کد خبر: 618812
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۶
كورش رضوي
عموماً هم سياستمداران و هم مردم عادي ايراداتي ذهني دارند. از جمله فراموشكاري، آن هم بر اساس وعده و وعيدهايي كه هنگام مناسباتي چون انتخابات داده مي‌شود. هر چند برخي مي‌گويند مردم داراي حافظه تاريخي هستند و برخي مي‌گويند نه. اما گويا سياستمداران فراموشكارند و اميد دارند كه مردم نيز فراموش كنند. واقعيت اين است كه دنياي امروز را مي‌توان عصر شناخت ايراد‌هاي ذهني دانست، چراكه با پيشرفت ارتباطات و تكنولوژي هيچ چيزي پوشيده نمي‌ماند و همه چيز بارها و بارها مورد دستيابي و بازيابي قرار مي‌گيرد (مگر آنكه سياستمداران يا مردم چيزي را در دل خود گفته باشند). سؤال اينجاست گه چگونه دولت‌ها جلوي ايرادات ذهني شهروندان را خواهند گرفت به گونه‌اي كه هويت شهروندي آنان مخدوش نشود و حركتي رو به جلو داشته و ذينفع از وضعيت موجود باشند و بالعكس؟
جامعه‌شناسان پذيرفته‌اند كه انسان از نظر رواني تنبل است. وقتي از شما بپرسند هفته آينده چه فيلمي مي‌خواهيد تماشا كنيد، نام يك فيلم اسكار گرفته و ستوده شده توسط كارشناسان و منتقدين و مردم را بر زبان مي‌آوريد كه در روزنامه‌ها بر سرش جنجال مي‌شود ولي اگر بپرسند امشب چه فيلمي مي‌بينيد، حتماً يك فيلم سوپرماركتي گيشه‌اي و دم دستي را خواهيد ديد. علاوه بر اين ما همچنين حريص هستيم، فقط كافي است بالاي قوطي روغن مايع يا بسته كره بنويسند «به هر نفر شش تا بيشتر فروخته نمي‌شود» تا خود به خود فروش بالا برود و براي خريد بيشتر با فروشنده چانه بزنيم يا افراد ديگري از خانواده را براي خريد بيشتر با خود همراه ببريم. موارد ديگري نيز هست به عنوان مثال عمده ما (غير از عده‌اي محاسبه‌گر) نمي‌توانيم سود آينده‌مان را حساب كرده و بيشتر به لذت و سود آني چشم بسته‌ايم يا وقتي از ما خواسته مي‌شود به جاي فرد ديگري غير از خودمان فكر بكنيم، تصميمات اشتباه كمتري مي‌گيريم.
با شناخته شدن اين مجموعه خطاهاي شناختي Bias (باياس كه ازآن تحت عنوان سوگرايي هم نام برده مي‌شود، به هرنوع خطاي سيستماتيك در Design يا Methods يا Analysis گفته مي‌شود. نتيجه باياس اين است كه فرد به نتيجه نادرستي از ارتباط بين متغيرهاي مستقل و وابسته مي‌رسد و باعث انحراف او از حقيقت مي‌شود.) بسياري به اين فكر افتاده‌اند كه شايد كمك كردن به افراد جامعه براي در دام اين اشتباهات نيفتادن ايده بدي نباشد. بايد بدانيم كه ما در عصر «پدر سالاري آزادمنشانه» ‌هستيم كه دولت ديگر به شما نمي‌گويد چه كاري بايد بكنيد ولي اوضاع را به نرمي طوري تغيير مي‌دهد كه كاري كه در درازمدت به نفع‌تان هست انجام بدهيد.
به نمونه‌هاي زيادي از رفتارهاي سنجيده دولت‌ها مي‌توان اشاره داشت: دولت‌ها مي‌توانند در طراحي فرم‌ها، طوري عمل كنند كه به شكل خودكار ما اجازه پيوند اعضايمان را بدهيم يا اينكه در بيمه همگاني شركت كنيم. اين كار باعث مي‌شود كه افراد بيشتري براي اين اعمال مفيد شركت كنند. دولت‌ها مي‌توانند در سازندگان تهويه هوا بخواهند يك لامپ هشدار بگذارند كه نشان بدهد فيلتر لازم است عوض بشود، چون ما آنقدر تنبل هستيم كه اگر به خودمان باشد آن را عوض نمي‌كنيم و بهينه‌سازي مصرف انرژي از بين مي‌رود. دولت مي‌تواند شركت‌ها و بنگاه‌هايي كه با سوء‌استفاده از اين خطاهاي شناختي ما، ‌ما را به قرض مي‌اندازند به شدت جريمه كند. دولت مي‌تواند ما را از خوردن نوشابه‌هاي قندي بزرگ منصرف كند و به اين ليست شرحي از اقلام ديگر كه در زندگي روزمره مردم در ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي اثرگذار است آرام آرام افزوده مي‌شود.
اما پرسش اساسي اين است كه در ايران آيا ما مي‌خواهيم دولت چنين كاري كند؟‌ اگر اين پرسش را از عموم مردم بپرسيد اكثراً خواهند گفت نه. آنها اجبار را ولو بطور خود خواسته با زدن يك تيك در پرسشنامه‌اي برنمي‌تابند، چراكه خود سياستگذاران هم از خطاي شناختي مصون نيستند به زودي اين شكل از كنترل خوش خيم تبديل به نوعي زورگويي بدخيم مي‌شود كه همه را مجبور مي‌كند آنچه دولتمردان مي‌خواهند انجام بدهيم. به علاوه مردم به وضعيت شهروندي و معيشتي خود نزديك‌تر از دولتي هستند كه از دور نظاره مي‌كند و درگير خود و مناسبات دستگاه‌هاي عريض و طويل خود است. پس چاره كار چيست؟ اصلاحات مورد نياز در ساختار جامعه چگونه بايد شكل بگيرد؟ چاره كار آنجا خواهد بود كه مردم مطمئن شوند دولت برگزيده آنان خطاي شناختي و محاسباتي ندارد. اين خطاها ديدني است و نتايج اسفبار و آني آن قابل مشاهده. خطاهاي لغزشي و آماري دولت‌هاي گذشته بر كسي پوشيده نمانده اما آيا اين دولت درس عبرتي از گذشته گرفته است؟ چرا مردم به دولت فعلي با ترديد نگاه مي‌كنند و شاهد تحولي در عرصه اقتصادي و معيشتي نيستند؟ آيا خطاهايي در شناخت و محاسبه در حال وقوع است؟ با هر عزل و نصب و با هر ديدار داخلي و خارجي و قرارداد شماري از طرفداران ريزش كرده يا از تيم دولت مأيوس مي‌شوند و موازنه بين طرفداران و مخالفان دائم در حال تغيير است. دولت با شفافيت، نظارت و اطلاع‌رساني خواهد توانست مردم را مطمئن سازد كه خطايي در حال شكل‌گيري نخواهد بود و هر تصميمي به صلاح جمع خواهد بود. نه با روايت‌هاي متعدد آماري از يك پديده و تلاش براي اثبات اينكه پديده مذكور كار ما نيست!  اينگونه مردم تن به پدرسالاري آزادمنشانه دولت خواهند داد و دولت تن به پدرسالاري اجتماعي مردم. تعاملي دوسويه كه موجب پيشرفت كشور خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار