در همه كشورهاي دنيا رسانه ملي يا به زبان عاميانه راديو و تلويزيون به جهت در برگيري و گستره فراوان، جزو كارآمدترين ابزار به منظور القا و آموزش مفاهيم و مباني هماهنگ با سياستها و برنامههاي دولتها محسوب ميشود. از سوي ديگر داشتن مخاطب بالا از عموم مردم جامعه، از هر قشر و طبقهاي و با هر نوع فرهنگ و آداب و رسومي، باعث شده تا دستاندركاران و مسئولان رده بالاي كشورها از اين جعبه جادويي در رسيدن به اهداف مختلف نهايت استفاده را ببرند.
در يك تحقيق علمي در انگلستان مشخص شد كه هر انگليسي قريب به شش سال از عمرش را جلوي تلويزيون ميگذراند! بنابراين دولتها سعي ميكنند با استفاده از اين ابزار قوي، اهداف، سياستها و ساير منافع ملي خود را در سراسر كشورشان محقق كنند.
صدا و سيما در ايران
كشور ما، كشوري اسلامي است كه تمامي شالودههاي آن، بر پايه اصول اسلامي و انساني بنيان نهاده شده است. بنابراين، بايد متوليان بخشها و نهادهاي مختلف كشور، بر اساس اصول و مباني تفكر اسلامي و مذهبي برنامهريزي كنند. صدا و سيما هم به عنوان يكي از اركان اساسي اين نظام، بايد در مسير آگاهي بخشي، ارشاد و اصلاح افراد، پاسداري از استقلال، آزادي و تماميت ارضي كشور، حفظ ارزشهاي اسلامي و تلاش در ريشهكن ساختن زمينههاي فساد و تباهي، در راه مصلحت ملت و آرمانهاي كشور حركت كند. صدا و سيما بايد چنان حساب شده و دقيق عمل كند كه نه تنها هيچ شبههاي در بين مردم جامعه به وجود نياورد، كه جامعه را يكدست و همگام با هم به سوي اهداف عالي انساني و اسلامي به پيش ببرد.
با توجه به اينكه برنامههاي صدا و سيما در كشور ما عاري از هرگونه آلودگي رايج در رسانههاي غربي است خانوادهها با آسودگي خاطر از اين ابزار استفاده ميكنند و نيازي به كنترل و فيلترگذاري برنامههاي آن به منظور منع تماشا توسط فرزندان خود نميبينند.
بنابراين تلويزيون جايگاه خاصي در بين مردم دارد و كمتر كسي پيدا ميشود كه در طول روز از اين رسانه همگاني و ايمن استفاده نكند. در همين راستا صدا و سيما نيز سعي دارد با پخش برنامههاي مختلف فرهنگي، سرگرمكننده، ورزشي و... زمينههاي رشد و پرورش جوانان و سرگرم كردن ساير اقشار جامعه را در يك بستر فرهنگي و مذهبي مناسب فراهم كند و با توجه به اينكه در يك كشور اسلامي زندگي ميكنيم، حق نيز همين است. راهاندازي شبكههاي مختلف و تحت پوشش قرار دادن اكثر نقاط كشور توسط ماهوارهها و دكلهاي تلويزيوني و پخش برنامههاي برون مرزي نيز در همين راستا صورت گرفته است.
صدا و سيما در آينه كلام رهبري
با عنايت به اهميت چند بعدي صدا و سيما در حفظ ارزشها و تقويت زير ساختهاي فرهنگي، مذهبي و ملي، مقام معظم رهبري توجه ويژهاي به صدا و سيما دارند و طي بازديدهايي كه از اين نهاد دارند، تذكرات و رهنمودهاي لازم را ارائه ميكنند. بخشي از فرمايشات ايشان در خصوص صدا و سيما به شرح ذيل است:
ما بايد روز به روز شاهد نوآوري، ابتكار، خلاقيت و ارائه كارهاي خوب و برجسته در صدا و سيما باشيم و كارگزاران اين سازمان، براي جبران مظلوميت صداي حق انقلاب و مقابله با فرياد باطل دشمن برنامهريزي كنند.
صدا و سيما به عنوان يك دستگاه تأثيرگذار بر رفتار، انديشههاي سياسي، عقايد مذهبي و فرهنگ عمومي مردم، بايد هدايتگر جامعه در جهت خير و صلاح باشد. از علما و صاحبنظران و هنرمندان و ديگر قشرهايي كه به نحوي ميتوانند در رسانيدن اين سازمان مهم به جايگاه شايسته خود مؤثر باشند، انتظار دارم كه با مديريت آن همكاري كنند.
به طور كلي صدا و سيما مدرسهاي گسترده براي طرح حقايق اسلام ناب محمدي - صلياللهعليه و آله - و معارف اهل بيت(ع)به گونهاي اصيل و صحيح گردد.
رسانه ملي و آموزش و پرورش
اما نقش صدا و سيما در توسعه علم و دانش چيست يا به عبارتي ميزان تعامل صدا و سيما با آموزش و پرورش چقدر است؟ صدا و سيما چقدر به مقوله آموزش، پرورش، تربيت نسل جوان و ساير مسائل آموزشي در مدارس اهميت ميدهد؟ در سال چند برنامه مختص مسائل آموزشي توليد ميشود؟ و در يك كلام آيا دغدغههاي متوليان آموزش و پرورش در صدا و سيما انعكاس پيدا ميكند؟ جايگاه آموزش و پرورش در فيلمهايي كه توسط صدا و سيما توليد ميشوند، كجاست؟
در عصر حاضر كه كشورهاي غربي و سلطهجو، تمام تلاش خود را در جهت متوقف ساختن جريان پيشرفت همه جانبه و توليد علم و ثروت در كشورهاي در حال توسعه، متمركز كردهاند، اهميت آموزش به جوانان و تربيت نسلي آگاه و هوشمند در مواجهه با توطئههاي سازمان يافته اين كشورها و ايادي آنان بر هيچكس پوشيده نيست. در اين وادي ساده انگارانه است اگر بينديشيم فقط آموزش و پرورش و دانشگاهها متولي تربيت و آموزش نسل جوان هستند و هيچ مسئوليتي متوجه ساير دستگاهها و نهادها نيست. هر چند متولي و مجري اصلي اين فرآيند و مسئول شكل دادن و نهادينه كردن ارزشهاي اخلاقي و علمي وزارت آموزش و پرورش و آموزش در سطوح بالا تر وزارت علوم ميباشند؛ ولي ذكر اين نكته نيز ضروري است كه با توجه به هجمههاي تبليغاتي دشمن و حمله از تمامي جبهههاي موجود و در دسترس، نظير گسترش شبكههاي مبتذل ماهوارهاي و اينترنتي، راه اندازي شبكههاي اجتماعي و القاي مفاهيم مبتذل و مخرب، دينستيزي يا به عبارتي اسلام ستيزي از طرق مختلف، اشاعه فرقههاي نوپديد نظير شيطانپرستي و. . . مقابله با اين حجم وسيع از ناهنجاريها، توسط آموزش و پرورش محال است و ديگر نهادها نيز بايد در اين امر آستين بالا بزنند. در واقع صدا و سيما ميتواند به عنوان يك مدرسه بزرگ عمل كند و برخلاف ديد سادهانگارانه عدهاي كه تلويزيون را يك سرگرمي محض ميدانند، تلويزيون بايد اهداف تربيتي را نيز دنبال كند. تلويزيون نه تنها يك وسيله آموزشي است؛ بلكه هماهنگكننده و همسوكننده آموختههاي جامعه است و نقش مهمي در روند آگاهي بخشي دارد و انتظار ميرود برنامهسازان و مسئولان آن به دليل حساسيت موضوع، از نقش معلم در برنامههاي نمايشي و مجموعههاي تلويزيوني بهره بگيرند.
اما متأسفانه در سالهاي اخير تعامل صدا و سيما با آموزش و پرورش همسو و هماهنگ نبوده است. صدا و سيما ميتواند با ساخت برنامهها و فيلمهاي سازنده و آموزنده به عنوان يك نيروي كمكي و محرك، بخشي از بار رواني دشمن را در تخريب شخصيت جوانان و انحراف آنان از مسير سودمند علمآموزي و كسب معارف بكاهد و با ارائه الگوهاي صحيح و ساخت برنامههاي هدفمند، به پيشبرد اهداف مقدس نظام آموزش و پرورش كمك كند.
اخيراً شاهد هستيم كه سهم برنامههاي آشپزي در صدا و سيما چندين برابر برنامههاي آموزشي است و برنامههاي آموزشي صدا و سيما نيز عمدتاً هدفدار بوده و رنگ و بوي تجاري دارند و در اصطلاح اقتصادمحور هستند. به عنوان مثال برنامه گزينه دو كه بيشتر محلي براي تبليغ آزمونهاي اين برنامه ميباشد. ساير برنامهها هم بيشتر حول محور كنكور است و به هيچ عنوان به زير ساختها و موانع موجود بر سر راه آموزش و پرورش پرداخته نميشود. تبليغات تلويزيوني نيز شامل بزرگنمايي و گاهي مطالب غير واقع در خصوص قبولشدگان كنكور است و دست اندركاران مؤسسات آموزشي با تطميع نفرات برتر كنكور، آنها را مجبور به اذعان به استفاده از منابع و امكانات آموزشي مؤسسه خود ميكنند؛ كه جاي تاسف است. در حالي كه تبليغات مطالب مربوط به پزشكي بايد با مجوز وزارت بهداشت صورت گيرد، در مورد تأييد تبليغات مربوط به مطالب و مسائل آموزشي نيز ظاهراً، وزارت آموزش و پرورش هيچ نقشي ندارد.
اين نوع نگاه به آموزش و پرورش به نوعي تنها گذاشتن آموزش و پرورش در اين جبهه ملي و فرهنگي است و قطع به يقين با توجه به مشكلات فراروي آموزش و پرورش جنگيدن در چندين جبهه، به نوعي باعث كمرنگ شدن نمود فعاليتهاي انجام شده در سالهاي متمادي ميشود. در واقع صدا و سيما بايد مكمل و كلاس فوق العاده برنامههاي آموزشي و پرورشي باشد در حالي كه برعكس، بين برنامههاي بنيادي متوليان آموزش و پرورش و اهداف گردانندگان صدا و سيما هيچ هارموني و هماهنگي يافت نميشود.
در يك نگاه سهم آموزش و پرورش را از صدا و سيما ميتوان اعلام آغاز و پايان سال تحصيلي، اعلام تعطيلي مدارس به دليل آب گرفتگي و نزولات جوي، زنگهاي مختلف نظير زنگ مسواك، زنگ حجاب، زنگ امداد و نجات و... اعلام افزايش حقوق و آغاز نقل و انتقال فرهنگيان، اعلام زمان تهيه كتب درسي، تغيير نظام آموزشي و اخباري از اين دست دانست كه به هيچ عنوان تناسبي بين اهداف آموزش و پرورش و استفاده بهينه از پتانسيل رسانه ملي ديده نميشود.
در مقاطعي هم كه يكي از مسئولان صدا و سيما به رسانه ملي دعوت ميشوند به جهت حجم بالاي فعاليتهاي انجام شده كه قطع به يقين كاستيهايي هم وجود دارد و در برگيري كل خانوادهها با اين نهاد، مسئول مربوطه به جاي تشريح سياستها و برنامهريزيهاي انجام شده، بايد پاسخگوي نابسامانيها و معضلات معيشتي فرهنگيان و دردسرهاي ثبتنام و اخذ وجه هنگام ثبتنام و ساير مشكلات روزمرهاي باشد كه هر وزيري با آنها بايد دست و پنجه نرم ميكند و هيچگاه شاهد يك بحث تخصصي بين مجري و مسئولان آموزش و پرورش نبودهايم.
انتظارات از صدا و سيما
شايسته است مسئولان محترم رسانه ملي با هماهنگي و برنامهريزي صحيح و توليد برنامههاي آموزشي مناسب، آموزش و پرورش را به جايگاه واقعي خود برسانند. شايد اگر به اندازه يك دهم برنامههاي ورزشي يا سرگرمي به آموزش و پرورش پرداخته و نيازهاي واقعي آموزش و پرورش از طريق صدا و سيما مطرح ميشد، جايگاه فعلي آموزش و پرورش اين چنين نبود. شايد اگر با توليد برنامههاي مختلف اهداف مدارس غير انتفاعي و مختصات آنها در رسانه ملي تشريح ميشد، امروز شاهد تعطيلي سريالي اين مدارس نبوديم.
شايد اگر موفق ميشديم به جاي ساخت سريالهايي كه در آن خانواده توان ارشاد فرزند خود را ندارد، ميزان اعتماد پذيري دانشآموزان نسبت به معلمان را در فيلم و سريالها به تصوير ميكشيديم، امروز جامعهاي پوياتر و سالمتر داشتيم.
شايد اگر همانطور كه به آقاي دايي در يك برنامه زنده فرصت داديم تا ساعت 3 صبح راجع به طلب شخصياش از فدراسيون فوتبال صحبت كند؛ به وزير آموزش و پرورش فرصت ميداديم تا از طرحهاي مختلف آموزشي ( البته نه همه طرحها) دفاع كند، اينقدر هجمه و جبههگيري راجع به اين طرحها صورت نميگرفت.
اميد است مسئولان صدا و سيما با بهرهگيري از منويات مقام معظم رهبري در خصوص اهميت جايگاه آموزش و پرورش، ذهنيت جامعه را نسبت به علم آموزي و واقعيتهاي پيش رو تغيير داده و با هماهنگي و ايجاد كارگروههاي مشترك با اعضاي وزارت تلاشي مضاعف در اعتلاي فرهنگ داشته باشند و با آگاهي بخشي، دانشافزايي، تقويت آموزههاي فرهنگي و تربيتي، پررنگتر نشان دادن نقش مدرسه و فرهنگيان در ترسيم آينده جوانان، فردايي روشن براي نسل جوان و آيندهساز، طراحي كنند.