امريكاييها نشان دادهاند كه براي منافع ملي خودشان هر كسي را قرباني ميكنند حتي دوستانشان را. اگر خاطرمان باشد در جنگ امريكا و افغانستان در ابتدا فرانسه حاضر به همراهي با امريكا و ناتو نشده بود و مشمول تنبيهات زيادي از سوي امريكا شدند. شايد به همين خاطر بود كه فرانسه به شريكي نامطمئن براي امريكاييها تبديل شد و هدف طرحهاي مخرب اين كشور قرار گرفتند و هميشه نوك پيكان انتقادات خانم رايس وزير امور خارجه وقت ايالات متحده امريكا به سوي فرانسويها بود. فرانسويها هر چند بر خلاف جنگ افغانستان، در اعلام آمادگي براي حمله به سوريه خيلي زود و قاطع آمادگي خود را اعلام كردند، ولي حمايت قاطع روسيه، ايران، چين و گروه غيرمتعهدها از يك سو و عدم همراهي آگاهانه انگلستان، آلمان و در مجموع كشورهاي عضو ناتو باعث شكست اين طرح شد. ولي اعلام آمادگي فرانسه نشان داد سياستمداران سوسياليست اين كشور از پختگي و خرد لازم در سطح جهاني برخوردار نيستند و تصميمات آنها در سالهاي اخير با اشكالات جدي مواجه است و اين شكستي ديگر براي دولت فرانسه به حساب ميآيد. چون در هر دو طرح چه افغانستان و چه سوريه بسيار ناهماهنگ عمل كرد.
از بعد اقتصادي هم اين ناپختگي به وضوح قابل مشاهده است. در گذشتهاي نه چندان دور فرانسه شريك تجاري مهم ايران بود و ايران يك بازار بسيار پررونق و بكر براي خودروسازهاي فرانسوي به شمار ميآمد كه با سياستهاي امريكاييها كلاً از بازار ايران محو شدند و اين نهايت قضاوت امريكاييها و رفتار ناجوانمردانه آنها در حفظ منافع مليشان است. امريكاييها براي به دست آوردن بازار ايران خصوصاً خودرويي به راحتي فرانسويها را دور زدند. آنها ابتدا اقدام به خريد سهام خودروسازان فرانسوي از جمله پژو سيتروئن كردند، سپس به بهانه تحريمها، خودروسازان اين كشور را از مبادلات اقتصادي با ايران منع كردند و در نهايت خود براي حضور فعال در ايران اعلام آمادگي كردند. اولين نشانههاي اين اقدام فرانسويان اخراج دهها هزار نفر از كارگران شركتهاي خودروسازي اين كشور بود و تبعات بعدي آن ركود كم سابقه اقتصادي اين كشور بود. كاهش شديد محبوبيت سران سياسي فرانسه كمترين اهميت را براي همپيمانان امريكايي آنها دارد و البته ميتوان پيشبيني كرد با اين روند شكست سوسياليستهاي فرانسه به رهبري فرانسوا اولاند حتمي است مگر...!
از سوي ديگر ايران در موقعيت بينظير« نرمش قهرمانانه » قرار گرفته است و تقريباً همه خودروسازهاي دنيا مايل به حضور در بازار بينظير ايران هستند؛ بازاري كه ديگر بازارهاي منطقه را هم پوشش ميدهد مانند بازارهاي عراق، افغانستان، ازبكستان، سوريه، سومالي و... و به علت مجاورت با كشورهاي فاقد كارخانههاي خودروسازي از يك سو و هزينه دستمزد بسيار ناچيز از سوي ديگر و همچنين ثبات سياسي نسبتاً پايدار در منطقه، سرمايهگذاري براي توليد و مونتاژ خودرو يك فرصت بينظير براي هر خوروسازي است كه فرانسويها قدر خود و موقعيتشان را ندانستند و اكنون نيز مخالفتهاي وزير امور خارجه فرانسه در مذاكرات ژنو كمترين اهميتي براي طرفين مذاكره ندارد. و اصولاً ايرانيان ديگر حاضر نيستند شريكي بيمنطق، سرسپرده و بياعتبار همانند فرانسويها داشته باشند. در حقيقت بهاي تمام و كمال تحريمهاي غيرانساني غرب و خصوصاً امريكا را كارگران و در مجموع اقتصاد فرانسه پرداخت كرد. اين يك درس عبرت براي ديگر شركاي امريكا از جمله اعراب منطقه به حساب ميآيد. درست است كه با تحريم نفتي ايران بيشترين برداشت را كشورهاي قطر و عربستان از ميدانهاي مشترك دارند و همين امر هم باعث بيثباتي در بازارهاي نفتي جهان شده است، ولي روزي فرا خواهد رسيد كه منافع امريكا ايجاب كند دوستان منطقهاي خود را همانند فرانسه قرباني كند.