روزبه گرانمايه | بيماري يكي از اعضاي خانواده ميتواند سختترين لحظات يك خانواده را رقم بزند. داشتن بيمار براي نزديكان موضوعي تلخ و دردآور است. اعضاي خانواده هم بايد جدال سخت عزيزشان با بيماري را شاهد باشند و هم بايد كارهاي دشوار مريضداري را انجام دهند. حال به تازگي خانوادهها بايد با مشكل ديگري در اين ميان دست و پنجه نرم كنند. مشكلي كه ميتواند روزهاي سخت و تلخ يك خانواده را تلختر و سختتر كند. معضل نبود و كمبود دارو در داروخانهها يكي از مشكلات اساسي كساني است كه در خانهشان از بيماري نگهداري ميكنند. بسياري از بيماران به دليل شرايط خاص و ويژهاي كه دارند مجبورند در خانه توسط نزديكانشان پرستاري شوند و سود و فايده چنداني براي بردن آنها به بيمارستان وجود ندارد. برخي ديگر از كساني كه با بيماري دست به گريبانند فضاي گرم و صميمي خانواده كه اعضاي آن دورهم هستند را به فضاي سرد، خشك و بيروح بيمارستان ترجيح ميدهند.
شايد كساني كه از بيماري در خانه خود مراقبت ميكنند خيلي بهتر ميتوانند مشكل كمبود دارو را لمس كنند. دارويي كه حيات عزيزش به آن بستگي دارد و اگر آن دارو به موقع به شخص بيمار داده نشود باعث مرگ شخص شود. در چنين لحظاتي هر كس تمام سعي و تلاشش را ميكند تا به هر طريقي آن دارو را پيدا كند.
وقتي مشكلي بر انسان حادث ميشود تازه آن زمان است كه ميفهميم عمق فاجعه چقدر دردناك است. طعم تلخ مشكلي را تا زماني كه نچشيم متوجه نميشويم كساني كه دم از مصائب مشكلي ميزنند چه ميكشند. تجربه خودم از روزهايي كه در خانه از مادربزرگم مراقبت ميكرديم باعث شد به خوبي سختي و مشكلات پيدا كردن دارو را بفهمم.
ما در روزهاي ماه رمضان براي پيدا كردن چند سرم خوراكي و دارويي مجبور بوديم داروخانههاي شهر را بگرديم تا بتوانيم داروهاي مورد نياز را پيدا كنيم. جواب «نداريم» داروخانهداران باعث شد تا براي تهيه سرمها سر از داروخانه 13 آبان در خيابان كريمخان دربياوريم. چهار ساعت معطلي براي گرفتن چند سرم زمان كمي نيست ولي همين كه توانسته بوديم سرمها را تهيه كنيم بسيار خوشحال بوديم و به زمان طولاني كه صرف شده بود فكر نميكرديم. چهار ساعتي كه در روزهاي ديگر باز هم تكرار شد.
داروهاي مادربزرگ را تهيه ميكرديم اما دست تقدير و سرنوشت اين بود كه او از ميان ما برود. بعد از فوت مادربزرگ داروهاي او را كه هم كمياب بود و هم گران به داروخانه 13 آبان بردم تا در اين هياهوي كمبود دارو به دست بيماران نيازمند برسد. قرار نبود براي پس دادن داروها از داروخانه وجهي بگيرم و فقط به قصد انجام كاري خيرخواهانه آنها را به آنجا بردم. اولين بار كه به داروخانه رفتم گفتند مسئولي كه متصدي اين كار است حضور ندارد و فردا دوباره بياييد.
با توجه به مسافت زياد داروخانه و طرح ترافيكي كه در خيابان كريمخان وجود دارد رفتوآمد با وسيله نقليه شخصي كمي سخت است. فرداي آن روز دوباره كارتن سرم و داروها را در دست گرفتم و وارد داروخانه شدم. هنگامي كه جلوي پيشخوان قرار گرفتم و موضوع را مطرح كردم با جوابي عجيب از جانب كارمند داروخانه مواجه شدم. آن شخص در ابتدا گفت كه بايد مثل ديگران در صف بايستي تا نوبتت شود و زماني كه به او توضيح دادم من كه خواستار دارو نيستم و نميخواهم چيزي از شما بگيرم با جواب تند او مواجه شدم كه با لحني طلبكارانه ميگفت «بفرما بيرون، خوش آمدي.»
بعد از خارج شدن از داروخانه با پيگيريهايي كه انجام دادم توانستم با يكي از پرسنل داخلي داروخانه 13 آبان ارتباط برقرار كنم و مشكلم را برايش بگويم. او هم در جواب توضيح داد كه در سيستم توزيع داروخانههاي كشور چيزي به نام قبول كردن دارو از طرف مشتريان وجود ندارد. او توضيح ميداد كه سيستم توزيع داروخانههاي كشور تا به حال فكري به حال جمعآوري داروهاي انبار شده در خانه مردم نكرده است. توضيحات او مرا قانع كرد كه اميدي به دادن دارو به داروخانه 13 آبان نداشته باشم. بعد از آن يك داروخانه خيريه را پيدا كردم كه كارش توزيع رايگان دارو بين نيازمندان بود. آنها هم توضيح دادند كه به دليل مشكلات دارويي در كشور و احتمال گذشتن تاريخ انقضاي داروها از گرفتن داروهاي گران و كمياب اجتناب ميكنند.
حالا سرمها در كنج خانه بدون استفاده افتادهاند و خاك ميخورند. برايم خيلي جالب بود كه حتي وقتي نيت انجام كار خيري را داري جايي حمايتت نميكند و چيزي هم بدهكار ميشوي.