حضور بلاتر را در ايران آن قدر از زواياي مختلف زير ذرهبين بردند كه حتي به گوشههاي غيرورزشي و حتي تاريكي رسيديم. بلاتر به عنوان بالاترين مقام فوتبال جهان وارد ايران شد، همايشي وسيع را افتتاح كرد، با دو مقام عاليرتبه كشور ديدار كرد و البته مذاكراتي به قول خودشان نيمهسري را پشت درهايي نسبتاً بسته با مديران فدراسيون برگزار كرد و رفت. در اين بين، اما چند سؤال براي آيندههايي نه چندان دور و البته نه چندان نزديك مطرح ميشود.
آن قدر خوش خيال نيستيم كه باور كنيم ژوزف سپ بلاتر به آن وعده خيالياش در مورد اشتراك ميزباني بين ايران و قطر پايبند خواهد بود. همين چندي قبل هم وقتي بلاتر تحت تأثير ديدار با شيوخ عربستاني قرار گرفت نمونهاي از همين وعده را به سران سعودي داد و شايد پيرمرد 80 ساله سوييسي تا روزي كه سوت آغاز جام جهاني در قطر زده شود، اين ميزباني را در تمام خاورميانه (به صورت شفاهي) حبه كرده باشد! اما بلاتر پيش از اين و پس از آن سفر تقريبا سياسياش به تهران توانسته بود حداقلهاي لازم را براي فوتبال ايران فراهم كند. يكي حمايت از صفايي فراهاني در كنفرانس ريودوژانيرو در محكوميت كنفدراسيون فوتبال آسيا و ديگري به دست گرفتن پستي در كميته اجرايي همين كنفدراسيون. اما بلاتر خيلي زود با نوع مديريت دادكان موضعي در خلاف جهت ايران اتخاذ كرد كه البته هرگز در كوتاه مدت خود را نشان نداد.
حالا ميتوان از همنشيني با بلاتر صاحب خواستههايي معقول شد. كفاشيان براي ايران از رئيسي كه كمتر از دبيركل سازمان ملل مقبوليت و قدرت ندارد چه برگ برندههايي خواهد گرفت؟ ميزباني جام جهاني؟ حتي اگر بلاتر هم به اصرار بخواهد (كه نخواست) اين ميزباني را به ما اعطا كند، بايد صاحب اين شعور و خودشناسي شده باشيم كه فعلا در قياس با قطر توان برگزاري اين جام را نخواهيم داشت. پس كفاشيان بايد معقولتر حركت كند و از دست رفتههايي را بازيابد كه به دست آوردنشان هم ميسر است و هم چارهساز. اولي بازپسگيري كرسي كميته اجرايي در كنفدراسيوني است كه با تلاش و هنر علي سعيدلو بر باد رفت. اولي كه بيايد قاعدتاً در دومي يك گرفتن ميزباني جام ملتها و بعد اجراي درست همين ميزباني هم كامياب خواهيم بود. اولي و دومي بستر را براي سومي كه دست يافتن به كرسيهاي لازم در خود فدراسيون جهاني است فراهم ميكند.
كشيدن بلاتر به تهران و اهداي هدايايي كه او را فعلا شيفته تهران كرده هنر ميخواست كه در مرحله اول انجام شد. اما ادامه اين رايزني و محفوظ دانستن رابطه از دعوت بلاتر دشوارتر است. كفاشيان و مجموعهاش از امروز موظف خواهند بود براي دست يافتن به حداقلهايي كه محقشان هستيم (نه رؤياهايي كه دست يافتن به آنها نه در عقل ميگنجد و نه در توان ماست) تلاش كنيم. رها كردن ديپلماسي با فيفا و بلاتر عين برباد دادن تمام زحماتي است كه تا امروز كشيدهايم.