کد خبر: 620797
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۰
همه بازيگران در مورد ترور حكيم‌الله محسود توافق داشتند
پهپادهاي امريكا 10 روز قبل در حمله‌اي به منطقه وزيرستان شمالي پاكستان «حكيم‌الله محسود» رهبر جنبش طالبان پاكستان را كشتند
فرهاد همتي
پهپادهاي امريكا 10 روز قبل در حمله‌اي به منطقه وزيرستان شمالي پاكستان «حكيم‌الله محسود» رهبر جنبش طالبان پاكستان را كشتند. اين اقدام امريكا در خاك پاكستان با واكنش‌هاي مختلف دولتمردان اسلام‌آباد روبه‌رو شد. «حكيم‌الله محسود» پس از كشته شدن «بيت‌الله محسود» به رهبري اين گروه رسيده بود. از محسود به عنوان يكي از مخالفان جدي سياست نزديكي دولت پاكستان با امريكا ياد مي‌شد. حذف محسود از صحنه سياسي پاكستان در حالي است كه بعد از نشست هفته گذشته سران انگليس، پاكستان و افغانستان در لندن، زمينه گفت‌وگوهاي صلح در اسلام آباد و كابل تقريبا آهنگ تندتري به خود گرفته بود. اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه مرگ «محسود» چه آثار و پيامدهايي در تحولات سياسي پاكستان و افغانستان به همراه خواهد داشت.

  تحليل رخداد
با توجه به اهميت شخصيت سياسي- نظامي «محسود» در پاكستان، تحليلگران سياسي طي چند روز گذشته تحليل‌هاي مختلفي درباره دلايل كشته شدن وي ارائه كردند. اگرچه هفته گذشته هواپيماهاي امريكايي با حمله به شوراي مركزي طالبان پاكستان «محسود»را از صحنه سياسي پاكستان حذف كردند اما به نوشته بسياري از خبرگزاري‌هاي جهان، دوستان وي در تحريك طالبان «سيدخالد الياس سجنا» رهبر طالبان وزيرستان جنوبي را براي جانشيني وي انتخاب كردند.
به هر تقدير به طور كلي از دو منظر مي‌توان به كشته شدن «حكيم‌الله محسود» نگاه كرد:
الف) شخصيت فردي محسود
 ب) «آثار و پيامدهايي» كه با مرگ محسود متوجه پاكستان و افغانستان خواهد شد.
براي درك بهتر چرايي كشته شدن محسود از سوي امريكا ذكر چند نكته ضروري به نظر مي‌رسد:
1- مرگ محسود و 26 نفر از نزديكان وي درحمله پهپادهاي امريكا آن هم در خاك پاكستان و در منطقه وزيرستان شمالي صورت گرفته است. اين افراد جمعه گذشته براي شركت در نشست «شوراي مركزي طالبان» دراين محل جمع شده بودند تا درباره چگونگي تعامل با دولت مركزي پاكستان(صلح) تصميم بگيرند. اين دستور كار از آن جهت مهم بود كه طبق گفته خبرگزاري‌هاي داخلي پاكستان، روز شنبه- يعني فرداي كشته شدن محسود- قرار بود تيم «سه نفره‌اي» از سوي دولت و علماي ديني با وي ملاقات داشته باشند.
2- اگر چه كشته شدن «حكيم‌الله محسود» يك موضوع داخلي پاكستان محسوب مي‌شود. اما به باور بسياري از تحليلگران اين موضوع پيوند مستقيم با مسائل منطقه به ويژه مسائل افغانستان دارد. به بيان ديگر در حدود 9 ماه آينده افغانستان با دو يا سه موضوع مهم روبه‌روخواهد بود و در اين‌باره نقش گروه‌هاي افراطي تعيين‌كننده به نظر مي‌رسد:
الف) انتخابات رياست جمهوري افغانستان كه قرار است در 16 فروردين 93 در اين كشور برگزار شود.
 ب) خروج نيروهاي غربي از افغانستان كه حدود سه ماه پس از برگزاري انتخابات افغانستان صورت خواهد گرفت.
 ج) فرايند صلح در افغانستان كه بخشي از هدف آن بازگرداندن گروه طالبان به قدرت سياسي افغانستان است.
د) امضاي توافقنامه امنيتي كابل- واشنگتن كه كمتر از دو هفته ديگر در نشست لويه جرگه مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت. اگر چه اين موضوع مخالفان و موافقاني در داخل افغانستان دارد.
با درك مسائل فوق اين موضوع دور از ذهن به نظر نمي‌رسد كه موضوع «فرايند صلح» در افغانستان يك موضوع «كليدي» در ميان ديگر موضوع‌ها محسوب مي‌شود  و اگر موضوع «صلح» در افغانستان به نتيجه برسد، ديگر مشكلات نيز به تبع آن برطرف خواهد شد. به بيان ديگر به سرانجام رسيدن «انتخابات رياست جمهوري، توافقنامه امنيتي، بحث خروج و... در گرو روشن شدن موضوع «صلح افغانستان» است و اين موضوع به اعتقاد بسياري از كارشناسان در يك صورت قابل حل است و آن اينكه، جريان افراط و عقبه سياسي آن در منطقه با اين موضوع همكاري نمايند.
3- اكنون با درك شرايط كنوني افغانستان و پاكستان اين پرسش مطرح مي‌شود كه چرا «حكيم‌الله محسود» در اين مقطع زماني از سوي امريكا مورد هدف قرار گرفته است؟ دولت امريكا با حذف حكيم دنبال چه اهدافي است؟ براي پاسخ به اين پرسش‌ها به چند نكته اشاره مي‌شود:
الف- اولين نكته اينكه، حدود يك هفته پيش از مرگ محسود، نشست سران سه كشور «انگليس، پاكستان و افغانستان» درلندن برگزار شد. در اين نشست در مورد مسائل زير توافق شد:
- تيمي از سوي دولت افغانستان عازم اسلام‌آباد شود و با ملابرادر ديدار نمايد. دولت پاكستان در اين نشست موافقت خود را با اين موضوع اعلام كرده است.
- در اين نشست تأكيد شده كه دولت پاكستان عملاً از «مذاكرات صلح» در افغانستان حمايت و جانبداري نمايد. در اين‌باره نيز دولت اسلام‌آباد اعلام آمادگي كرده است.
ب- دومين نكته اينكه مولانا فضل الرحمن، رئيس جماعت علماي اسلام، هفته گذشته در ديدار با نخست‌وزير پاكستان در شهر راولپندي گفته است كه وي به طور كامل آماده است تا در روند سازش ميان «دولت و طالبان» ميانجيگري نمايد.
ج- نكته بعدي اينكه دولت پاكستان ضمن حمايت از گفت‌وگوهاي صلح در پاكستان و افغانستان، از طالبان دعوت كرده وارد «پروسه مذاكرات صلح» افغانستان شود. موضوعي كه پيش از اين به خاطر همكاري نكردن جريان افراط با اين موضوع، فرايند صلح افغانستان با موفقيت چنداني همراه نبوده است.
د- در حالي كه به گفته برخي از تحليلگران سياسي زمينه براي آغاز مذاكرات جريان افراط در داخل و خارج از پاكستان فراهم مي‌گرديد، جمعه گذشته «حكيم‌الله محسود» رهبر طالبان پاكستان توسط هواپيماهاي بدون سرنشين امريكا كشته مي‌شود. بسياري از تحليلگران از «حكيم» به عنوان يكي از مخالفان سرسخت دولت پاكستان و در عين حال دولت افغانستان ياد مي‌كردند.
4- حال در چنين شرايطي اين سؤال مطرح مي‌شود چرا كشورهاي غربي و بازيگران داخلي در اين مقطع زماني روي «بازگشت طالبان و جريان افراط» به افغانستان تمركز كرده‌اند؟
آنچه مسلم است اينكه «گروه افراط» به عنوان بخشي از جامعه افغانستان وپاكستان ملاحظاتي درقبال برخي از موضوعات افغانستان و منطقه دارند:
الف- طالبان مي‌خواهد درآينده سياسي افغانستان نقش تعيين‌كننده‌اي داشته باشد. جريان افراط براي نيل به اين هدف از هر ابزاري چون «انتخابات رياست جمهوري آينده افغانستان» تا «تباني با بازيگران داخلي و خارجي» اين كشور استفاده مي‌كند.
ب- جريان افراط با توجه به ملاحظاتي كه در افغانستان دارد، در طول 12 سال گذشته با رويكرد افراطي خود، با حضور نيروهاي غربي در اين كشور مخالفت كرده است. صرفنظر از اينكه بسياري از كارشناسان شكل‌گيري اين جريان در افغانستان را مربوط به امريكا مي‌دانند.
ج- و نكته ديگر اينكه جريان افراط به دلايلي مشخص با توافقنامه امنيتي كابل- واشنگتن مخالف هستند.
با درك اين شرايط مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه اگر بازيگران داخلي و خارجي افغانستان با پذيرش «فرايند صلح افغانستان» يعني درباره بازگشت «طالبان» به قدرت در افغانستان توافق برسند، مي‌توانند در ديگر مسائل جاري اين كشور يعني «انتخابات رياست جمهوري، توافقنامه امنيتي كابل- واشنگتن و خروج نيروهاي غربي از افغانستان» روي قدرت «گروه افراط» و عقبه اين كشور در منطقه حساب ويژه باز نمايند.
5- نكته ديگري كه مي‌توان درباره حذف«حكيم‌الله محسود» به آن اشاره كرد، مربوط به واكنش‌هاي مقامات پاكستان است. آنچه روشن است اينكه در چند روز گذشته، بيشترين واكنش‌ها در اين باره مربوط به دولت است و «نظاميان» به عنوان يكي از اركان قدرت پاكستان كمترين واكنشي را در قبال كشته شدن «محسود» از خود نشان داده‌اند و اين موضوع از سوي بسياري از كارشناسان سياسي تأمل‌برانگيز ارزيابي شده است. اين كارشناسان بر اين باورند كه در اين باره نمي‌توان درباره نقش ارتش ترديد كرد زيرا:
الف- بسياري از «محسود» به عنوان يكي از مخالفان مشترك دولت، ارتش و حضور نيروهاي غربي در منطقه ياد مي‌كنند. محسود در مدت زمامداري خود در تحريك طالبان، شش بار «دره خيبر» را كه يكي از راه‌هاي لجستيكي نيروهاي غرب به افغانستان محسوب مي‌شد، مسدود ساخته است و در چنين شرايطي حذف وي، علاوه بر مطلوب بودن بر كشورهاي غربي، به نفع ديگر بازيگران سياسي پاكستان نيز است.
ب- هيئت حاكمه پاكستان از افغانستان به عنوان «عمق استراتژيك» خود ياد مي‌كند و در اين ميان استراتژي پاكستان روي آمدن دولتي در افغانستان است كه با سياست‌هاي اسلام‌آباد همسو باشد. اين موضوع از اين نظر براي اسلام‌آباد حائز اهميت است كه اين كشور با «دهلي‌نو» در افغانستان رقابت تنگاتنگي دارد.
ج- پاكستان در طول 12 سال گذشته همواره رويكرد دوگانه‌اي را در قبال افغانستان و جريان افراط دنبال كرده است. اكنون كه كشورهاي غربي در 2014 بنا دارند افغانستان را ترك نمايند، حاكميت پاكستان اين فرصت را بهترين زمان براي «امتيازگيري» از غرب ارزيابي مي‌كنند و بر اين اساس عده‌اي از كارشناسان سياسي بر اين باورند كه اين كار پس از نشست سه جانبه سران انگليس، پاكستان و افغانستان از سوي طرف‌هاي بازيگر، آغاز شده است.
 
 نتيجه رخداد
با توجه به آغاز شمارش معكوس براي خروج نيروهاي غربي از افغانستان، بسياري از كارشناسان سياسي بر اين باورند كه دولت امريكا براي خروج آبرومندانه از افغانستان نيازمند همكاري دولت پاكستان است. در اين ميان دولت اسلام‌آباد نيز مطالباتي را از كشورهاي غربي مد نظر دارد. نكته حائز اهميت اينكه، بسياري از تحليلگران سياسي معتقدند كشورهاي غربي به ويژه امريكا و انگليس در آستانه خروج از افغانستان و انتخابات رياست جمهوري اين كشور، با اسلام‌آباد به «توافقي مخفي» رسيده‌اند، تا زمينه براي بازگشت گروه‌هاي افراطي در افغانستان فراهم شود. اين توافق نانوشته به اصطلاح بازي برد- برد محسوب مي‌شود چراكه، از يك طرف ابزار سياسي- امنيتي حاكميت پاكستان به افغانستان باز مي‌گردد كه مطلوب اسلام‌آباد است و از طرف ديگر كشورهاي غربي براي خروج آبرومندانه از افغانستان آن هم از خاك پاكستان مي‌تواند به كمك اسلام‌آباد و گروه‌هاي سياسي و مذهبي اين كشور حساب ويژه باز نمايد. در اين ميان حذف «محسود» به عنوان مخالف همكاري‌هاي «اسلام‌آباد و گروه‌هاي مذهبي» با امريكا مي‌تواند در اين زمينه قابل ارزيابي باشد. آنچه اكنون مبرهن است در آستانه رويدادهاي مهم آينده سياسي افغانستان، «امريكا و انگليس» بيشترين فشارها را بر دولت پاكستان و افغانستان وارد مي‌سازد تا سياست‌هاي منطقه‌اي خود را پيش برند. البته در اين ميان متغيرهاي تعيين‌كننده ديگري در افغانستان و پاكستان وجود دارد كه مي‌تواند همسو شدن پايتخت‌هاي لندن، واشنگتن، اسلام‌آباد و كابل را به چالش بكشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار