تحقيق كردن براي انتخاب يك گزينه ميتواند انسان را از دشواريهاي بسياري به دور نگه دارد. انتخابهاي شتاب زده و به دور از تحقيق بعدها منجر به بروز اختلاف ميشود. اين موضوع در تشكيل خانواده بيش از هر جاي ديگري خودش را نشان ميدهد. بسياري از كساني كه بدون تحقيق دست به انتخاب ميزنند در جريان زندگي مشترك به اين صرافت ميافتند كه بايد قبل از انتخاب دست به تحقيق ميزدند. بنابراين بين ادامه مسير پرتنش يا جدايي بايد گزينهاي را انتخاب كنند. عدم انتخاب اين دو گزينه ميتواند به مسير دشوارتري هم منجر شود، حادثه خونيني كه هرگز جبران نخواهد شد.
به گزارش خبرنگار ما، كاكلي نماينده دادستان تهران نخستين كسي بود كه در جايگاه قرار گرفت و از كيفرخواست دفاع كرد. او گفت: مردي كه از زندان به دادگاه منتقل شده است وصال نام دارد و متهم است كه هشت ماه قبل همسرش را كتك زده و باعث مرگ او شده است. گزارش پزشكي قانوني بعد از معاينه جسد وجود جراحتهاي زيادي را روي بدن مقتول تأييد كرده است. متهم نيز در بازجوييها به جرمش اقرار كرده، بنابراين برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم. نماينده دادستان تهران گفت: خانواده مقتول بعد از حادثه اعضاي بدن دخترشان را به بيماران نيازمند اهدا كردند.
پس از آن اولياي دم گفتند كه خواستهشان قصاص متهم است. وكيل خانواده مقتول هم به دادگاه گفت: شب حادثه همسر متهم در حالي كه آسيب جدي ديده بود با ارسال پيامكي به خواهرش درخواست كمك كرده است. او گفته كه شوهرش او را كتك زده و راه فراري هم ندارد و خواسته كه به او كمك كند. بعد از آن خانواده شهين راهي خانه او ميشوند اما متهم آنها را به خانه راه نميهد و ميگويد كه بينشان اختلافي بوده كه حالا رفع شده است. بعد از آن مادر مقتول پليس را با خبر ميكند و به مأموران ميگويد كه دخترش در خانه گرفتار شده است اما متهم با صحنهسازي ادعا ميكند كه كسي در خانه نيست.
پس از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت كه اتهام قتل عمد را نميپذيرد. او توضيح داد: همسرم را دوست داشتم و به خاطر دخالتهاي خانوادهاش با همسرم اختلاف پيدا كرده بودم. در حالي كه پنج سال از ازدواجمان ميگذشت فقط يك سال زير يك سقف زندگي كرديم. خانوادهاش كه دخالت ميكردند او هم راهي خانه پدرش ميشد. در اين مدت 11 بار خانه را ترك كرد و با اين شرايط نميتوانستيم زندگي خوبي داشته باشيم. متهم ادامه داد: يك بار هم تصميم گرفتيم كه از هم جدا شويم اما بعد به خاطر زندگي مشتركمان منصرف شديم. او قبل از عيد مهريهاش را اجرا گذشت و خانه را ترك كرد و به خانه پدرش رفت. چند شب قبل از حادثه با من تماس گرفت و خواست به دنبالش بروم تا به خانه برگردد. وقتي به خانه رفتيم عصباني بودم و او را كتك زدم. من فقط سه سيلي و يك مشت به او زدم. وقتي خانوادهاش آمدند خواستم بروند چون نميخواستم بيش از اين زندگيام خراب شود.
قاضي به متهم گفت: گزارش پزشكي قانوني پارگي دو رگ در مغز، شكستگي بيني، كبودي و شكستگي در نقاط مختلف بدن مقتول را تأييد كرده كه نميتواند با سيلي و يك مشت ايجاد شده باشد. همچنين در پرونده گزارش شده است كه يك بار همسرت تو را همراه زن غريبهاي در خانهتان ديده كه بعداً گفتهاي او را صيغه و بعد عقد دائم كردهاي. اين موضوع نشان ميدهد كه درگيري به خاطر وجود همسر دومت بوده است.
متهم گفت: وقتي همسرم به حرف من گوش نداد موضوع را به مادرش گفتم و بعد با زن ديگري ازدواج كردم.
بعد از آن مادر مقتول در جايگاه قرار گرفت و گفت: شب حادثه دختر بزرگم به من خبر داد كه خواهرش پيامك داده و خواسته به او كمك كنيم. او گفت شوهرش او را كتك ميزند. من هم داماد بزرگم را به خانهاش فرستادم اما متهم حاضر نشد كه او را به خانه راه بدهد.
بعد با 110 تماس گرفتم و با مأمور به در خانهاش رفتم. زنگ زديم اما او در را باز نكرد. به مأمورها گفتم كه دخترم داخل خانه است و كمك ميخواهد. مأمورها گفتند كه حكم ندارند. تا ساعت 4 صبح پشت در خانه ماندم. كاري از دستم ساخته نبود. بايد صبح به دادسرا ميرفتم و حكم ميگرفتم. به خانه رفتم و نماز خواندم و دعا كردم. صبح اول وقت به دادسرا رفتم كه حكم بگيرم. به من زنگ زدند و گفتند كه دخترم فوت شده است. من هم به وصيتش عمل كردم و اعضاي بدنش را اهدا كردم. هيئت قضات بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند.