صداي سكوهاي خالي در گوش فوتبال ميپيچد! سكوهايي كه لخت و عور بودنشان چشم را ميزند. آنقدر كه بعد از هر بازي دستهايمان را مقابل صورت ميگيريم و شروع ميكنيم به دو دو تا چهار تا كردن و شمارش تعداد تماشاگران بازي. بعد ميرويم سراغ جدول و بانگاهي غضبآلود، سرتاپاي جدول را سير ميكنيم. برانداز كردن جدول اما اخمهايمان را بيشتر در هم ميكشد، چراكه ميبينيم ديگر بين تيمهاي بالا و پايين جدول فرقي ندارد. حالا براي مدعيان قهرماني همان اندازه تماشاگر ميرود كه براي تيمهاي پايين جدول كه هميشه در حسرت پر شدن سكوها هستند. هميشه سكوهاي خالي ميشود چماقي بر سر فوتبال كه آنقدر از لحاظ فني افت كرده كه ريزش تماشاگرانش شده مثل برگريزان پاييزي كه ناگهاني ميآيد و بعد از مدتي كوتاه چيزي بر شاخههاي خالي از برگ درختان نمانده و همه را يك باد سرد با خود برده!
تماشاگران اصليترين سرمايههاي فوتبال هستند؛ سرمايههايي كه فريادهاي هيجانانگيزشان بر شور و حال بازيهاي 90 دقيقهاي فوتبال كه گاه دقايقي بيشتر ميشود، ميافزايد. اما مدتهاست كه آنچه ميبينيم تن لخت و عريان سكوهاي سيماني و گاه صندليهاي پلاستيكي است كه در حسرت ميهمان زير آفتاب رنگ ميبازند. اما همه تقصير خالي بودن سكوها و تو ذوق خوردن سكوت ورزشگاه بر گردن تيمها و كيفيت بازي آنها نيست. كه اگر اينگونه بود، بايد تنها تيمهاي ته جدولي در حسرت پر شدن ورزشگاه بودند و تيمهاي صدرنشين و مدعي بايد ورزشگاههايشان گوش تا گوش پر ميشد از تماشاگراني كه براي تماشاي فوتبال، خود را به سكوهاي ورزشگاه رساندهاند. به ساعت بازيها كه نگاه ميكنيم، اگر خيلي عشق فوتبال باشيم يا به ضرورت كاري نياز باشد كه بازي را نگاه كنيم، بهترين راه تماشاي بازي فرو رفتن در صندلي اداره يا مبل خانه يا لم دادن روي پشتي در گوشه گرم خانه است تا خزيدن روي سكوهاي سرد ورزشگاه كه دقايقي بعد تاريكي هوا هم به سردياش اضافه ميشود! اين نه تقصير ماست و نه تيمها و نه ربطي حتي به كيفيت بازي آنها دارد. مقصر اصلي يك تصميمگيري اشتباه است كه حالا ما و فوتبال داريم تاوان آن را پس ميدهيم. يك تصميم اشتباه در حساب و كتاب كردن ساعت بازي! ساعت برگزاري بازيها در تابستان به بهانه گرما آنقدر ديرهنگام است كه اگر يك پاي ثابت بازيهاي فوتبال هم باشي بايد رنج بازگشت دير هنگام به خانه يا در ساعات پاياني شب و گاهي هم نيمههاي شب و دم دمهاي سحر را به جان بخري. البته بهانههاي خوبي هم جور است. گرماي هوا و مسائلي از اين دست كه وقتي كنار هم قرار ميگيرد، ساعت بازيها را تا 9 يا 10 شب ميكشاند. با اين تدبير بيش از نيمي از تماشاگران كه قشر نوجوان و جوان هستند كاهش پيدا ميكنند، چراكه خانوادهها نميتوانند اجازه دهند فرزندانشان تا پاسي از شب بيرون از خانه باشند. آن هم با نگرانيهاي راه بازگشت. با شروع فصل سرما ديگر بهانهاي به نام گرما وجود ندارد و در حالي كه با گذر زمان بر سردي و تاريكي هوا افزوده ميشود، انتظار ميرود ساعت بازيها به چند ساعت گذشته از ظهر تغيير پيدا كند. اما اصرار مسئولان به انتخاب ساعتهاي نامناسب، شرايطي را براي تماشاگران ايجاد ميكند كه قيد تماشاي از نزديك فوتبال را زده و در گرماي خانه بازيها را نگاه كنند و همين باعث ميشود كه سكوها روز به روز خاليتر شده و صداي سكوتشان آزار دهندهتر شود و بعد از بازيها، خصوصاً بازيهاي حساس، شاكي ميشويم كه حتي تيمهاي مدعي و نامدار هم نميتوانند تماشاگران زيادي را به ورزشگاه بكشانند و سكوها هنوز خالي است. حال آنكه سكوهاي خالي تاوان اشتباه مسئولان برگزار كننده بازيهاست نه افت كيفي تيمها. اشتباهي كه گويا قرار نيست كسي براي اصلاح آن اقدام كند و همچنان ادامه دارد!