دومين نشست ايران و گروه 1+5 در ژنو و نوع و نحوه تعامل نمايندگان قدرتهاي جهاني در اين نشست پيرامون پرونده هستهاي ايران بار ديگر «موضوع ايران» را در صدر اخبار جهان قرار داد. فارغ از كم و كيف مباحث مطرح شده در اين نشست كه اطلاعات دقيق آن هنوز منتشر نشده است، ناكامي قدرتهاي جهاني در تحميل مطالبات رژيم صهيونيستي و ديگر مخالفان روند صلحآميز هستهاي ايران، نشان داد كه تيم مذاكرهكننده ايراني با تأكيد بر مواضع به حق ايران در عرصه غنيسازي هستهاي، اعتماد مردم و رهبري نظام را پاس داشته و در اين ماراتن نفسگير كه كمتر از عرصههاي سخت گذشته نيست تصور نظام سلطه در توانايي تسليم نظام اسلامي به دليل فشارها و تحريمها را ابطال كرد.
طي ماههاي اخير خط القايي نظام سلطه و متأثر از روند انتخابات يازدهم اين بود كه نتيجه انتخابات ايران به دليل تأثيرگذاري تحريمهاست و با تشديد فشارها و تحريمها ميتوان دولت يازدهم را وادار به عدول از مواضع حقه ايران كرد. بر اساس اين خط القايي كه متأسفانه توسط برخي «عناصر تبليغاتچي سادهلوح يا مغرض» داخلي نيز تكرار ميشد، اينگونه القا ميشد كه اگر ايران در مسئله هستهاي تسليم شود همه مشكلات اقتصادي و غيراقتصادي كشور حل ميشود. اين خط القايي اگر چه در جاي خود توهيني به منتخب مردم بود، اما در هفتههاي اخير و پس از حضور حماسي مردم در مراسم پرشكوه 13 آبان و اعلام انزجار از استكبار جهاني به بستري براي تقويت و انسجام ملي تبديل شد و البته فرصت مغتنمي نيز براي دولتمردان و به ويژه تيم مذاكرهكننده هستهاي ايران بود كه مبتني بر خطوط قرمز طراحي شده نظام و با اتكا به حمايتهاي رهبري معظم انقلاب و مردم بتوانند با قدرت در اين آوردگاه حاضر شده و از منافع ملي ايران در اين عرصه دفاع كنند و مذاكرات را پيش ببرند، اگر چه رسانههاي غربي عمدهترين دليل عدم توافق نشست در ژنو را مواضع فابيوس وزير خارجه فرانسه اعلام كردهاند كه با ورود ناگهاني خود به عرصه مذاكرات و اعلام اينكه متن پيشنهادي براي متوقف كردن برنامه غنيسازي اورانيوم ايران و توسعه نيروگاه اراك بسيار ناتوان است، اما ترديدي در آن نيست كه فابيوس در اين موضعگيري به نيابت از جانكري و نتانياهو و ديگران، با ورود به صحنه كوشيد روند مذاكرات ژنو 2 را متوقف و فرصت تنفسي براي تجديد قواي نظام سلطه به منظور ادامه مذاكرات فرسايشي در ژنو3 را فراهم كند. به طور طبيعي با پايان اين نشست و تا فاصله آغاز نشست بعدي در 29 آبانماه، امريكاييها تلاش خواهند كرد با بازسازي فضاي چالشي گذشته و تكرار بازي دوگانه «پليس خوب و بد» به نوعي عمليات رواني جديد را طراحي و اجرا كنند تا با اثرگذاري بر فرآيندهاي داخلي، به زعم خود زمينه را براي عقبنشيني ايران از مواضع خود فراهم كنند كه البته اين فرآيند روز گذشته كليد زده شد و راديوفردا با اعلام اينكه كميته روابط خارجي سناي امريكا اين هفته بار ديگر بررسي اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران را از سر ميگيرد از قول سناتور باب منندز، رئيس دمكرات كميته روابط خارجي سنا اعلام ميكند كه علت طرح مجدد تحريمها حفظ فشار همراه با مذاكرات است. او در عين حال اذعان ميكند كه ما بيشتر از ايرانيها به دنبال توافق هستيم.
مبتني بر اين مقدمات و با توجه به قصد نظام سلطه در فرسايشي كردن روند مذاكرات و به زعم خود خسته كردن ايرانيان و تحقق سناريوي تسليم، به نظر ميآيد دستگاه ديپلماسي ايران بايد با تغيير در روند مذاكرات و طرح شروط خود، دور آينده مذاكرات (ژنو 3) را مديريت كند كه البته لازمه آن چند نكته است.
1- تا زماني كه فشارهاي دشمنان بر اين باور متكي است كه «كليد حل مشكلات ايران در سياست خارجي است نه مؤلفههاي اقتدار داخلي»، ايران در عرصه مذاكرات قادر به تثبيت حقوق حقه خودنيست، چرا كه در اين عرصه با توجه به احساس نياز ايران به انعطاف غرب، انتظاري جز نتيجه نشست ژنو2 را نميتوان از ژنو3 داشت. لازمه اين امر تغيير گفتمان دولتمردان است كه خوشبختانه نشانههاي آن ديده ميشود. تأكيد مسئولين محترم بر اينكه اين پنجره ديپلماسي همواره باز نيست، ميتواند مقدمهاي براي ورود به اين عرصه باشد.
2- روند مذاكرات و اظهارات اخير رئيس كميته خارجي سنا نشان ميدهد كه نظام سلطه بيشتر از ايران به ختم پرونده هستهاي براي حل مسائل منطقهاي بينالمللي خود نياز دارد. آنها بر اين نكته اذعان كردهاند كه حمايتهاي ايران است كه ميتواند بستري براي حل مسائل منطقهاي باشد و تداوم چالش هستهاي اين فرصت را از آنها سلب ميكند.
3- نشست اخير يكبار ديگر اختلافات درون گروه 1+5 را نشان داد. فعال شدن دستگاه ديپلماسي ايران در اين عرصه ميتواند ظرفيتهاي ايران را در مذاكرات افزايش دهد.
4- تكيه بر استراتژي اقتصاد بدون نفت در داخل به عنوان يك الگوي عملياتي با هدف قطع اميد دشمنان به منظور بهرهگيري از عنصر درآمدهاي نفتي براي فشار بر ايران، در شرايط كنوني براي شكست جنگ رواني نظام سلطه بيش از پيش احساس ميشود. اقتصاد ايران كه توانستهاست كاهش 60 درصد درآمد نفتي را تحمل كند، به دليل ظرفيتهاي بالا و البته بهره گيري از مؤلفههاي حماسه اقتصادي قادر خواهد بود كه اين طلسم عمليات رواني دشمن را نيز بشكند.
5- با توجه به سلطه عيان صهيونيستها بر گروه 1+5 و عدم ثبات و استقلال رأي اين گروه به نظر ميآيد اين ايران است كه بايد حضور خود را استقلال رأي آن مشروط كرده و ميدان بازي را تغيير دهد. در اين عرصه ايران مؤلفههاي بسياري دارد كه تكيه دستگاه ديپلماسي بر آن، ميتواند دست برتر را در مذاكرات آينده به ايران بدهد، در غير اين صورت ادامه مذاكرات با اين شرايط نفعي براي ايران ندارد.