کد خبر: 621694
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۹
گفت‌وگو با عفت رئيسي، زنبوردار و عضو انجمن زنان كارآفرين
هزاران هزار كارگر كوچك و ساعي عفت رئيسي، معناي زندگي را فقط در فاصله ميان گل‌ها و كندوها مي‌دانند، عمر اين كارگرهاي كوچك به تقويم ما آدم‌ها بيشتر از 60 روز نيست، اما در همين دو ماه زمين و زمان را با همان بال‌هاي كوچك‌شان به هم مي‌دوزند تا دامن كندو و صاحب‌شان از شهد و شيريني و عسل خالي نماند.

ليلا محمدي

هزاران هزار كارگر كوچك و ساعي عفت رئيسي، معناي زندگي را فقط در فاصله ميان گل‌ها و كندوها مي‌دانند، عمر اين كارگرهاي كوچك به تقويم ما آدم‌ها بيشتر از 60 روز نيست، اما در همين دو ماه زمين و زمان را با همان بال‌هاي كوچك‌شان به هم مي‌دوزند تا دامن كندو و صاحب‌شان از شهد و شيريني و عسل خالي نماند. عفت رئيسي، زنبوردار، عضو انجمن زنان مدير كارآفرين و رئيس اتحاديه زنبوردارهاي كشور تعبير جالبي درباره زنبورهايش دارد. او مي‌گويد: تحريم‌هاي اقتصادي غرب عليه ايران هرچقدر هم كه سختگيرانه باشد به گردپاي زنبورهاي او نمي‌رسد. زنبورهاي او بي‌اعتنا به بيانيه‌هاي قدرت‌هاي غربي، قدرت اعجاز پروردگار را در كندوها نشان مي‌دهد. همچنان كه آب و خاك و آفتاب و درختان اين سرزمين چنين مي‌كنند.

فكر مي‌كنيد كارآفريني چقدر در كشور ما درست تعريف شده است؟

گمان مي‌كنم ما هنوز به يك تعريف جامع و شفاف در اين باره نرسيده‌ايم و خلل‌هاي زيادي در اين زمينه به چشم مي‌خورد. هنوز بسياري بر اين تصور و عقيده‌اند كه كارآفرين يعني كسي كه اشتغال ايجاد مي‌كند، در حالي كه دايره كارآفريني بسيار وسيع‌تر از ايجاد اشتغال است. به اين معنا كه كارآفرين موتور محركه يك تفكر و حركت است و يكي از محصولات اين تفكر، مي‌تواند اشتغال، ‌خدمت و نوآوري باشد. پس كارآفرين را نبايد صرفاً در بحث اشتغال خلاصه كرد. كارآفريني از يك ايده آغاز مي‌شود و مي‌تواند در همه حوزه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي عينيت و بروز و ظهور داشته باشد. ما متأسفانه از اين زاويه هنوز نيم قرن عقب هستيم. يعني هنوز ذهنيت ما نسبت به كارآفريني يك ذهنيت منسوخ شده است، البته چند سال است كه در كشور ما نهادها و سازمان‌هايي روي موضوع كارآفريني تمركز كرده‌اند، اما هنوز آن اتفاق لازم در لايه‌هاي اجتماعي و فرهنگي ما نيفتاده است.

با يك مثال مي‌توانيد مصداقي در اين باره صحبت كنيد؟

مقام معظم رهبري امسال را سال احترام به سرمايه و كار ايراني و حمايت از توليد نامگذاري كرده‌اند. مگر نه اين است كه مطابق با اين شعار، حمايت از توليد و توليدكننده بايد سرلوحه فعاليت‌هاي نهادها قرار گيرد؟ من يك سال است كه در شهرداري و شوراي شهر كمالشهر مي‌دوم اما هنوز نتوانسته‌ام مجوز توسعه كارگاهم را بگيرم. صورت مسئله من يك صورت مسئله پيچيده و عجيب و غريب نيست. توجه كنيد! يك زنبوردار مي‌خواهد كارگاهش را توسعه دهد، زمين دارد، امكانات دارد و وام هم نمي‌خواهد. كارگاه من مي‌تواند براي 50 نفر اشتغالزايي كند، اما به من مي‌گويند 82 ميليون تومان بايد عوارض بدهي، من به شهرداري كمالشهر مي‌گويم كارگاه من روي كوه قرار دارد. راهش يك راه مالرو است، خودم برق كشيده‌ام، چشمه و درخت و فضاي سبز آورده‌ام. مگر اينجا جردن است كه مي‌خواهيد از من اينقدر عوارض بگيريد؟ من امروز با امر و نهي‌ها و تعارض‌هاي پنج وزارتخانه و 18 سازمان طرف هستم. شما خودتان را جاي من بگذاريد، آيا در اين فضا مي‌توانيد كارآفريني كنيد؟ اساساً مي‌توان در چنين وضعيتي تمركز داشت؟ حمايت از توليد و كار خيلي شعار خوبي است، اما وقتي از روي كاغذ به جامعه مي‌رويم، مي‌گويند ما با اين كارها، كار نداريم، بايد طبق مقررات عمل كنيم.

خانم رئيسي! الان چند نفر در كارگاه شما مشغول به كارند؟

با همه گره‌ها و گرفتاري‌هايي كه جلوي پاي ما انداخته‌اند 20 خانواده از همين كارگاه كوچك ما نان مي‌خورند، 30 خانواده هم به صورت پاره‌وقت و غيرمستقيم، حالا اگر شبكه توزيع، كندو ساز، مغازه‌دار و تبليغاتي‌ها را هم اضافه كنيد، آمار بيشتر از اينها مي‌شود.

اصلاً چرا زنبورداري؟

همسرم زنبوردار بود و با وجود آن كه من در يك خانواده صنعتي بزرگ شده بودم به محيط زيست و كشاورزي علاقه‌مند بودم. تربيت خانوادگي‌ام اجازه نمي‌داد يك جا بنشينم و دست روي دست بگذارم. در وجود ما توليد يك ركن مهم و اساسي بود.

پيش از آنكه گفت‌وگويمان را آغاز كنيم به اين اشاره كرديد كه با وجود هزينه‌هاي مالي دوست داريد در سمينارهاي جهاني زنبورداري شركت كنيد. اين انگيزه از كجا مي‌آيد؟

هر كسي در هر فعاليتي مي‌تواند يك زمينه و بستر فرهنگي ـ امنيتي هم براي كشورش ايجاد كند. شما وقتي به عنوان يك زنبوردار از ايران در يك سمينار جهاني شركت مي‌كني، نفس حضور در اين سمينار عملاً بسياري از تبليغات منفي آنها عليه كشورمان را خنثي مي‌كند. خب غرب خيلي تلاش مي‌كند كه بگويد در ايران فضايي براي كار زن‌ها وجود ندارد و عملاً زن‌ها محبوس خانه‌ها هستند، ولي وقتي به چشم خودشان مي‌بينند يك زن در يك كشور اسلامي كه 99 درصد زنبوردارهايش مرد هستند رياست اتحاديه زنبوردار‌هاي آن كشور را بر عهده دارد، شگفت‌زده مي‌شوند. من اخيراً در اجلاس 3 هزار نفري زنبوردارها كه در بوينس آيرس آرژانتين برگزار شد، شركت كرده بودم. از سخنراني من در آن اجلاس بسيار استقبال شد، همانجا گفتم ما در زمينه كار هيچ ممنوعيتي نداريم.

ببينيد، براي من مهم است كه با هزينه شخصي و 17 ساعت پرواز به آن سوي دنيا سفر و از فرهنگ و باورهاي كشورم دفاع كنم، اما متأسفانه از ما توليدكننده‌ها در كشور دفاع نمي‌شود.

خب در عوض شيرين‌ترين كار دنيا را داريد.

بله، به يك معنا همين است. نيش‌هاي زنبور هم شيرين است. زنبور همه چيزش خير و بركت است. شما در قرآن كريم مي‌بينيد عسل را شفا مي‌نامد، در روايت از ائمه اطهار داريم كه مؤمن مثل زنبور است، همه زندگي‌اش خير است. من از شما مي‌پرسم، در كدام شغل مي‌توان با 30 ميليون تومان كسب و كار ايجاد كرد، آن هم كسب وكاري كه آلودگي ندارد، واردات ندارد و توليدش هم شفاي درد مردم است. با اين حال در كشور ما زنبور عسل به عنوان زيربخش دام مغفول مانده است. 90 درصد گرده‌افشاني در كشور ما وابستگي تام و تمام به زنبور عسل دارد، 10 درصد به عهده باد و حشرات ـ پروانه‌ها و مورچه‌ها ـ است. شما مي‌دانيد كه اصلاً دوام و بقاي محيط زيست و كشاورزي و حفظ اكوسيستم براساس گرده‌افشاني است، آن وقت رفتار ما با اين حوزه توجيه‌پذير نيست.

خانم رئيسي! ما آرزو به دلمان ماند كه يك شيشه عسل بخريم كه رويش نوشته باشد عسل غيرطبيعي، همه در اين كشور مدعي توليد عسل طبيعي هستند اما ظاهراً اين زنبورهاي بيچاره آنقدر شكر خورده‌اند كه ديابت گرفته‌اند.

(مي‌خندد) ببينيد عسل طبيعي چيزي جز شهد گل نيست، اگر عسل چيزي جز شهد گل باشد تخلف و تقلب است.

عسل همان ماده‌اي است كه زنبورها از شهد گل‌ها مي‌مكند و بعد تغليظ و فراوري مي‌كنند.

زنبور شب‌ها كه بيكار مي‌شود با خرطومش شهدهايي را كه جمع كرده و رطوبت زيادي دارد تا صبح آنقدر در حجره‌ها هم مي‌زند كه آبش تبخيز مي‌شود. متأسفانه بعضي‌ها فكر مي‌كنند عسل مدفوع است، در حالي كه عسل از دهان زنبور مكيده و در حجره‌ها ريخته مي‌شود. ما در اتحاديه زنبورداران ايران، كنسرسيومي با عنوان عسل ايران را تشكيل داده‌ايم كه به اتكاي همين كنسرسيوم برند عسل ايران را معرفي كنيم، هدف ما مقابله با افرادي است كه بدون حضور زنبور، عسل توليد مي‌كنند، يعني با شربت شكر و اسانس و افزودني‌ها، در آزمايشگاه عسل توليد مي‌كنند. عسل طبيعي، طعم و عطر مخصوص به خودش را دارد، لوزالمعده شما بعد از چند دقيقه قند عسل را جذب مي‌كند و اين قند به سرعت وارد خون شما مي‌شود، در حالي كه قند عسل غيرطبيعي بدن شما را به زحمت مي‌اندازد.

روش خاصي براي تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي وجود دارد؟

من فقط حس چشايي، تجربه و نهايتاً لوله آزمايشگاه را قبول دارم. متأسفانه ما نتوانسته‌ايم آگاهي درستي به مردم بدهيم و به خاطر همين تا دلتان بخواهد در اين بازار سودجو وجود دارد. گاهي اين وسط با عناوين عجيب غريب و قيمت‌هاي نجومي عسل مي‌فروشند و مردم هم واقعاً به تجويزهايي كه زير اين عسل‌ها نوشته شده اعتماد مي‌كنند.

خب چرا شما اقدام نمي‌كنيد؟

عملاً دست اتحاديه در نظارت بر اين آشفته بازار كوتاه است، البته بنده متخلفين را مي‌شناسم، اما امنيت ندارم اسامي‌شان را اعلام كنم، چون اينها مافيا هستند.

چرا وزارت بهداشت به اين عسل‌هاي تقلبي مجوز و پروانه مي‌دهد؟

خب، اين را از وزارت بهداشت بپرسيد، ولي ممكن است اجازه بدهيد به همين مقدار بسنده كنيم.

ما در حال حاضر حداقل 200 تا 300 برند عسل در كشور داريم كه من به جرئت مي‌توانم بگويم كدام برند عسل طبيعي توليد مي‌كند.

واقعاً آدم شك مي‌كند، عيد در بازار يكي از شهرها عسل با موم را كيلويي 5 هزار تومان مي‌فروختند.

مرباي هويج كيلويي 6 هزار تومان است، آن وقت چطور عسل كيلويي 5 هزار تومان باشد.

قيمت معقول عسل طبيعي چقدر است؟

15 تا 21 هزار تومان.

خب كسي كه اتيكت زده و با يك قيافه جدي براي درمان بيماري‌هاي اعصاب، گوارشي، استخوان، كم خوني و نظاير آن با قيمت‌هاي نجومي عسل مي‌فروشد چطور؟

اينها متأسفانه دكان بازي است، اخيراً در نمايشگاه عسل مي‌فروختند كيلويي 65 هزار تومان، به نام عسل وحشي آفريقايي، متأسفانه برخي اين دكان بازي‌ها را باور مي‌كنند.

البته آن طرف سكه هم عسل‌هاي ارزان است. وقتي مردم عسل را كيلويي 10 هزار تومان از فروشگا‌ه‌هاي زنجيره‌اي مي‌خرند، مطمئن باشند اين عسل هزار تومان به فروشگاه فروخته شده، من از شما مي‌پرسم آيا توليد‌كننده مي‌تواند كيلويي 4 هزار تومان عسل توليد كند و بفروشد؟ شك نكنيد به اين زنبور شكر داده‌اند.

بهترين زمان براي مصرف عسل چه وقتي است؟

زمان مشخصي ندارد. كسي دوست ندارد صبح بخورد، به صورت ميان وعده بخورد، خالي بخورد، با نان بخورد، يا شربت كند و بخورد. البته ترجيحاً عسل را به همراه چربي (كره و سرشير) نخوريد، اگر از عسل شربت درست مي‌كنيد به هيچ وجه در آب داغ يا شير داغ نريزيد، چون عسل را سمي مي‌كند درجه حرارت آب نبايد بيشتر از 40 درجه باشد.

براي ساخت يك كيلو عسل چند زنبور چقدر بايد كار كنند؟

اجازه بدهيد سؤال شما را اين طور پاسخ بدهم. براي ساختن يك كيلو عسل يك زنبور بايد شش بار دور كره زمين بچرخد، ‌يعني يك كيلو عسل ماحصل 240 هزار كيلومتر بال زدن يك زنبور است، آن وقت يك سري آدم از خدا بي‌خبر با فرموله كردن هر ساعت ده‌ها تن عسل دست ساز توليد و در شيشه‌ها و مارك‌ها و برند روانه بازار مي‌كنند.

از هر كندو چقدر عسل مي‌گيريد؟

خب، بستگي به شرايط آب و هوايي دارد، از 5 كيلو تا 30 ـ 20 كيلو متفاوت است. من يك سال از هر كندو 30 ـ 20 كيلو عسل برداشت كردم و خانه خريدم.

چند بار تا حالا زنبورها نيشتان زدند؟

اگر بگويم بي‌نهايت، اغراق نكرده‌ام. اينها خودي و غيرخودي سرشان نمي‌شود. بعضي‌ وقت‌ها مي‌گويم من كه صاحبتان نيستم اما حداقل دوستتان دارم. روزهايي كه كوچ مي‌كنيم زنبورها عصبي مي‌شوند، فكر كنيد 20 ساعت در راه بوده‌ايم و وقتي در كندوها را باز مي‌كنيم به در و ديوار حمله مي‌كنند.

نيش زنبور يا نيش زبان مردم؟

البته نيش زنبور، نيش زنبور خيلي شرف دارد.

وقتي وزوز زنبورهايتان را مي‌شنويد؟

يعني حالشان خوب است. وقتي مي‌روند و شهد مي‌آورند صداي بال زدنشان ترنم خاصي دارد. سرحال هستند و به ما مي‌گويند كه نمي‌توان اين كشور را تحريم كرد. زنبورها عليه تحريم كار مي‌كنند. يكي از آرزوهاي من اين است كه امسال توجه بيشتري به صنعت زنبورداري صورت گيرد و واقعاً جلوي واردات بي‌رويه ميوه‌ها هم گرفته شود. واقعاً انصاف نيست ميوه‌ها و سبزيجات ما روي دست باغدار و كشاورز‌هايمان بماند آن وقت همان محصول را از بيرون وارد كنيم. زنبورها به نوعي كارگران سر به زير و بي‌توقع شما هستند؛ كارگراني كه از شما بازنشستگي و حقوق و بيمه و نظاير آن را نمي‌خواهند.

حس قلبي‌تان نسبت به زنبورهايتان چيست؟

زنبورها صفت مقدس كارگري دارند و خيلي دوستشان دارم. هر كدام از اين كندوها جزئي از قلب من هستند. به هر حال زنبوردارها نسبت به زنبورها احساس عاطفي دارند، آنها بيشتر از 45 تا دو ماه عمر نمي‌كنند، ولي واقعاً‌ در همين عمر كوتاه شاهكار مي‌كنند.

اجازه بدهيد كمي هم به خانه و فعاليت‌هاي اجتماعي‌تان بپردازيم. امروز نگاه جامعه به فعاليت كارآفرين‌هاي زن چگونه است، كارآفرين زن را باور كرده‌اند؟

هم پژوهش‌ها و هم تجارب و برخوردهايي كه ما در جامعه مي‌بينيم نشان مي‌دهد وضعيت نسبت به گذشته بسيار بهتر است. من علاوه بر مسئوليتم در اتحاديه زنبورداران، عضو انجمن زنان مدير كارآفرين كشور هم هستم و همان جا شاهدم خيل عظيمي از زنان كشور در حال ايده‌پردازي و ابداع و ايجاد اشتغال هستند و روز به روز به اين جمعيت اضافه مي‌شود. اين موضوع واقعاً نشان مي‌دهد كه با وجود برخي تنگ‌نظري‌ها و محدوديت‌هاي اجتماعي و تعصب‌هاي بي‌پايه، زنان ما به سمت اعتلاي اين جامعه حركت مي‌كنند.

يكي از دغدغه‌هايي كه در اين باره هميشه مطرح بوده، جمع بستن مسئوليت‌هاي زنان در خانه و اجتماع است. گاهي احساس مي‌شود بچه‌داري، تربيت فرزندان و مسئوليت‌هاي خانه ممكن است در اين بين مغفول واقع شود.

‌من به خوبي مي‌دانم شما چه مي‌‌گوييد اما پاسخ شما يك كلمه است؛ «مديريت زمان» بحث بر سر اين است كه ما نبايد اين عمر عزيز را به بطالت بگذرانيم. حتماً يك زن خانه‌دار نبايد اجازه بدهد عمرش به بطالت بگذرد. من زماني كه بيرون از خانه كار نداشتم مطالعه مي‌كردم، كتاب مي‌خواندم، براي خودم دلمشغولي و آموزش ايجاد مي‌كردم. شايد شما باور نكنيد من در طول اين 25 سال نشد فرزندانم را بدون غذا بگذارم، نشد فرزندانم غذاي بيرون بخورند، مگر اينكه مسافرت خارج از كشور رفته باشم. من هر روز 5 صبح بيدار مي‌شوم و همه كارهاي خانه‌ام از پخت و پز و رسيدگي به كارهاي خانه را تا 7:30 انجام مي‌دهم، با عشق هم كارم را انجام مي‌دهم. خدا را شكر بچه‌هايم هم آدم‌هاي موفقي هستند.

احتمالاً در طول اين سه دهه روزهايي بوده كه زمين خورده‌ايد، زنبورهايتان از بين رفته، اينها تقريباً قابل حدس است، آن روزها چه مي‌كرديد؟

بله همين طور است. واقعاً تعارف نمي‌كنم بگويم زماني ما به صفر رسيديم، اما واقعاً پشت همسرم بودم، به همسرم مي‌‌گفتم نگران نباش، من كنارت هستم. روزي بود كه زنبورهاي ما در كوچ از بين رفتند، واقعاً جهان روي سر ما خراب شد، اما من اشك نريختم، دلم را انبار غصه نكردم، گفتم مهم نيست دوباره بلند مي‌شويم و كار مي‌كنيم. البته لطف خدا با من بود كه همسر و فرزندان خوبي دارم. دخترم 25 سال دارد و فوق ليسانس برنامه‌ريزي شهري است و خودش را براي دكترا آماده مي‌كند. پسرم هم 22 سال دارد و گرافيك مي‌خواند.

فرزندانتان را هم به كار عادت داده‌ايد؟

بله، آنها هم در زمينه بازاريابي و تبليغات به ما كمك مي‌كنند.

خلاصه‌اي از يك روز كاري‌تان را برايمان مي‌گوييد؟

من ساعت 5 صبح بيدار مي‌شوم، بخشي از دقايق صبح اوقات خصوصي من با خالقم است، بعد هم در كنار اينكه صبحانه را آماده مي‌كنم، مطالعه دارم، برنامه روزانه‌ام را نگاه مي‌كنم، من سه منشي دارم كه موظفند قرارهايم را در پيامگير من يادآوري كنند و حواسشان باشد كه قرارهايم با هم تداخل نداشته باشد. 8صبح از خانه بيرون مي‌آيم و در راه تهران – كرج بخشي از كارهايم را انجام مي‌دهم، معمولاً فعاليت‌هاي مربوط به اتحاديه، كارگاه بسته‌بندي و زنبورداري تا 9 شب ادامه دارد.

خانم رئيسي! چند نفر در اتحاديه شما مرد و چند نفر زن هستند؟

اتحاديه ما 65 هزار نفر عضو دارد كه 64 هزار و 500 ـ 400 نفر آقايان هستند و 600 ـ 500 نفر زنان.

اگر زنبوردار نمي‌شديد؟

مطمئن باشيد يا روزنامه‌نگار مي‌شدم يا وكيل، با اين دو حرفه مي‌توان از حقوق مردم دفاع كرد.

حرف آخر؟

اميدوارم امسال در عمل، سال حمايت از تلاش كساني باشد كه براي سربلندي اين سرزمين تلاش مي‌كنند. تلاش كنيم هيچ سفره‌اي بي‌نان نباشد و كسي احساس تنهايي نكند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار