چند روز پيش خبر تخريب خانه استاد بنان منتشر شد؛ خانهاي كه سالهاي پاياني عمر استاد در آن گذشته است. البته پيش از اين نيز خانههاي تاريخي زيادي در تهران و ساير نقاط كشور تخريب شده بودند. اما زماني كه ما در حال گلايه و شكايت از اين بوديم كه چرا ميراثهاي فرهنگي و تاريخي شهري چون تهران به راحتي از بين ميروند و شهري چون تهران به سرعت به سمت و سوي بيهويتي پيش ميرود، در آن سوي دنيا خانهاي به ثبت تاريخي رسيد كه در نوع خود بسيار جالب توجه است. بيبيسي در گزارشي از ثبت خانه استيو جابز به عنوان يك اثر تاريخي خبر داد. در اين گزارش آمده است:
خانه استيو جابز در كاليفرنيا كه طراحي رايانههاي اپل از پاركينگ آن آغاز شد، به عنوان يك اثر تاريخي ثبت شد. اين خانه ويلايي در لسآلتوس در جنوب خليج سانفرانسيسكو در امريكا، در حال حاضر هم به يك جاذبه گردشگري تبديل شده است. با تصميم كميسيون تاريخي منطقه سيليكون، ولي هرگونه تغيير در اين خانه بايد ابتدا توسط اين كميسيون بررسي شود. استيو جابز كه شركت اپل را در سال ۱۹۷۶ ميلادي راه انداخت، دو سال پيش در ۵۶سالگي درگذشت. يكي از مقامات لسآلتوس به بيبيسي ميگويد: خواهر جابز كه اكنون صاحب اين خانه است، اعتراضي به اين تصميم ندارد. زاخاري دال، يكي از كارمندان اين كميسيون تاريخي ميگويد: «اين منطقه به وجود اين خانه افتخار ميكند». استيو جابز، استيو وزنياك و چند كارمند اوليه شركت اپل، يكصد دستگاه اول از رايانههاي «اپل يك» را در اتاق نشيمن و پاركينگ اين خانه ساختند. اين شركت بعدها به كاپرتينو نقلمكان كرد. دال ميافزايد كه در حال حاضر مادرخوانده استيو جابز در اين خانه زندگي ميكند. رايانههاي «اپل يك» كه در سال ۱۹۷۶ ميلادي به قيمت 66/666 دلار فروخته ميشد، در سال ۲۰۱۰ ميلادي ۲۱۲ هزار دلار ارزش داشت.
خانه استيو جابز در مقايسه با معماري غالب در منطقه، فرق چنداني با ساير خانههاي اطراف ندارد. تنها چيزي كه اين ويلا را متمايز كرده است، سكونت فردي است كه دنياي رايانهها را متحول كرد. اما بسياري از خانههاي تاريخي كه امروزه در تهران در حال تخريب هستند، علاوه بر اينكه سكونتگاه شخصيتهاي تاريخي بودهاند، از نظر معماري نيز جزو يادگاريهاي معماري زيباي قاجاري هستند؛ معماري كه بازمانده شكوه معماري ايراني به شمار ميرود و متأسفانه در زمان پهلوي مورد بيمهري قرار گرفت و اكنون نيز نمونههاي بر جاي مانده از آن كه معمولاً عمري بالاي يك قرن دارند، به دست بسازبفروش ميافتد كه هيچ ارزشي براي فرهنگ، تاريخ و هويت قائل نيستند. منطقه فردوسي تهران از اين نمونهها به خود زياد ديده و خانهاي كه گفته ميشود فرمان مشروطيت در آن به امضا رسيده است؛ فرماني كه حداقل مسير تاريخي كشورمان را تغيير داد.
رفتاري كه در آن سوي دنيا با خانه استيو جابز شد، چرا نبايد در داخل كشورمان تكرار شود؟ ما شخصيتهاي معاصر فراواني داريم كه خانههايشان قابليت موزه شدن را دارند. همين چند وقت پيش بود كه عزتالله انتظامي، آقاي بازيگر سينماي ايران منزل مسكوني خود را در اختيار دولت قرار داد تا در آنجا براي هنرمندان، سراي سالمندان ايجاد شود. چرا نبايد اين فضا به عنوان محلي براي حضور تهران گردان نيز مورد استفاده قرار بگيرد؟ خانه سيمين و جلال نمونه خوبي از خانههاي بر جاي مانده است؛ خانهاي كه سالها محل سكونت دو تن از نوابغ ادبيات معاصر ايران است. انتظار ميرود حداقل اين خانه را به عنوان موزه و ميراث فرهنگي تهران براي آيندگان ثبت و ضبط كنيم.