بيترديد ساليان اخير يراي جامعه ديني و مذهبي شهر تهران خسارتبار و ناميمون بوده است. در اين مدت عالماني عامل و مربياني بزرگ از ميان مردم تهران رخت بربستند كه بزرگاني چون آيتالله حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني، آيتالله حاج شيخ مجتبيتهراني و آيتالله حاج شيخ عزيزالله خوشوقت در زمره ايشانند. در اين ميان اما سهم آيتالله مجتهدي تهراني با تلاشي بيش از نيم قرن درجهت تربيت عالمان نامآور و فضلاي سختكوش و نيز پراكندن بذر اخلاق و معنويت ميان مردمان تهران و بلكه سراسر ايران، بسي بيشتر و شاخصتر است. آن بزرگ يادگار سلف صالح عالمان اخلاق و خدمتگزاران بيدريغ و منت جامعه بود كه بازگشت به منش اولياي دين و نيز نمادهاي پيشين اخلاق و فضيلت را شرط تهذيب جامعه ميدانست. او بر اين باور بود كه تا زماني كه خداگرايي و خلوص نيت بر رفتار وكردار انسان سايهافكن نگردد و تمامي حركات و سكنات وي از آن منشأ نگيرد، همچنان در چنبره تيرهبختي و ناتواني خواهد ماند و هيچ چيز جز بازگشت به ياد خدا و انجام هر آنچه در زندگي جاري است به نيت تقرب وي، گره از كار انسان گرفتارِ امروز نخواهد گشود.
بينياز از تذكار است كه چنين سخني ميتواند بر زبان هر واعظ و مداحي جاري گردد اما چرا تنها اين بيان و دعوت چهرههايي چون مجتهدي است كه بر ذهن مردم به ويژه جوانان نقشي ماندگار ميآفريند؟ گوهر وجود او از چه جنسي است كه از محضرش صدها و هزاران شاگرد مخلص و تربيت شده برميخيزند و در خدمت تعالي اخلاقي و ديني جامعه قرار ميگيرند؟ به نظر ميرسد كه پاسخ چندان دشوار نيست؛ او عالم عامل و واعظ متعظ بود و از اين رو هر آنچه از دل سويداي جان ميگفت، لاجرم بر دل مينشست. خداي عالم در سخن عالم عامل نور و تأثيري نهاده است كه آثار عمل اورا جاودانه ميسازد و رمز توفيق آيتالله مجتهدي و اقران و همگان بزرگوارش نيز همين بود. او در جواني و با تمام خلوص دل و جان به تربيت بزرگاني چون مرحوم حاج شيخ علياكبر برهان، مرحوم حاج آقا حسين فاطمي، آيتاللهالعظمي بروجردي، امام خميني و حاج شيخ محمدحسين زاهد سپرده بود و عصاره پيامهاي اخلاقي اين اساتيد بزرگ را در لفافي از خلوص و عمل ميپيچيد و به طالبان فضيلت هديه ميكرد. از اين رو بود كه اين اكسير مؤثر در جان بسياري از جوانان طالب حق مؤثر ميافتاد و مس وجود ايشان را به طلا مبدل ميساخت. حوزه علميه «حاج ملامحمد جعفر تهراني» كه از سر تواضع آيتالله مجتهدي، تازمان حيات آن بزرگوار بدين نام خوانده ميشد، به دليل همين فضايل مؤسس آوازه و بركات فراواني يافت. رهبر معظم انقلاب حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي در ديداري كه در زمان حيات مرحوم استاد با طلاب مدرسه داشتند در اين باره فرمودند: «از سالها پيش خيلى مايل بودم كه يك وقت به مدرسه شما و اين حوزه گرمى كه در تهران برخلاف معمول بحمدالله با همت بلندى به وجود آمده، خودم بيايم و از نزديك آنجا را ببينم اما امروز بحمدالله اين توفيق را پيدا كرديم كه شما به اينجا تشريف بياوريد و از نزديك زيارتتان كنيم. خيلى قبل از آنكه خدمت جناب آقاى مجتهدى برسم و ايشان را از نزديك زيارت كنم، مدرسه ايشان را پيش از انقلاب مى شناختم و نام و آوازه اين مدرسه را شنيده بودم. ايشان همت كردند و در تهران يك حوزه علميه واقعى و جدى تشكيل دادند، اين چيز خيلى كمياب و كمنظيرى بوده است. عشق و علاقه ايشان به اين كار و تلاش مخلصانهاى كه انجام دادند، كمك الهى را جلب كرد و ايشان توانستند اين كار را انجام دهند. اين مدرسه بحمدالله بركاتى هم داشته است.»
شايد يكي از بهترين توصيفات از حيات و منش آن معلم اخلاق پيامي است كه از سوي رهبري پس از ارتحال آن فرزانه راحل صادر گشت:
«ارتحال عالم رباني و معلم اخلاق مرحوم حجهالاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ احمد مجتهديتهراني «رحمهالله عليه» را به علماي اعلام و روحانيت معظم تهران و به شاگردان و تربيت شدگان و ارادتمندان اين شخصيت روحاني با ارزش و خدمتگزار و به خصوص به خانواده محترم و بازماندگان ايشان تسليت ميگويم. عمر با بركت اين عالم عامل، منشأ خدمات ديني ارزندهاي بود كه برجستهترين آن تأسيس و اداره شايسته مدرسهاي است كه در طول دهها سال، محل پرورش علما و فضلاي فراوان بوده و هماكنون تعدادي از تربيتشدگان در آن، در شمار فضلاي برجسته و عالمان و مجتهدان بزرگوارند. علم و تقوا و تلاش متعهدانه در تربيت طلاب علوم ديني سه عنصر شاخص در شخصيت اين روحاني عاليقدر بود و بركات فراواني را براي حوزههاي علميه به بار آورد. حق عظيم ايشان بر حوزه علميه تهران فراموشنشدني است.»
يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.