شبكه تلويزيوني سي ان ان امريكا به نقل از يك مقام امنيتي اين كشور كه از ذكر نامش خودداري كرده بود، از حمله هوايي رژيم صهيونيستي به انبار موشكهاي «اس اي- ۱۲۵» روسيه واقع در بندر لاذقيه سوريه خبر داده است. هر چند هيچ يك از دو طرف اصلي اين خبر يعني سوريه و رژيم صهيونيستي به طور رسمي آن را تأييد نكردهاند، اما برخي منابع شواهدي هر چند غيرمستقيم در تأييد اين حمله ارائه كردهاند.
از جمله اينكه گفته شده است در جريان تعرض هوايي اخير رژيم صهيونيستي به لبنان شش جنگنده اين رژيم حضور داشتند كه در مقايسه با تعرضات قبلي اين رژيم تا حدودي غيرمعمول بوده است. البته اين شاخص در صورتي ميتواند مورد تأييد قرار گيرد كه زمان تعرض هوايي به لبنان با حمله به انبار تسليحات لاذقيه يكسان باشد، حال آنكه در خصوص زمان حمله به سوريه روايتهاي مختلف مطرح شده، به گونهاي كه برخي آن را بامداد چهارشنبه و برخي ديگر بامداد پنج شنبه اعلام كردهاند.
البته برخي از مسئولان صهيونيستي نيز به گونهاي موضعگيري كردهاند كه امكان درست بودن احتمال حمله را تقويت ميكند. از جمله اينكه سخنگوي وزارت امور خارجه اين رژيم گفته است تلآويو به گزارشهاي منتشر شده در اين زمينه واكنش نشان نميدهد. البته منابع رسمي سوريه نيز گزارشهاي منتشره درباره اين حمله را نه تأييد كردهاند و نه تكذيب و اين نشان ميدهد كه هر دو طرف ظاهراً از رويكرد مشابه در اين زمينه پيروي ميكنند. با اين حال اين مسئله از دو حالت خارج نيست؛ يا اينكه اين حمله صورت گرفته كه در اين صورت بايد ديد چه اهدافي در آن دنبال ميشده است، يا اينكه حمله در كار نبوده، اما منابع امريكايي بنا به اهدافي كه مدنظرشان بوده خبر اين حمله را ساخته و پرداخته كردهاند. در هر حال آنچه در اين ميان مهم است اهدافي است كه در هر دو حالت مدنظر بوده است.
در حالت اول يعني در صورت تحقق يافتن حمله چند هدف قابل بررسي و تامل است؛ اين مسأله بهخصوص از اين جهت اهميت دارد كه بعد از شروع خلعسلاح شيميايي سوريه اين اولين اقدام نظامي تلآويو است. نخست ارتباطي است كه ميان اين حمله و نابودي سلاحهاي شيميايي سوريه وجود دارد. گزارشي كه سازمان منع سلاحهاي شيميايي روز پنج شنبه منتشر كرد حاكي از اين است كه كارشناسان اين سازمان موفق شدهاند بخش بيشتر سلاحهاي شيميايي سوريه را نابود يا مهر و موم كنند. با توجه به همزماني انتشار اين گزارش با حمله اخير رژيم صهيونيستي به انبار موشكهاي روسي در انبار لاذقيه اين نگراني قوت ميگيرد كه مسئله خلع سلاح شيميايي سوريه بيش از پيش رژيم صهيونيستي را به حملات بيشتر به سوريه جريتر كرده است. چراكه از همان ابتدا نيز اين نكته مشخص بود كه خلع سلاح شيميايي سوريه موازنه نظامي را به نفع اين رژيم تغيير خواهد داد.
در اين صورت خلع سلاح شيميايي سوريه در صورتي ميتواند به صلح در منطقه و اين كشور كمك كند كه اولاً لزوم مقابله با سلاحهاي كشتار جمعي در منطقه به رژيم صهيونيستي نيز متمركز شود و تسليحات هستهاي و شيميايي اين رژيم را نيز نشانه بگيرد و دوم اينكه دو طرف اصلي توافق خلع سلاح شيميايي سوريه يعني امريكا و روسيه نيز خلأ ناشي از نابودي سلاحهاي شيميايي سوريه را به گونهاي مديريت كنند كه از سوءاستفاده رژيم صهيونيستي پيشگيري كنند. آنچه اتخاذ تدابير بازدارنده را در اين زمينه ضروري ميسازد اين است كه رژيم صهيونيستي نيز همانند برخي از كشورهاي عربي به خصوص عربستان خود را بازنده جنگ سوريه و پيشرفتهاي مربوط به حل موضوع هستهاي ايران ميداند و لذا انگيزه لازم و كافي را براي برهم زدن امور در اختيار دارد.
از طرف ديگر اگر حملهاي در كار نبوده باشد، در اين صورت اين سؤال پيش خواهد آمد كه انگيزه منابع امريكايي از دامن زدن به شائبه حمله اسرائيل به سوريه چه بوده است. در اين صورت شايد پاسخ قانع كنندهاي كه ميتوان به اين سؤال داد اين است كه امريكا در وضعيت كنوني به دليل رسوايي دور جديد افشاي جاسوسي از كشورها به خصوص رهبران كشورها تحت فشارهاي رواني و سياسي جديد قرار گرفته است و لذا براي رهايي از اين فشارها به خبرسازي در ساير زمينهها نياز دارد. اما در مجموع به نظر ميرسد روايت اولي در خصوص حمله به سوريه درستتر باشد كه در اين صورت بايد منتظر عمليات تلافيجويانه سوريه بود و اگرچه تاكنون دولت و ارتش سوريه با احتياط عمل ميكرد، اما اكنون با توجه به پيشرفتهايي كه در عرصه ميداني به دست ميآورد اطمينان خاطر بيشتري براي پاسخ به تعرضات و تجاوزات رژيم صهيونيستي دارد.