تقـريباً همه ما آرزومنديم در اين ايام كـربلا و بينالحرمين بوديم؛ ايامي كه عشاق امام حسين (ع) از گوشه و كنار دنيا خود را به آن بارگاه ملكوتي ميرسانند تا به نداي هل من ناصرينصرني امام پاسخ دهند.
حسين اسدي، معاون آستان حرم امام حسين(ع) درباره اهميت جايگاه خادمان حرم امام و نحوه انتخاب آنها در گفت و گو با «جوان» ميگويد: آستان در انتخاب افراد خيلي سخت ميگيرد. از فاكتورهاي مهم براي انتخاب خادمي، روابط عمومي، اخلاق خوب و آشنايي با زبان غير از عربي است تا وقتي در كشوري نمايشگاهي برگزار ميشود آنها بتوانند با مردم ارتباط برقرار كنند و نمايندگي آستان را بر عهده داشته باشند. براي مثال وقتي در نمايشگاههاي ايران حاضر ميشوند بايد زبان فارسي بدانند يا اگر به كشور تركيه ميروند، تركي بلد باشند. من خودم وقتي انتخاب شدم پنج ماه تمام زير نظر عوامل آستان بودم تا از عملكرد من مطمئن بشوند. وقتي خبر آوردند كه تأييدم كردند و الحمدالله اسمم براي خادمي پذيرفته شد، خيلي خدا را شكر كردم و خوشحال شدم.
اين مسئول دفتر توليت آستان عتبات عاليات پيرامون خادمان افتخاري حرم ميافزايد: افراد زيادي هستند كه تقاضا دارند خادم افتخاري حرم باشند. بهخصوص در مناسباتي چون دهه اول محرم، اربعين يا نيمه شعبان كه جمعيت زيادي در كربلا هستند و برنامههاي خاصي هم برگزار ميشود، آستان به نيرو نياز دارد براي همين خادمان افتخاري ميگيرد. جالب است بدانيد بيشتر خادمان افتخاري آستان از استادان دانشگاه هستند كه خودشان درخواست خدمت دارند از جمله دانشگاه اهلالبيت كربلا و رئيس دانشگاه عبدالمحمود تركي كه بارها خادم افتخاري حرم بودهاند، البته بعضي از مردم عادي هم دوست دارند خدمت كنند. اسدي با اشاره به برخي عملياتهاي انتحاري وهابيون و سلفيها در كربلا ميگويد: الحمدالله امنيت كربلا به نسبت ساير استانهاي عراق خوب است. بعضاً بمبگذاريهايي از سوي وهابيون صورت گرفته و اين مشكلات وجود دارد اما چون شيعيان كربلا 98 درصد جمعيت را شامل ميشوند، از سوي آنها در كربلا كنترل خوبي داشتيم. كربلا شهر بزرگي نيست كه قابل كنترل نباشد.
وي همچنين در خصوص فعاليتهاي فرهنگي آستان حرم اباعبداللهالحسين نيز ميگويد: توليت آستان مركز تبليغات دارد كه هر يكي دو ماه يا در مناسبات خاص اعم از شهادت يا ميلاد ائمه معصومين و ماه رمضان برنامههاي مختلفي دارد و آستان داراي 38 بخش است كه هر بخش جداگانه كار ميكند. براي مثال بخش تبليغات آستان در نيمه شعبان نمايشگاههاي 10 روزه بينالمللي برگزار ميكند و با كشورهاي اسلامي مجاور مثل سوريه، اردن، تركيه، ايران و... ارتباط دارد. در ايام ماه رمضان دورههاي آموزشي قرآن داريم. در مدرسه امام حسين(ع) كه در داخل خود حرم داير است، برنامههاي قرآني و ديني برپا ميشود.
از ديگر برنامههاي توليت آستان، هزار حافظ قرآن است كه چند سال قبل آن را شروع كرديم، الحمدالله از سنين چهار تا 15 سالگي عضو اين برنامه بودند و از هزار عضو به بركت آقا امام حسين(ع)، 60 درصد حافظ كل قرآن شدند.
وي با بيان اينكه شرايط فعاليتهاي فرهنگي در كربلا به نسبت به دوران سلطه خيلي فرق كرده است، ميگويد: قبل از اين ما با مشكلات زيادي مواجه بوديم. سخت است كه اين حرف را از زبان توليت آستان امام حسين(ع) بگويم، صدام از يك مذهب ديگري بود او اصلاً مذهب نداشت. به شيعيان خيلي ظلم ميكرد چه برسد به اينكه اجازه فعاليت فرهنگي بدهد. همين كه شيعيان به حرم امام حسين(ع) ميرفتند و نماز و زيارت ميخواندند، اذيت ميشدند. زيارت امام جرم بود، حتي تكرار اين رفت و آمدها براي شيعيان مشكل ايجاد ميكرد. دايي من قاسم فرج توسط صدام شهيد شد بدون اينكه مشكل خاصي داشته باشد. تنها به جرم محب و زائر امام حسين(ع) بودن مدتي زندانياش كردند. بعد هم اعدام شد، آن هم بسيار ناجوانمردانه؛ از خانواده او خواستند تا ناظر مراسم اعدامش باشند.
زمان صدام شرايط شيعيان بهخصوص در كربلا خيلي سخت بود. زجر شيعيان زمان صدام با شرايط فعلي قابل قياس نيست تفاوت از زمين تا آسمان است؛ چه از نظر زيارت، نماز و... . تنها اسم شيعه را داشتند اجازه فعاليتي در حوزه فرهنگي نبود. بعد از رفتن صدام خيلي فضا باز شد. ببينيد چه جمعيت ميليوني به راحتي از حرم آقا زيارت ميكند. اين شرايط قبلاً عملي نبود. در سالهاي بعد از سقوط صدام، حرم شرايط خوبي پيدا كرده است.
معاون آستان با بيان اينكه نمايندگان حرم هستند و به كشورهاي مختلف براي تبرك عاشقان امام حسين(ع) سفر ميكنند، ميگويد: ما بهعنوان نماينده حرم امام(ع) در كشورهاي ديگر حاضر ميشويم و برنامههاي متعدد فرهنگي داريم. از جمله در تركيه هفته فرهنگي برگزار شد كه تقريباً 18 بخش از آستان حرم در اين برنامهها شركت كردند. مانند بخش انتشارات كه مجلههاي مختلف ديني، قرآني و... داريم. به غير از اين قضيهها، تبركي هم هست كه به همراه ميبريم؛ شامل پرچم گنبد، سنگهاي حرم، خاك تربت و... بهخصوص براي افرادي كه توان رفتن به كربلا را ندارند با اين هدايا خود را متبرك ميكنند. در كشورهايي كه مهمان ميشويم بچههاي آستان به بيمارستانها هم ميروند و براي بيماران لاعلاج تبركي از هداياي آستان ميدهند كه خيلي خوشحال ميشوند. از ديگر برنامههاي ما برگزاري مسابقات فرهنگي در اين كشورها مانند لبنان، تركيه، ايران و... است تا به هر بهانه زمينه زيارت به كربلا را فراهم كنيم. همين چند وقت پيش در خوزستان مسابقهاي داشتيم كه 105 نفر برنده شدند و آنها را به كربلا فرستاديم.
وي درباره استقبال مردم از متبركات حرم امام حسين(ع) ميگويد: واقعاً استقبال مردم قابل وصف نيست. وقتي ميفهمند ما مسافر كربلا هستيم، خيلي خوشحال ميشوند و گريه ميكنند. براي نمونه كشور تركيه مثل ايران اسلامي نيست، لذا ناچار شديم پرچم گنبد را در داخل شيشه بگذاريم. در كربلا يك اعتقاد خاصي داريم كه چون پرچم بالاي گنبد است، تبرك دارد و غير از مسلمان برايمان سخت است كس ديگري به آن دست بزند. براي همين در محفظه شيشهاي گذاشتيم، اما مردم خيلي استقبال ميكردند با ديدن پرچم اشك ميريختند و شيشه را ميبوسيدند. در آن يك هفته 20هزار بازديدكننده مسلمان و غيرمسلمان داشتيم. آنهايي كه امام حسين (ع) را نميشناختند فقط ميآمدند و گريه ميكردند. اين صحنه خيلي جالب بود.
اسدي درباره عكسالعمل وهابيون نيز ميگويد: بعضي از برادران به ما توصيه ميكردند كه مواظب اين تندروهاي افراطي باشيم. بهخصوص در كشورهاي غير از ايران كه فعال هستند ممكن است هر كاري بكنند. خدا را شكر اتفاق خاصي تا به حال نيفتاده است، البته از سوي توليت آستان به ما گفتهاند به هر كشوري كه ميرويم رفتار و برخورد تندي نداشته باشيم، زيرا مردم ما را نماينده امام حسين (ع) ميدانند و ميگويند حسينيها و حسين دوستها خوشاخلاق هستند.
معاون آستان حرم امام حسين (ع) در پايان به خاطراتي كه در طول سفرهايشان داشته اشاره دارد و ميافزايد: چون حامل تبركات امام حسين(ع) به كشورهاي مسلمانيم، سفرهايمان پر از خاطره است. براي مثال هرسال در لبنان براي هفته فرهنگي دعوت هستيم. نمايشگاه امسال در نبتيه برگزار شد. شيعيان لبنان واقعاً شيفته امام حسين(ع) و راه آن امام هستند. من پنج شش روز با برادران حزبالله جلسه داشتم كه پر از خاطره بود اما روز اول ورودمان به لبنان با پيرمردي آشنا شدم كه فقط شنيده بودم به اسم امام حسين(ع) قرار است عدهاي از كربلا بيايند و برنامهاي در نبتيه برگزار شود. وقتي فهميد من از آن گروه هستم، به قدري هيجان داشت كه دستم را گرفت و بوسيد. خجالت كشيدم. او با گريه دعا ميكرد كه پسرم دستم به دست شما، ما را ببريد كربلا و اصرار داشت تا زمينه زيارتش را فراهم كنيم.