشدار ميدهند به هنگام كمبود خواب، سرويس نظافتي مغز نميتواند كار خود را به طور كامل انجام دهد و اين مسئله در درازمدت به مغز آسيب ميرساند. انباشت بيش از حد مواد سمي در مغز ميتواند بيماريهايي مانند آلزايمر يا پاركينسون ايجاد كند. به همين دليل است كه دانشمندان توصيه ميكنند بموقع بخوابيم و به مغزمان به اندازه كافي فرصت دهيم تا بتواند شستوشو شود. اما اين شستوشو حدود هشت ساعت زمان ميبرد، شستوشويي كه ضرري هم به محيطزيست نميرساند چون كه پسابهاي آن نه تنها انتقال مييابند بلكه بازيافت نيز ميشوند.
ساعت دروني
بدن انسان طوري تكامل يافته كه به خودي خود، توانايي تشخيص ميزان خواب مورد نياز فرد را دارد. اين قابليت كه به ساعت دروني معروف است، اكتسابي نيست و پيش از آن كه كودك حتي راه رفتن را بياموزد، عمل ميكند ولي از زماني كه برق اختراع شد و تفاوت شب و روز از ميان رفت، جوامع بشري به نظم طبيعي اين ساعت دروني بياعتنا شدند و كوشيدند كارها و فعاليتهاي ضروري يا غيرضروري خود را بر حسب عقربههاي ساعتهاي دستساخت خود تنظيم كنند تا آهنگ طبيعي ساعت دروني. كمبود خواب، دلايل مختلف دارد. برخي به مهمانيهاي شبانه ميروند، بعضيها تا دم صبح فرمولهاي رياضي را براي امتحان فردا حفظ ميكنند و برخي هم با صرف آخرين قطره انرژي براي بالابردن بيشتر سود شركت بيدار ميمانند. هيچكدام اين افراد نگران اينكه وقتي به خواب ميروند، سر وقت بيدار نشوند تا به كارهاي مهمتري برسند، نيستند: ساعت شماطهدار، بدن خسته آنها را دوباره از درون خوابي ژرف بيرون ميكشد و روانه اداره، دانشگاه و دفتركار ميكند.
عوارض حتمي و جانبي
پيامدهاي زيانبار اين روال غيرطبيعي، پس از مدتي خود را نشان ميدهد. خستگي مفرط، كسالت و بيحوصلگي از عوارض ابتدايي آن است. پروفسور تيل روننبرگ كه در مركز پژوهشي مونيخ كار ميكند و سالها درباره پيامدهاي زيانبار كمبود خواب بر سلامتي انسان تحقيق كرده، معتقد است كه تأثيرات اين بيماري به خستگي و كسالت و بيحوصلگي محدود نميشود بلكه كمخوابي مزمن، باعث بروز بيماريهاي قلبي، ديابت و اضافه وزن هم ميشود. نتايج پژوهشهاي اين پروفسور نشان ميدهند كساني كه از كمبود خواب رنج ميبرند به اشتهاي كاذب نيز مبتلا ميشوند و براي ارضاي احساس گرسنگي بر تعداد وعدههاي غذايي خود ميافزايند، بدون آن كه به كيفيت مواد غذايي اهميت بدهند.
كمبود خواب را ميتوان اندازه گرفت
ساعتهاي خواب در روزهاي هفته كه بهكار و فعاليت ميگذرد و ساعتهاي خواب در روزهاي آخر هفته كه فرد فرصت استراحت دارد متفاوت هستند. اگر دانشجويي مثلاً در آخر هفته ۱۰ ساعت بخوابد و در روزهاي عادي شش ساعت، به معناي آنست كه هر روز چهار ساعت كمبود خواب دارد.