يك سال و چند ماه پيش بود كه ورزشكاران ايراني در المپيك لندن خوش درخشيدند و با مدالهاي خوشرنگ خود دل مردم ورزش دوست خود را شاد كردند. ولي حالا همه آنها يا در كنج عزلت هستند و به تنهايي تمرين ميكنند يا اصلاً اميدي به ادامه راه قهرماني ندارند.
نتايج اخير تيمملي وزنهبرداري در مسابقات جهاني داغ دل خيلي از قهرمانان را تازه كرد. هنوز خاطرمان هست كه در آوردگاه لندن پولادمردان كشورمان چگونه در اوزان مختلف هنرنمايي ميكردند و مدالهاي رنگارنگ به گردن ميانداختند. اما ديگر خبري از آن تيم قدرتمند نيست؛ البته كوروش باقري و حسين رضازاده همچنان به كار خود ادامه ميدهند اما اختلاف نظر مدالآوران با سرمربي تيمملي آنقدر حاد شد كه كار به جاي باريك كشيد تا آنجا كه بهداد سليمي و ساير وزنهبرداران المپيكي حاضر به ماندن در تيمملي نشدند و علناً درخواست بركناري باقري را مطرح كردند. متأسفانه درگير و دار لج و لجبازي بين مليپوشان و سرمربي هيچكس پا در مياني نكرد و وساطت هيچكس موجب نشد تا دعواي خانوادگي وزنهبرداران ختم به خير شود. از آن بدتر آنكه حسين رضازاده، رئيس فدراسيون نيز نتوانست با مديريتي صحيح آتش اختلافات را خاموش كند.
متأسفانه تيرهروزيهاي المپينها به اينجا ختم نميشود. نيمنگاهي كه به حال و روز كشتي فرنگي بيندازيد به اوضاع نابسامان اين رشته پي ميبريد. انگار نه انگار سال گذشته در لندن فرنگيكاران ايران درخشش قابل توجهي داشتند، از اميد نوروزي و سوريان بگير تا عبدولي كه حقش را خوردند.محمدبنا سرمربي پيشين همين تيم بود و شاگردانش را جوري هدايت كرد كه بزرگان كشتيفرنگي انگشت به دهان ماندند.
و حالا نه خبري از مليپوشان المپيكي اين رشته است و نه محمد بنا. نوروزي و عبدولي كه كلاً در نااميدي به سر ميبرند و سوريان هم كه وارد كردن اتومبيلهاي لوكس را به كشتي ترجيح ميدهد. بنا نيز حاضر نشد با مديريت غيرحرفهاي و پراشتباه خطيب كنار بيايد.
اوضاع دو و ميداني هم تعريف چنداني ندارد. احسان حدادي نابغه پرتاب ديسك آسيا، در اين يك سال گذشته تا توانسته مصاحبه كرده و از بيپولي ناليده. احتمالاً اگر شرايط نايب قهرمان المپيك را براي همارتينگ آلماني، رقيب اصلياش شرح دهيم باورش نشود كه فدراسيون دو و ميداني ايران حاضر نيست هزينههاي مربي خارجي حدادي را بدهد. باور نميكند احسان حدادي بارها از جيب خودش هزينه كرده باشد و در امريكا زير نظر مربياش تمرين كند. باور اينكه وعده و وعيدهاي مسئولان ارشد ورزش ما در خصوص بهترين ورزشكاران كشور هرگز محقق نشود.
به هر حال واقعيت همين است. قدر بهترينهايمان را نميدانيم و آنقدر بيانگيزهشان ميكنيم كه ديگر حاضر نيستند جوانيشان را پاي به اهتزاز در آوردن پرچم كشورشان بگذارند. در اين مدت احسان حدادي چند بار تهديد كرد كه ديگر براي تيمملي ايران مسابقه نميدهد. در نگاه اول همه قيافه حق به جانب ميگيريم و با خودمان ميگوييم: از خدايش هم باشد با نام ايران به ميدان مسابقه بدهد. اما مگر ما چه كرديم براي نابغههاي ورزشمان كه حالا انتظار داريم آنها با بدترين شرايط به افتخار آفريني هايشان ادامه دهند. عملكرد نه چندان خوب تيمملي كشتي فرنگي در مسابقات جهاني و همچنين نتايج ضعيف تيمملي وزنهبرداري زنگ خطري بود براي ورزش ايران. اگر زود بجنبيم و واقعيتها را قبول كنيم با تلاش و ممارست فراوان ميتوانيم دوباره قدم در راه موفقيت بگذاريم. در غير اين صورت بايد منتظر نتايج ضعيفتر از اين نيز باشيم.