در فاصله اولين ديدار تيم هستهاي ايران و 1+5 در نيويورك تاكنون منحني مواضع امريكايي از مرحله كليگويي به ادبيات آشكارتر سير كرده و ديگر آنچه را كه رسانههاي امريكايي در اين مدت ترويج كردهاند و نبايد مبناي قضاوت نهايي در رويكرد مذاكراتي امريكا باشد، در ابهام باقي نمانده است. امروز خانم شرمن و مقامات نظامي امريكا همان منطق تحريم- مذاكره و رويكرد دو مسيره سابق و چماق گزينههاي مختلف و حمله نظامي را به زبان ميآورند، يعني به ميزاني كه ديدارهاي وزراي خارجه يا نشستهاي كارشناسي به سمت شكلگيري مباني و چارچوبهاي يك توافق به پيشرفته، دست چدني مقامات امريكايي هم از زير مخمل لفاظيها خود را نشان داده است.
اگر به وامداري مقامات امريكايي و غربي نسبت به صهيونيسم و ترس و دلهره اين مقامات از آينده حيات سياسيشان كه در گرو همسويي و همنوايي با صهيونيستهاست بگذريم، منش و منطق امريكاييها كه در يك روح استكباري، به امتيازگيري يكسويه تكيه داشته و هرگونه مقدمات اعتمادسازي را به بياعتمادي كامل سوق داده، مورد توجه قرار دهيم، باز هم به مفهوم باارزشي كه رهبر معظم انقلاب در دوازدهم آبان بيان فرمودند ميرسيم كه «اعتماد به منطق و خشكسري امريكاييها، به جز خسارت به نتيجه ديگري نميرسد.» امريكاييها نه تنها خود را معيار و مبناي هر سنجش و داور و قاضي و تعيينكننده حقوق ديگران ميدانند، بلكه براي اين رفتار غيرقانوني و ضدبشري و نژادپرستانه، امتياز هم ميخواهند. اساس استكبار بر تجاوز و پايمال كردن حقوق ديگران است و اگر كسي تصور كند كه امريكا از ذات و ماهيت خود فاصله گرفته يا به توهم و خيال وارد شده و يا ....
اگر چنين است مذاكرات ژنو5 (پنجشنبه) و حتي پس از آن چگونه بايد تفسير شود و چگونه بايد براي نتايج مثبت آن تضمين ايجاد كرد؟
حاصل مذاكرات مقامات امريكايي و صهيونيستي اين شد كه جان كري اعلام كرد، عدم توافق از توافق بد بهتر است و نتانياهو امروز نه تنها به اين راهبرد نيز بسنده نميكند، بلكه براي توافق بد هم توليد ادبيات كرده و توافق محدود را نيز براي خود زيانآور ميداند. آنچه براي صهيونيستها مهم است و مقامات امريكايي را نيز قانع كردهاند، اين است كه هيچ توافق كلي يا جزئي در مذاكرات حاصل نشود ولي اگر ايران تسليم خواستههاي بيمنطق و غيرقانوني نامحدود آنها شد، آن را توافق خوب ميدانند!
پس اين مذاكرات نيازمند موازنهسازي است و موازنهسازي نيازمند منطق و ابزار كارآمد ميباشد. با اينكه جنجالهاي تبليغاتي در مورد توليد نفت از شن مدتي همه افكار عمومي را به خود جلب كرد ولي امريكا و غرب و اقتدار جهاني آنها نميتواند از ثروت نفتي و گازي خاورميانه چشمپوشي كند. اين مسئله آنچنان ارزشمند است كه رسوايي حمايت از ديكتاتورها و تروريستها در كشورهاي جهان و خاورميانه و به ويژه در عربستان را به جان ميخرند ولي حاضر نيستند از ثروتهاي نفتي بگذرند. امريكا اكنون در خاورميانه در بدترين شرايط خود در دهههاي پس از جنگ جهاني دوم قرار دارد و شكست در سوريه كه صداي آن را در آينده نزديك همگان ميشنوند و پيروزي ايران در اين فتنه و فريبكاري و براندازي كه سوريه را قرباني خود قرار داده بود، معاني و پيامدهاي زيادي در بر دارد.
مذاكرهكننده ايراني بايد با همان منطق قدرت كه امريكاييها با آن آشنا هستند، سخن گفته و آينده شكست خورده امريكاييها در خاورميانه را به آنها يادآوري كند. گزينههاي روي ميز ما اين است كه اصرار بر منطق قلدري و باجخواهي در مذاكرات هستهاي، يعني اينكه ما نيز عظمت چپاولگرانه شما را به زير خواهيم كشيد و به خاك خواهيم ماليد.
نظامهاي فاسد همپيمان شما در منطقه و رژيم صهيونيستي در دستور كار فعال خواهند بود و همانگونه كه شما از عراق و افغانسان با سرافكندگي خارج شديد يا خواهيد شد و در سوريه ناچار به پذيرش شكست شدهايد، براي بقيه حوزههاي نفوذ نيز زمان زيادي نخواهيد داشت، چرا كه از اين پس بحرانهاي مصنوعي، سرنوشت منطقه را تعيين نخواهند كرد بلكه سونامي و فروپاشي در نظامهاي وابسته به امريكا، منتظر شما نخواهد بود. يعني همانگونه كه امروز با حسرت به ثروتهاي از دست رفته نفتي و گازي در سوريه نگاه ميكنيد، در آينده نزديك بايد حسرت كل منطقه را داشته باشيد و خاورميانه بدون امريكا و رژيم صهيونيستي در دسترس ميباشد.
شما رسماً اعلام كردهايدكه قصد برداشتن تحريم را نداريد و هرگونه كاهش تحريم را نيز بازگشتپذير خواهيد كرد، ما نيز از حقوق مسلم خود كوتاه نميآييم، پس تضمين نتايج مذاكرات از طريق موازنه قدرت در مذاكره و رويكرد به داخل و ظرفيتهاي فراوان جهاني و داخلي خواهد بود. يعني مذاكره با امريكا و غرب به اميد توافق و رسيدن به راهحل منطقي نيست، بلكه براي ميكروبزدايي و اقناع جامعه جهاني و افكار عمومي جهاني است.